من دستها را میدیدم اما مغزها را نمیدیدم. باید گفت خلاص شدن از دست یک ایدئولوژی به همین راحتی نیست. این در ذات هر ایدئولوژی نهفته است که در پی هواداران وفادار و متعصب و بهطورکلی سرسپرده باشد. ایدئولوژی مارکسیستی لنینیستی نیز از این خصلت بری نبود. ما بیاندک شک و تردید باور مطلق داشتیم که ایدئولوژی ما نهتنها جهان را توضیح میدهد بلکه آن را دگرگون کرده و میکند.