
٪۵۰
کتاب شجاعت رنج بردن
چارچوبی درمانی در مواجهه با عمیقترین بحرانهای زندگی
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ابوالفضل صالحی
۶۲
«چیزهایی را در تاریکی آموختهام که هرگز نمیتوانستم در روشنایی یاد بگیرم،
seyedeh Hananeh
۳۶
هیچ آگاهشدنی بدون درد نیست
reihane faraji
۳۱
«ولی هیچ دلیلی نداشت که از اشکهایمان شرمنده باشیم؛ چراکه اشکها شاهد این بودند که انسانی بیشترین شجاعت را از خود نشان داده است؛ شجاعت رنجبردن.»
ــ ویکتور امیل فرانکل، انسان در جستوجوی معنا
کاربر ۳۰۴۴۷۹۹
۲۴
بدون رنج میتوان درد را تجربه کرد؛ اما بدون درد نمیتوان رنج را تجربه کر
فاطمه سروی
۱۸
درحالیکه درد ممکن است راهحلی داشته باشد، رنج ماندنی است و ممکن است حلنشدنی باشد. برخی از رنجها چنان عمیق، چنان شدید یا چنان سمجاند که اساساً افراد را بهگونهای ماندگار تغییر میدهند و آنها را وامیدارند تا با واقعیتهای اصلی وجودی زندگی کنار بیایند.
milan
۱۲
بااینحال رنج معمولاً با نیش تیزی شروع میشود که مددجو را به مرحلهای میبرد که ما آن را غروب مینامیم.
عبدالحفیظ محمدی
۱۱
برخی از رنجها چنان عمیق، چنان شدید یا چنان سمجاند که اساساً افراد را بهگونهای ماندگار تغییر میدهند و آنها را وامیدارند تا با واقعیتهای اصلی وجودی زندگی کنار بیایند.
seyedeh Hananeh
۱۰
ولی هیچ دلیلی نداشت که از اشکهایمان شرمنده باشیم؛ چراکه اشکها شاهد این بودند که انسانی بیشترین شجاعت را از خود نشان داده است؛ شجاعت رنجبردن
seyedeh Hananeh
۱۰
چیزهایی را در تاریکی آموختهام که هرگز نمیتوانستم در روشنایی یاد بگیرم، چیزهایی که زندگیام را بارهاوبارها نجات دادهاند؛ بهطوریکه در واقع فقط یک نتیجهٔ منطقی میتوان از آن گرفت: من به همان اندازه که به روشنایی احتیاج دارم، به تاریکی هم احتیاج دارم.
seyedeh Hananeh
۸
«سقوط» ناشی از رنج (که ممکن است مانند تجربهٔ پستیهای معنوی یا یأس باشد) در واقع بخشی ضروری برای رسیدن به ارتفاعات معنوی جدید است.
مُروا
۷
«چیزهایی را در تاریکی آموختهام که هرگز نمیتوانستم در روشنایی یاد بگیرم
کاربر نیوشک
۵
وقتی افراد از درد اجتناب میکنند، مسائل مثبت زندگی را نیز از دست میدهند.
کاربر ۶۲۶۴۶۲۶
۵
زندگی ما عمیقاً با رنج شکل گرفته است.
seyedeh Hananeh
۴
«شرم قدرتش را از بیانناپذیریاش میگیرد
مینوسا
۴
«ولی هیچ دلیلی نداشت که از اشکهایمان شرمنده باشیم؛ چراکه اشکها شاهد این بودند که انسانی بیشترین شجاعت را از خود نشان داده است؛ شجاعت رنجبردن.»
𝓮𝓵𝓵𝓪
۴
ولی هیچ دلیلی نداشت که از اشکهایمان شرمنده باشیم؛ چراکه اشکها شاهد این بودند که انسانی بیشترین شجاعت را از خود نشان داده است؛ شجاعت رنجبردن.
کاربر نیوشک
۳
مردم اذعان میکردند که در غیاب فشار روانی، کشمکش و رخدادهای منفی خوشحالاند. در مقابل، معنا درست هنگامی وجود داشت که آنها دچار فشار روانی و کشمکش یا در سختی بودند.
seyedeh Hananeh
۳
چیزهایی را در تاریکی آموختهام که هرگز نمیتوانستم در روشنایی یاد بگیرم، چیزهایی که زندگیام را بارهاوبارها نجات دادهاند؛ بهطوریکه در واقع فقط یک نتیجهٔ منطقی میتوان از آن گرفت: من به همان اندازه که به روشنایی احتیاج دارم، به تاریکی هم احتیاج دارم.
seyedeh Hananeh
۳
باورها در برابر تغییر بسیار مقاوماند. حتی وقتی شواهد نشان میدهد که باید تغییر کنند، مردم دوست ندارند این کار را بکنند.
rashidi
۳
مشقت در تقابل با خوشحالی است؛ ولی مردم در چنین موقعیتی معنا را پیدا میکنند.
Solmaz&Sanaz Sadeghi
۳
اگر قلباً بپذیرید که رنج بخشی از طبیعت زندگی است، تردیدی نیست که در برابر دشواریهای زندگی تحمل بیشتری خواهید داشت.»
کوثر خادمیان
۳
تأثیرات مثبت معنا بر سلامتی ظاهراً فقط برای کسانی است که معنا را پیدا میکنند و نه برای کسانی که صرفاً آن را جستوجو میکنند.
Alilovely15
۳
گاهی تصمیم به پیمودن این مسیرِ رنج خودش شکوفایی است.
کاربر نیوشک
۲
که اضطراب و رنج تا حدی ناشی از انزوای دائم همهٔ انسانها و بیمعنایی ذاتی جهانی است که تنها قطعیت آن مرگ است. (۱ و ۲) هر شخصی ذاتاً تنهاست و تا عمر دارد دنبال راههایی برای برقراری ارتباط با دیگران و ایجاد معناست.
کاربر نیوشک
۲
(۱۱) پرورش معنا در اکنون میتواند افراد را برای سختی یا رنج دوباره در آینده بهتر آماده کند.
کاربر نیوشک
۲
مددجوها میتوانند با طراحی یک روال و رعایت یک برنامه، در زندگیشان حس کنترل ایجاد کنند. حتی نمونههای کوچکتر ساختار، مانند بیدارشدن سر ساعتی مشخص یا ورزش قبل از شام، ممکن است موقع بهاوجرسیدن اضطراب وجودی آسایش فراهم کند.
seyedeh Hananeh
۲
مشقت در تقابل با خوشحالی است؛ ولی مردم در چنین موقعیتی معنا را پیدا میکنند.
seyedeh Hananeh
۲
تجربهٔ درد بد نیست؛ فقط دردناک است
seyedeh Hananeh
۲
در برخی موارد، درد بخشِ ضروریِ رشد است
seyedeh Hananeh
۲
کسی که روزی دوستش داشتم، جعبهای پر از تاریکی به من داد. سالها طول کشید تا بفهمم این هم یک هدیه بوده است.