جملات زیبای کتاب مشق های خط نخورده | طاقچه
تصویر جلد کتاب مشق های خط نخورده

بریده‌هایی از کتاب مشق های خط نخورده

انتشارات:نشر مرکز
امتیاز
۳.۹از ۱۴ رأی
۳٫۹
(۱۴)
حیران میانِ این‌حس ‌که خوش‌حال باشی از این‌که از رنجِ بیماری و رنجِ زندگی آزاد شد یا غمگینِ آن‌که خداوند فرشته‌ای دیگر را از زمین فراخواند و جهان تاریک‌تر شد.
artemis
ما را دعا می‌کرد و ما هیچ نمی‌دانستیم که در جوابِ نور که از مهر یعنی از خورشید است چه باید کرد. همان قدر که تاریک نباشیم او را بس بود.
نفیسه علمی
او رفت و غم ماند و بی‌حوصلگی.
Zohreh Askari
حیران میانِ این‌حس ‌که خوش‌حال باشی از این‌که از رنجِ بیماری و رنجِ زندگی آزاد شد یا غمگینِ آن‌که خداوند فرشته‌ای دیگر را از زمین فراخواند و جهان تاریک‌تر شد.
Zohreh Askari
مرگ‌ها بعد‌ها و بعد‌ها آمدند. هرچه ما بزرگ‌تر شدیم مرگ‌ها بیشتر شدند‌.
Zohreh Askari
هیچ نمی‌فهمیدی که تعطیلات چرا تا چشم برهم می‌زدی تمام می‌شد و شب سیزده می‌رسید و یاد مشق‌های نانوشته‌.
Zohreh Askari
اگر پدر برنمی‌گشت مادر باید چه می‌کرد؟ کدام گوسفندِ قربانی است که بتواند جایِ خالیِ رفتنِ کسی را پرکند؟
Zohreh Askari
ما را دعا می‌کرد و ما هیچ نمی‌دانستیم که در جوابِ نور که از مهر یعنی از خورشید است چه باید کرد. همان قدر که تاریک نباشیم او را بس بود
ريحانه