
Arash
۳۸۶
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند.
طاغی
۲۰۸
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند. فریادهای ناامیدی به آسمان بلند میشد. به طبیعت نفرین میفرستادند.
؟
۱۷۷
اگر زندگانی سپری نمیشد چقدر تلخ و ترسناک بود.
ایراندُخت
۱۵۳
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند.
madishka
۱۴۱
تنها در گورستان است که خونخواران و دژخیمان از بیدادگری خود دست میکشند.
hassan
۱۱۲
تنها در گورستان است که خونخواران و دژخیمان از بیدادگری خود دست میکشند. بیگناهان شکنجه نمیشوند. نه ستمگر است نه ستمدیده. بزرگ و کوچک در خواب شیرینی غنودهاند.
مازیار
۱۰۷
تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت.
rezaat98
۷۰
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند. فریادهای ناامیدی به آسمان بلند میشد. به طبیعت نفرین میفرستادند. اگر زندگانی سپری نمیشد چقدر تلخ و ترسناک بود.
Baharak
۵۴
تنها در گورستان است که خونخواران و دژخیمان از بیدادگری خود دست میکشند.
نویسنده کوچک
۵۲
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند. فریادهای ناامیدی به آسمان بلند میشد. به طبیعت نفرین میفرستادند. اگر زندگانی سپری نمیشد چقدر تلخ و ترسناک بود.
msuh
۴۹
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند.
maria
۳۷
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند. فریادهای ناامیدی به آسمان بلند میشد
🐺😎🙂
۲۶
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند.
missy (با حروف کوچک)
۲۴
زندگانی از مرگ جداییناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت.
Arghavan
۲۱
مرگْ همهی هستی را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند: نه توانگر میشناسد نه گدا؛ نه پستی نه بلندی؛ و در مغاک تیره آدمیزاد، گیاه و جانور را در پهلوی یکدیگر میخواباند. تنها در گورستان است که خونخواران و دژخیمان از بیدادگری خود دست میکشند. بیگناهان شکنجه نمیشوند. نه ستمگر است نه ستمدیده. بزرگ و کوچک در خواب شیرینی غنودهاند. چه خواب آرام و گوارای که روی بامداد را نمیبینند! داد و فریاد و آشوب و غوغای زندگانی را نمیشنوند. بهترین پناهی است برای دردها غمها رنجها و بیدادگریهای زندگانی
سارا
۱۹
اگر زندگانی سپری نمیشد چقدر تلخ و ترسناک بود.
Mahdi
۱۹
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند.
نویسنده کوچک
۱۸
مرگ با داس کهنهی خود خرمن زندگانی را درو میکنند....
مرگْ همهی هستی را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند: نه توانگر میشناسد نه گدا؛ نه پستی نه بلندی؛ و در مغاک تیره آدمیزاد، گیاه و جانور را در پهلوی یکدیگر میخواباند.
(CR7~2)
۱۸
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند.
مَن.
۱۷
تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود
Rezi#
۱۶
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند. فریادهای ناامیدی به آسمان بلند میشد. به طبیعت نفرین میفرستادند. اگر زندگانی سپری نمیشد چقدر تلخ و ترسناک بود.
ⓝⓐⓡⓖⓔⓢ
۱۶
زندگانی از مرگ جداییناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستارهٔ آسمان تا کوچکترین ذرهٔ روی زمین دیر یا زود میمیرند
میرفندقی
۱۶
ای مرگ! تو از غم و اندوه زندگانی کاسته آن را از دوش برمیداری. سیهروز تیرهبخت سرگردان را سروسامان میدهی. تو نوشداروی ماتمزدگی و ناامیدی میباشی.
MehrNaz
۱۵
تو مانند مادر مهربانی هستی که بچهی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده نوازش میکند و میخواباند.
فایدیم
۱۵
زندگانی از مرگ جداییناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستارهٔ آسمان تا کوچکترین ذرهٔ روی زمین دیر یا زود میمیرند: سنگها، گیاهها، جانوران... هرکدام پیدرپی به دنیا آمده و به سرای نیستی رهسپار میشده و در گوشهٔ فراموشی مشتی گردوغبار میگردند.
بیسیمچی
۱۳
مرگْ همهٔ هستی را به یکچشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند: نه توانگر میشناسد نه گدا؛ نه پستی نه بلندی؛ و در مغاک تیره آدمیزاد، گیاه و جانور را در پهلوی یکدیگر میخواباند.
پویا
۱۲
مرگْ همهی هستی را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند: نه توانگر میشناسد نه گدا؛
سحر
۱۲
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند. فریادهای ناامیدی به آسمان بلند میشد. به طبیعت نفرین میفرستادند. اگر زندگانی سپری نمیشد چقدر تلخ و ترسناک بود.
Meti & yeganeh
۱۲
اگر مرگ نبود، همه آرزویش را میکردند.
helya.B
۱۲
تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود
