
Mostafa F
۸
اگه چیزایی هست که هنوز خیال میکنیم اونا رو نخواهیم فروخت دلیلش اینه که هنوز پیشنهادی با ارقام مناسب به دستمون نرسیده.
ملکوت
۵
برای پایینیها همیشه این امکان هست که بالاییها رو دست بندازن. چون این تنها کاریس که میتونن.
Ellie
۳
استقامت و احساس نقص، این قانون تکامله.
Sarah S
۳
بدترین بلاها اینه که مردم یه کشور از ماجراهای خصوصی یه حکومت مطلع باشن. نطفۀ همۀ شورشها در همین لحظه بسته میشه.
*sunnǭ
۳
روزبهروز زودرنجتر و خامتر میشیم. زندگی ما رو نمیپزه، پر نمیکنه. تجربه همیشه میلنگه.
*sunnǭ
۳
وقتی مغز وارد گود شد، چماق باید میدونو خالی کنه.
*sunnǭ
۳
چرا؟ چرا تصور، چرا یقین نمیکنید؟ چرا مطمئن نیستید؟ میخواید اگه پیشرفت ممکن نشد پشت سر پلی باشه؟ هان؟
*sunnǭ
۲
زمان و جستوجو هر معمایی رو حل میکنه.
*sunnǭ
۲
در تنهایی آدم فرصت پیدا میکنه که در ساختمان جسم و روح خودش تجدیدنظر بکنه، اما من تنهایی رو نمیپسندم و همیشه بهسختی اونو تحمل کردهم، بودن شما در اینجا منو بهپسند خودم نزدیک میکنه.
*sunnǭ
۲
شما در دوختن لباسهای رنگین و فریبنده برای منظور خودتون خیلی زبردست هستین!
Ellie
۱
اون عملاً آدم نزدیکی نیست، ولی باز هم میخواد دورتر بره، خب از کجا دورتر؟ از چه کسی دورتر؟ من خیال میکنم این مرد اسیر بیقرارترین خودخواهیها بوده، تجردی که داشته سیرش نمیکرده، بنابراین بازم میخواسته دورتر بشه، از... (با بیانی قاطع) خودش!
Shirin
۱
آیین و منطق و قرارداد رو همیشه گروه برگزیدۀ انسان وضع و تدوین میکنه، و ناچار و هم به جهت طولانی کردن برتری خودش ادعا میکنه که این چیزها زاییدۀ جامعۀ انسانه.
elina
۱
بله بازجویی رو شروع کنید. تاریخ آرزوی یه مأموریت بدون گزارش یا رد شدن یه گزارش سفید رو با خودش به گور میبره. گزارشتونو بنویسید.
elina
۱
از وقتی که نخستین هستۀ اجتماعی تشکیل شد، از هنگامی که انسان کسی را در کنار خویشتن یافت که میباید او را برادر بنامد کینه و حسد و رقابت و در نتیجه جنایت پا بهعرصۀ وجود گذاشت!
*sunnǭ
۱
باری، دوست برگزیدۀ شما بسیار علاقمنده یه آدم معمولی باشه و بتونه فارغ از همۀ مهارها زندگی کنه، تا اینکه دوست برگزیدۀ شما باشه و ببینه که فقط داره یه افسار خشک و خالی رو با خودش میکشه.
*sunnǭ
۱
انسان یعنی دهن عالم خلقت که افتاده به جون طبیعت داره میخوردش.
*sunnǭ
۱
او به این ترتیب همیشه علیه خودش، نفس خودش، عصیان میکرده، گریختن از نام و مقام و موقعیت...
*sunnǭ
۱
اصولاً ما نمیتونیم زندگی رو تعهد کنیم برای اینکه دائماً مشغول مرگیم.
*sunnǭ
۱
با خودش جنگیده، مثل یه کاسبکار قلیلمایه استعدادش رو احتکار کرده. هنوز هم میکنه
*sunnǭ
۱
وقتی یه نفر میل داره حرف بزنه هیچ تذکری نمیتونه حرفش رو ببره.
*sunnǭ
۱
شیرینی زندگی به اینه که آدم ادامۀ جبری و طبیعی جملهیی رو که در یک حرف ربط ناتموم مونده در بوته ببینه.
*sunnǭ
۱
من هر روز صبح باور میکنم که زندهم، حس میکنم که آفتاب زندهس، زمان وجود داره، اگه یه لحظه این قانون تأخیر بکنه من نابود میشم
*sunnǭ
۱
تنهایی، حرف زدن عادی شما رو تبدیل به شعر وحشتناکی کرده.
*sunnǭ
۱
انسان در معنای کلی کلمه، فقط به «نسبی و محدود» دست پیدا میکنه همشهری محترم! و به همین هم قناعت میکنه.
*sunnǭ
۱
ترحم! زیباترین و گزندهترین دشنام دوستانهس!
*sunnǭ
۱
بله... شما رو عقل ساربونی میکنه ولی من پی سلیقه و احساسات و تفکر خودمو با جنون ریختهم.
Ellie
۰
پدر سرپوش رشد خصال انسانی فرزند است و در عوض، کردارهای ناهنجاری از قبیل تقلید و اتکاطلبی را در وی بارور میسازد.
Sarah S
۰
مجبورم داستان اون خیاطی رو برای شما بگم که چند تا شلوار کهنه و پاره و یه شلوار نو و سالم داشت و مشکلش این بود که آیا شلوار سالم رو بدره و شلوارهای پاره رو وصله کنه یا به مجموع شلوارهاش بیاعتنا بمونه و به انتظار مشتری شلوار پاره بنشینه؟ نه این و نه اون. اگه شلوار سالم رو بدرید البته شلوارهای پاره به وصلهیی میرسند و فعلاً از شما راضی میشن، ولی متقابلاً این تصور براشون پیش میآد که اگه شلوار سالمی هم باشد، بعید نیست یه روزی بهخاطر چندتا شلوار پاره دریده بشن. توجه میکنید که بروز این فکر بهمراتب خطرناکتر از اونه که نقداً شلوارها پاره بمونن، ولی بهتدریج، بهطور جدی و با آرامش و متانت برای پارههاشون وصلهیی تهیه بشه.
Sarah S
۰
همیشه نسبت به اطلاعات خودتون بدبین باشید و اونا رو ناقص بدونید.
Shirin
۰
مدیر مسکن وقت: میخواید اونجا چه کار بکنید؟
موش: زندگی! (با خنده) شاید هم کیمیا و نجوم مطالعه کنم!
مدیر نفوس وقت: فقط زندگی؟
موش: فقط زندگی!
مدیر نفوس وقت: تعهد میکنین؟
موش: (پس از سکوتی کوتاه) نه! برای اینکه تدریجاً میمیرم. اصولاً ما نمیتونیم زندگی رو تعهد کنیم برای اینکه دائماً مشغول مرگیم.