
کتاب از من خداحافظ
پدیدآورندگان:
محمدرضا یزدانی نژادانتشارات:
انتشارات کتابستان معرفت٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mh.mirvakili
۲
ابراهیم گفت: «بالاترین مرتبه، موت احمره. یعنی مخالفت با هوای نفس. این آخرین مرحلهست. دلکندن از غیر و دلبستن به او.»
mh.mirvakili
۰
صدبارمردن را به ذرهذرهمردن ترجیح میدهم.
mh.mirvakili
۰
جوانها از تمام نقاط وطن بهسان خون به رگهای جبههها تزریق میشدند و دیری نمیگذشت که خونشان به کل نقشهٔ ایران شتک میزد. خونی که به رگهای جبههها تزریق میشد و یک بار دیگر در بازگشت، به ایمان و اعتقادات مردم رنگ میپاشید
mh.mirvakili
۰
بعضی حرفها برای زدن نیست، برای نزدن است. درون قلبم که باشد، محبوس است و متعلق به خودم. راحتتر میتوانم انکارش کنم، راحتتر میتوانم فراموشش کنم. اما به زبان که بیاید، زنده میشود، تکثیر مییابد و واقعی میشود، بلند میشود و راست میایستد مقابلم. آنوقت است که دیگر نمیشود فراموشش کرد. سایه میشود و قدمبهقدم راه میآید کنارم.
mh.mirvakili
۰
زنها موجودات عجیبی هستند. اگر کسی که دوستش دارند، دستشان را بهگرمی بفشارد و یک لبخند محبتآمیز نثارشان کند، جان دوباره میگیرند.
mh.mirvakili
۰
«موت ابیض یعنی تحمل گرسنگی.»
mh.mirvakili
۰
«موت اسود تحمل ایذای خلقه. نادیدهگرفتن طعنهٔ مردم.»
mh.mirvakili
۰
«درد میکشم. پس زندهام.» این جهانبینی من است.