جملات زیبای کتاب برگ و باد در دومین طبقه‌ی پلاک ۳۸ | طاقچه
تصویر جلد کتاب برگ و باد در دومین طبقه‌ی پلاک ۳۸subscriptionAvailable

کتاب برگ و باد در دومین طبقه‌ی پلاک ۳۸

نوع کتاب
۳.۵ امتیاز(از ۲ رأی)
پدیدآورندگان: 
ژیلا تقی‌زاده
انتشارات: 
انتشارات نشانه

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
n re
۲
زندگی خواب نیست. واقعی‌تر از این حرف‌هاست. تو در خواب زخم بر میداری و درد نداری. ولی زندگی زخم‌های واقعی و عمیقی به تو می‌زند که اغلب از عشق پدیدار می‌شوند.
n re
۱
«اگر برای شادمانی دنبال دلیل باشی هرگز پیداش نمی‌کنی، فقط یک دلِ آرام میتونه شاد باشه.»
n re
۱
«از بخت‌یاری ماست شاید/آنچه می‌خواهیم/یا به دست نمی‌آید/یا از دست می‌گریزد.»
mojgan
۱
«هیچ‌وقت عاشق شدی؟» «از اول بودم، از اولین گریه‌ای که به دنیا اومدم، اولین بار که یه پروانه‌ی سفید دیدم.» هنگامه کاغذ و مداد درآورد: «تکون نخور، همین‌طوری که حرف میزنی یه طرح ازت میکشم.» ایرج بی‌حرکت ماند و گفت: «کنار هر پنجره‌ای که ایستادم عاشق بودم و هر وقت که برگی با باد افتاد زمین.»
mojgan
۱
سال‌ها. گوهر حقیقت. سال‌ها گشتن و گشتن. هنگامه یک آن به آن‌ها خیره ماند. دوربین را بست و خیره به آن‌ها لبخند از صورتش رفت. گوهرِ حقیقت و سال‌ها پی آن گشتن.