
٪۷۰
کتاب از عشق گفتن
عشاق، غریبهها، والدین، دوستان، آغازها و پایانها
انتشارات:
انتشارات میلکان٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
ندا
۱۴۶
عشق یعنی دادن فضای رشد به کسی که دوستش داریم. عشق تکیهکردن به دیگری نیست؛ ایستادن در کنار یکدیگر است.
کِــــلارآ
۱۱۴
از زمان متنفر بودم؛ چون تنهاییام را به رخم میکشید و از خودم هم بهخاطر تلفکردن آن متنفر بودم.
سین تین
۸۸
خیلی مهم است زندگیات را با افرادی بگذرانی که نهتنها خوبی تو را میبینند، بلکه تو را به آدم بهتری تبدیل میکنند.
سید علی هاشمیان
۷۶
به لحظاتی که احساس خشم میکنی دقیقتر بنگر؛ چون در خشم تو سرنخهایی از یک حقیقت عمیقتر پنهان شدهاند.
خود شرلوک هلمز
۶۴
ترس از فقدان باعث میشود آدمها تصمیمهای ضعیفی دربارهٔ عشق بگیرند.
سید علی هاشمیان
۶۲
مطالعه نوعی بازتنظیم هیجانی است؛ درست مثل شکستن قولنج کمر. زمانی که احساس تنهایی کنم، سراغ نوشتههایی میروم که حکم غذای روح را برایم داشته باشند. کتابها میتوانند شما را به بهترین نسخهٔ خودتان بازگردانند یا احساساتی را بیان کنند که واژهای برایشان سراغ نداشتید. زمانی که در کتابها به چیزی برمیخورید که کس دیگری هم احساس کرده، پیش خودتان میگویید: «عجب خدایا، پس فقط من نیستم که چنین احساسی دارم.» این همان عشق است؛ یعنی دیدن خود در آینهٔ وجود دیگری. پیوند دو روح.
سید علی هاشمیان
۵۴
چیزی که زوجها در روابط بلندمدت از دست میدهند احترام است. این اتفاق به چند دلیل میافتد: وقتی به کسی نزدیک میشوید، راحتتر از دستش عصبانی میشوید تا از دست کسی که نمیشناسید و بالعکس. اگر دوستتان حرف ناراحتکنندهای به شما بزند، احتمال اینکه با او دعوا کنید بسیار کم است. اما وقتی کسی را دوست دارید و او نیز شما را دوست دارد، اغلب فریادکشیدن را انتخاب میکنید. درحالیکه باید قدمی به عقب بردارید و فکر کنید: «نه، باید با شریک زندگیام طوری رفتار کنم که گویی غریبه است. باید خوشرفتار باشم و فاصلهام را حفظ کنم.»
سین تین
۵۰
همیشه آنچه میخواهید به دست نخواهید آورد. هیچچیز را نمیتوانید کنترل کنید و این درک به همان میزان که دلخراش است، رهاییبخش نیز هست.
umbrella
۴۳
بهترین تعریف خوشبختی این است که قادر باشی زندگیات را همچون اثر هنری زیبایی ببینی که همیشه درحال تغییر است و همواره به طریقی که انتظارش را نداری تو را غافلگیر میکند.
سید علی هاشمیان
۴۱
اگر کسی که زمان زیادی را با او سپری کردهاید به شما بگوید ارزشمند نیستید، اعتمادبهنفستان آسیب میبیند
Momentary pleasure
۳۶
هرچند تلاش لازمهٔ موفقیت یک رابطه است، برای جلب محبت و عشق یک نفر نباید تلاش کرد. او یا تو را دوست دارد یا ندارد. دوستداشتن و دوستداشتهشدن باید آسان و بدون دردسر به دست بیاید.
خود شرلوک هلمز
۲۹
وقتی دو طرف در رابطه حقیقت را میگویند، حتی اگر گفتن حقیقت مشکلشان را حل نکند، باز هم ارتباطشان به نحوی حفظ میشود.
little editor
۲۸
«تمام چیزهایی که از صحتشان اطمینان دارید، ممکن است جای دیگری اشتباه باشند.» دریافتن این حقیقت مایهٔ تواضع و حتی اطمینان خاطر بود؛ اینکه بدانی پاسخ درست همواره ثابت نیست و بسته به جایی که در زندگیات ایستادهای تغییر میکند.
ندا
۲۸
عاشقبودن یعنی یافتن معنا در کوچکترین و روزمرهترین اتفاقات زندگی
umbrella
۲۶
درد از درک ناصحیح واقعیت پدید میآید.
eli
۲۴
سواد عاطفی زیادی برای رابطه لازم است: بهجای بگومگو باید توافق کرد. بهجای عصبانیشدن و کوبیدن در، باید نشانههای عاطفی را شناخت و دانست چه زمانی وقت عقبنشینی است. باید فهمید چهچیزهایی ارزش فداکاری دارد.
mobina
۲۲
ما باید رابطههایی را که برایمان ارزشمندند بارهاوبارها احیا کنیم؛ حتی زمانی که ایگو و قلبمان مجروح و دردمندند (شاید حتی در چنین زمانهایی بیشتر نیاز به این کار داریم).
کاربر ۴۲۲۹۲۳۲
۲۱
هیچکس دلش نمیخواهد از او بت بسازند. همه دلمان میخواهد دیده، پذیرفته و بخشوده شویم. همهٔ ما دوست داریم بتوانیم در لحظات دشوار خودمان باشیم. بنابراین وقتی کسی از ما بت میسازد، احساس بیگانگی از خود به ما دست میدهد. در ظاهر به نظر میرسد بیشتر از هر زمانی به چشم میآییم و تحسین میشویم؛ اما در حقیقت بخشهای مهمی از ما نادیده گرفته میشود.
Momentary pleasure
۲۱
همانطور که شارلوت برونته در کتاب جین ایر میگوید: (من گنجی درون خود دارم. اگر تمام لذتهای جهان از من دریغ شود یا به قیمتی ارائه شود که توان پرداختش را نداشته باشم، این گنج من را زنده نگه خواهد داشت.)» وقتی نگاهی به متن اصلی جین ایر انداختم، این جمله را دیدم که پیشتر از جملهٔ بالا آمده بود: «اگر عزتنفس و شرایط موجود چنین حکم کند که تا ابد تنها زندگی کنم، این کار را خواهم کرد.»
Momentary pleasure
۱۹
عشق درست مثل هنر آمیختن رنگهاست: گاهی وقتی دو نفر را کنار هم قرار میدهی، رنگ افتضاحی درست میکنند. بعضیها بدترین طیفهای شما را بیرون میآورند. در این صورت، رابطه اشکال دارد، نه شما. عشقی که باعث بیخوابی یا گریه بشود عشق نیست. نباید برای عشق بجنگید. اگر شبیه جنگ به نظر میرسد، بهتر است وقتتان را تلف نکنید.
***
بهصا
۱۹
«داری برای ازدستدادن چیزی سوگواری میکنی که به خیر و صلاحت نبود.»
mobina
۱۷
وقتی از دکتر مگان پو روانپزشک پرسیدم چرا آدمها اینقدر خودشان را توی رابطهها گم میکنند، گفت گاهی به این خاطر است که میکوشند «خودشان را آشکار نکنند و دیگری را منعکس کنند»
سین تین
۱۶
ارزش حقیقی زندگی ما در تأثیری است که بر انسانهای دیگر میگذاریم
کاربر نیوشک
۱۶
عشق را با اضطراب اشتباه نگیر و همچنین احتمال خطر را با هیجان عاشقی. هماهنگی و آرامشی که از عشق واقعی میآید بسیار ارزشمند است و سالها طول کشید این را بیاموزم.
بهصا
۱۶
«تجربههای ما پل هستند نه دره.» هرقدر هم دردناک باشند.
سید علی هاشمیان
۱۵
ما بسیاری از انسانهایی را که بخشهای مهمی از زندگیمان را با آنها گذراندهایم (همسایهها، دوستان، خواهر و برادرمان) از دست میدهیم و تمام بار عاطفی ناشی از این فقدانها روی دوش همسران میافتد. اکنون از شریک زندگیمان انتظار داریم تمام نیازهایی را برایمان برآورده کند که یک دهکده آدم برای برآوردن آنها لازم است. آنها را زیر بار اینهمه انتظار خفه میکنیم. بنابراین، اگر آن شخص به ما خیانت کند، احساس میکنیم تمام داشتههایمان را از دست دادهایم.
بهصا
۱۵
من همیشه بیش از اندازه به عشق بها دادهام و اکنون دارم یاد میگیرم مرتکب این اشتباه نشوم. اکنون یاد گرفتهام به تخیل و خلاقیت هنریام بیشتر بها بدهم تا اینکه کسی دوستم بدارد یا کسی را دوست بدارم. هنوز هم میتوانم با آدمهای دیگر در ارتباط باشم. ازدواج من هنوز بخش بزرگی از زندگیام است. اما فکر میکنم لذتی در ذات زیستن وجود دارد که وابسته به هیچ انسان دیگری نیست. اکنون میفهمم انرژی حیاتی زندگی من از درون سرچشمه میگیرد و دیگری تعریفش نمیکند.
ندا
۱۴
ارسطو فکر میکرد شناختن خود کار دشواری است، بنابراین عشقورزیدن به یک دوست برای بهدستآوردن خودشناسی ضروری است. سایمون مِی مینویسد: «ما نه بهخاطر آنچه دوستمان به ما میگوید، بلکه از مشاهدهٔ انعکاس تصویر خودمان در آینهٔ وجود او به خودشناسی میرسیم.»
سید علی هاشمیان
۱۳
در نهایت هیچ انسان دیگری نمیتواند عشقی را که از والدینمان دریافت کردهایم به ما بدهد. اما برخی از افراد تلاششان را میکنند، بنابراین به هم نزدیکتر و نزدیکتر میشوند. سپس عشق بیشتری طلب میکنند و عشق بیشتری نیز میدهند تا اینکه کاملاً وابسته میشوند و استقلال خود را از دست میدهند.
سین تین
۱۳
نقطهٔ مشترک همهٔ ما انسانها این است که میخواهیم دوست بداریم و دوست داشته شویم. وقتی این را متوجه شوید، احساس همدلی بیشتری با دیگران پیدا میکنید. میفهمید همهٔ ما بخشی از وجودی بزرگتریم.
