eln_pr
۱۵
ما با نوشتن یا خواندن کتاب وارد یک زندگی میشویم و همراه با آدمهایش زندگی میکنیم.
arshia
۸
اگر بازکردن کتابها تولدی تازه است (چون کتابها جایگاه و حیات جدیدی پیدا میکنند) جمعکردن و گذاشتن آنها در کارتن و جعبه این احساس را به تو میدهد که داری آنها را در تابوت میگذاری و میخواهی دفنشان کنی!
R.Khabazian
۵
نویسنده اینجا هم میخواهد به شرحِ ردِّ غیرواقعیهای پنهانِ بر واقعیتِ معمول برسد: هنر نویسنده در زندگینگارهنویسی آن است که به جای پیکرساختن از تودهٔ گِلِ نرم بتواند با طرحافکندن یکیدو خطِ اندیشیده و دقیق بر تنِ سنگی انتخابشده چیزی ماندگار بیافریند که هم گزارشِ خود است هم شرحِ جهان
eln_pr
۴
گذشته فقط زمانی بهسویمان میآید و خودش را نشان میدهد که زمان حال مانند رودخانهای آرام حرکت کند و اعماقش را به ما نشان بدهد.
whatreaderssara
۴
نوشتن از خود یکجور دستِ پیش گرفتن در برابر مرگ است و هراسِ فراموشی و فنا؛ مومیاییکردنِ نفس است، تمّنای پیشانداختنِ محاکمه است؛ شلاق تطهیر است بر خود و بر میدانِ دید یا خواستِ فراهمآمدنِ پیشاپیشِ طومار اعمالیست برای روز مبادا:
علیرضا کریمی
۲
ما با نوشتن یا خواندن کتاب وارد یک زندگی میشویم و همراه با آدمهایش زندگی میکنیم.
safa
۲
منِ خواننده با این ویژگیها و خلقیات در فلان شرایط با کتابی که الآن دارم خاطراتم را از آن مینویسم آشنا شدم و اینطور آن را میخواندم و این تأثیرها را بر من گذاشت.
safa
۱
«شاید برای هر زندگی کتابی وجود دارد». به همین دلیل به آن کتاب عمری میگویند، اثری که دائم به آن رجوع میکنیم
Hanna Sol
۱
شکلوفسکی دربارهٔ بابل چنین مینویسد: «او فردی جدا از زندگی و بیگانه با آن نبود، اما همیشه به نظرم میآید بابل شبها که میخواسته بخوابد گویی روزی که گذرانده بود یک روز داستانی بوده؛ باید امضایش را پای آن میانداخته (و تصدیق میکرد امروز از نظر داستانی بهدردبخور بوده یا نه).»
