جملات زیبا از متن کتاب خاطرات کتابی | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات کتابی

کتاب خاطرات کتابی

۳.۴(از ۳۶ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
احمد اخوت
انتشارات: 
نشر گمان

قیمت:

۵۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ما با نوشتن یا خواندن کتاب وارد یک زندگی می‌شویم و همراه با آدم‌هایش زندگی می‌کنیم.
eln_pr
۱۶
اگر بازکردن کتاب‌ها تولدی تازه است (چون کتاب‌ها جایگاه و حیات جدیدی پیدا می‌کنند) جمع‌کردن و گذاشتن آن‌ها در کارتن و جعبه این احساس را به تو می‌دهد که داری آن‌ها را در تابوت می‌گذاری و می‌خواهی دفنشان کنی!
arshia
۸
نویسنده اینجا هم می‌خواهد به شرحِ ردِّ غیرواقعی‌های پنهانِ بر واقعیتِ معمول برسد: هنر نویسنده در زندگی‌نگاره‌نویسی آن است که به جای پیکرساختن از تودهٔ گِلِ نرم بتواند با طرح‌افکندن یکی‌دو خطِ اندیشیده و دقیق بر تنِ سنگی انتخاب‌شده چیزی ماندگار بیافریند که هم گزارشِ خود است هم شرحِ جهان
R.Khabazian
۵
گذشته فقط زمانی به‌سویمان می‌آید و خودش را نشان می‌دهد که زمان حال مانند رودخانه‌ای آرام حرکت کند و اعماقش را به ما نشان بدهد.
eln_pr
۴
نوشتن از خود یک‌جور دستِ پیش گرفتن در برابر مرگ است و هراسِ فراموشی و فنا؛ مومیایی‌کردنِ نفس است، تمّنای پیش‌انداختنِ محاکمه است؛ شلاق تطهیر است بر خود و بر میدانِ دید یا خواستِ فراهم‌آمدنِ پیشاپیشِ طومار اعمالی‌ست برای روز مبادا:
whatreaderssara
۴
«شاید برای هر زندگی کتابی وجود دارد». به همین دلیل به آن کتاب عمری می‌گویند، اثری که دائم به آن رجوع می‌کنیم
safa
۳
ما با نوشتن یا خواندن کتاب وارد یک زندگی می‌شویم و همراه با آدم‌هایش زندگی می‌کنیم.
علیرضا کریمی
۲
منِ خواننده با این ویژگی‌ها و خلقیات در فلان شرایط با کتابی که الآن دارم خاطراتم را از آن می‌نویسم آشنا شدم و این‌طور آن را می‌خواندم و این تأثیرها را بر من گذاشت.
safa
۲
شکلوفسکی دربارهٔ بابل چنین می‌نویسد: «او فردی جدا از زندگی و بیگانه با آن نبود، اما همیشه به نظرم می‌آید بابل شب‌ها که می‌خواسته بخوابد گویی روزی که گذرانده بود یک روز داستانی بوده؛ باید امضایش را پای آن می‌انداخته (و تصدیق می‌کرد امروز از نظر داستانی به‌دردبخور بوده یا نه).»
Hanna Sol
۲
تک‌عکسی از یک خاطره در ذهن ما منجمد شده برای همیشه، اما یادآور مرگ هم هست (Memento Mori). دستمال ورونیکاست. حضور دارد و نشانهٔ غیبت هم هست، مانند هیزمی که در اجاقی می‌سوزد و تصویر شعله‌هایش بر دیوار می‌افتد و غم غربتی را در من بیدار می‌کند و احساسی را در من برمی‌انگیزد که مستقیماً ریشه در این حالت عاشقانه دارد که هر آن‌که از ما دور است برایمان عزیز است.
Hani Bagherzadeh
۰