عادل کمک آرپیجیزن بوده و موشکهای آرپیجی در کولهاش بوده است. ناغافل یک گلوله به موشکها خورد و موشکها آتش گرفت. عادل هر چه میکند، نمیتواند گیرۀ کوله را از دور سینهاش باز کند. عراقیها بدجوری شلیک میکردند. حاجآقا محمدی و چند نفر دیگر، عادل را روی زمین انداخته و روی عادل خاک میریزند تا آتش خاموش شود، اما موفق نمیشوند و عادل ذره ذره جلوی چشمان پدرش در آتش میسوزد و شهید میشود.