جملات زیبای کتاب خانه دایی یوسف | طاقچه
تصویر جلد کتاب خانه دایی یوسف

بریده‌هایی از کتاب خانه دایی یوسف

۵٫۰
(۱)
انسان از چه جوهر و خمیرمایه‌ای شکل گرفته که این نفرین‌شدگان حتی در اردوگاه‌های جهنمی استالین هم امید به زندگی و آینده را از دست نمی‌دادند. تاریخ بشریت و تداوم آن مدیون این امیدها و استقامت‌هاست.
سیدمحمدحسین
بعدها شنیدم در دوران استالین هزاران روستایی ایرانی که در مجاورت مرزها زندگی می‌کردند و برای برگرداندن الاغ و گاو و گوسفند و یا به علت دیگر پا به خاک شوروی گذاشته بودند، به جرم تجاوز به خاک شوروی و جاسوسی روانهٔ سیبری و اردوگاه‌ها شده و جان خود را از دست داده‌اند.
سید علی جان ما بود
من دست‌ها را می‌دیدم اما مغزها را نمی‌دیدم. باید گفت خلاص شدن از دست یک ایدئولوژی به همین راحتی نیست. این در ذات هر ایدئولوژی نهفته است که در پی هواداران وفادار و متعصب و به‌طورکلی سرسپرده باشد. ایدئولوژی مارکسیستی  لنینیستی نیز از این خصلت بری نبود. ما بی‌اندک شک و تردید باور مطلق داشتیم که ایدئولوژی ما نه‌تنها جهان را توضیح می‌دهد بلکه آن را دگرگون کرده و می‌کند.
سیدمحمدحسین
باید گفت خلاص شدن از دست یک ایدئولوژی به همین راحتی نیست. این در ذات هر ایدئولوژی نهفته است که در پی هواداران وفادار و متعصب و به‌طورکلی سرسپرده باشد.
Shirin
اما همین واقعه برای من درسی شد که من به عناصر افراطی علی‌رغم هارت‌وپورت‌های سرخ و انقلابی بی‌اعتماد باشم.
جوجه طلایی
به‌تدریج می‌فهمیدم که در بطن جامعهٔ شوروی هم مثل جامعهٔ ایران به خاطر خفقان، دورویی و ریا حاکم است.
جوجه طلایی
اما حمزه‌لو اعتقاد داشت آدم‌ها باید خودشان به نتیجه برسند. با این اوضاع‌واحوال تلاش برای منصرف کردن دوستان بی‌فایده است.
جوجه طلایی
در زمان ما یکی به دوست افسر ما گفته بود که: آیا در ایران خر وجود دارد؟ دوست حاضرجوابش با ناراحتی و تمسخر پاسخ داده بود: خر بود ولی تمام شد؛ زیرا آخرین خر من بودم که من هم اینجا آمدم.
سید علی جان ما بود
اگر رژیم پهلوی در این مورد یک جو عقل در سر داشت و عفو عمومی برای بازگشت ایرانیان مهاجر در شوروی می‌داد، به گمان من اکثریت بزرگی از مهاجران با حفظ حیثیت و استقلال خود به افشاگری حکومت سابق شوروی می‌پرداختند و می‌توانستند تأثیر بزرگی بر افکار عمومی مردم بگذارند. اما شاه سابقِ ایران گفته بود بگذار همان‌جا دق‌مرگ بشوند.
سید علی جان ما بود
حال همه، چه دیروزی‌ها و به‌خصوص امروزی‌ها درسی که باید از ماجرای فرقهٔ دمکرات بگیرند این است که چگونه کشورهای بیگانه در مواقع و اوضاع خاص می‌توانند از مسائل داخلی ایران در جهت منافع خود بهره‌برداری کنند.
سیدمحمدحسین
شایان ذکر است که مطبوعات شوروی تنها در دوران پس از گورباچف یعنی دوران گشایش سیاسی و گلاسنوست، به‌تدریج پرده از جنایات دوران استالین برداشتند. تبهکاری‌های دوران استالین نه‌فقط به لحاظ قتل میلیون‌ها انسان بی‌گناه، بلکه از منظر روحی و روانی و فرهنگی نیز اثرات بسیار مخربی در روحیه و ذهنیت مردم شوروی به‌جا گذاشته بود. نباید اشتباه کرد. این جنایات فقط تیرباران و حلق‌آویز کردن انسان‌ها نبود، بلکه هتک حرمت و اعتبار و حیثیت انسانی شهروندان و گرفتن اقرارهای قلابی و نادرست تحت فشارهای جسمی و روانی بود که قربانیان باید خود را خائن خطاب کنند و مستحق مرگ بدانند. این تبهکاری‌ها و بیدادگری‌ها به‌طور کلی عملاً در پی آن بود تا روح انسانیت و معنویت و همبستگی اجتماعی را در این کشور کشته و از میان بردارد. و از آدم‌ها، آدمک‌های مطیع و سربه‌راهی بسازد.
سیدمحمدحسین
درواقع، این مادر شکنجه‌هاست که تو عاشق نظامی باشی و درعین‌حال زندانی همان نظام لعنتی باشی. کمونیست‌های نسل اول ایرانی و شوروی که در سال‌های ۳۷ و ۳۸ به‌هنگام تیرباران شدن شعار زنده باد استالین، زنده‌باد حزب کمونیست شوروی سر می‌دادند. از این تبار بودند که با آن اعتقاد مکتبی برای خود زندان در زندان درست کرده بودند.
سیدمحمدحسین