هیچ هنری بدون داستانِ عاشقانه و هیچ داستان عاشقانهای بدون عشق و هیچ عشقی بدون شب مهتابی نمیتونه وجود داشته باشه.
eurus
هیچ هنری بدون داستانِ عاشقانه و هیچ داستان عاشقانهای بدون عشق و هیچ عشقی بدون شب مهتابی نمیتونه وجود داشته باشه
کاربر ۸۰۶۲۳۲۰
من تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که یواشکی گریه کنم، چون من از سرزمینی اومده بودم که زنها توش هیچکارهن و روسپیها همهکارهن. و الان توی این غربت، روسپیها هم هیچکارهن
bahman
وقتی که به کل تاریخ نگاه میکنم و قرنهایی که بیهوده گذشته و ما به امید دیدار موجودی انسانی زیر نور آفتاب بودیم و حالا سؤال اینجاست که ما کجا هستیم و به کجا رسیدیم؟
کاربر ۸۰۶۲۳۲۰
شما همیشه یه لباس خونین رو به یه لباس آلوده به کثافت ترجیح میده.
bahman
دیانیرا: در این دنیا شگفتیها بسیارند،
هرچند چیزی شگفتانگیزتر از انسان نیست،
آنگاه که او در طول شبِ دریاها را میشکافد،
و هنگامی که باد زمستان میوزد،
بالهایش همچون تازیانهای،
از میان خانهها گذر میکند...
bahman
یه قاتلم که شهرتم باعث شده قاتل بودنم پنهان بشه. من فقط بعضی وقتا میتونم انسان باشم، درست مثل این لحظه که زیر نور لطیف ماه میخوام از اینجا بری. چون که یه روز باید عاشق یه مرد واقعی بشی، مردی که یه قهرمان واقعیه، کسی که مثل بقیه میترسه و میتونه ترسش رو کنترل کنه. و یه روز پسرا و دخترایی داشته باشی که عاشق آرامشن. و همهٔ هیولاهایی که من باهاشون جنگیدم فقط بهعنوان یه قصهٔ کودکانه باقی میمونه. این تنها چیز باارزش انسانیه.
bahman