
ز.م
۲۸
من تقریبا چهل سالمه و الان هیچی تو زندگیم ندارم که نشون بده در این سن و سالم. نه کسی رو دارم که عاشقم باشه، نه بچه دارم و نه کار درخشانی تو زندگیم کردم.»
Book
۱۵
اسکار وایلد: هیچ چیز دشمنانت را به اندازه اینکه که فراموششان کنی، آزار نمیدهد.
میم الف
۷
آینده؛ جایی که جادوی واقعی رخ میدهد
آزاده
۵
یکی از چیزهایی که وقتی سنت بالا میرود یاد میگیری، ارزش آدمهایی است که رازهایت را میدانند، کسانی که فقط در اکنون تو نبودهاند و با جوانی معصوم و بیآلایشت خاطره دارند.
شیلا در جستجوی خوشبختی
۵
هیچ چیز دشمنانت را به اندازه اینکه که فراموششان کنی، آزار نمیدهد.
hilda
۵
هیچ چیز دشمنانت را به اندازه اینکه که فراموششان کنی، آزار نمیدهد.
بهناز
۳
برای نوشتن اول باید داستانی برای تعریف کردن داشته باشی. من به دنبال داستان خودم بودم.
میم الف
۲
شاید یکی از چیزهایی که وقتی سنت بالا میرود یاد میگیری، ارزش آدمهایی است که رازهایت را میدانند
red rose
۲
«آره، بعضیا اینقدر خوب بلدند دروغ بگن که حتی سر خودشون رو هم کلاه میگذارن.»
Faranak_naseri_
۲
جمله ای است از اسکار وایلد: هیچ چیز دشمنانت را به اندازه اینکه که فراموششان کنی، آزار نمیدهد.
بهناز
۲
شاید یکی از چیزهایی که وقتی سنت بالا میرود یاد میگیری، ارزش آدمهایی است که رازهایت را میدانند، کسانی که فقط در اکنون تو نبودهاند و با جوانی معصوم و بیآلایشت خاطره دارند.
marysa
۲
یکی از چیزهایی که وقتی سنت بالا میرود یاد میگیری، ارزش آدمهایی است که رازهایت را میدانند، کسانی که فقط در اکنون تو نبودهاند و با جوانی معصوم و بیآلایشت خاطره دارند.
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۲
«شاید زندگیاش پیچیدهتر از اونی که ظاهرش نشون میده باشه.»
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۲
«هیچکس نمیدونه تو دل یه آدم دیگه چی میگذره.»
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۲
برای نوشتن اول باید داستانی برای تعریف کردن داشته باشی. من به دنبال داستان خودم بودم.
saharist
۱
من به دنبال داستان خودم بودم.
elmira
۱
هیچ چیز دشمنانت را به اندازه اینکه که فراموششان کنی، آزار نمیدهد.
marysa
۱
بدترین خیانت از نظر من این است که بیهوده ادعای محبت مادرانه کنی.
marysa
۱
حال خوبی دارم. گرم و پر از نور امید.
ولی وقتی همه چیز از جنس امید باشد میشود به تحقق آن شک کرد.
از ساعت 4 صبح
۱
«میگفت زمان گذشته حرفی بیش نیست. تنها ادعاست. زمان حال قابل اثبات است و دربارهٔ ارزشهاست.»
hilda
۱
بعضیا اینقدر خوب بلدند دروغ بگن که حتی سر خودشون رو هم کلاه میگذارن.
hilda
۱
«این که حقیقت چیزی برات ثابت نشده، دلیل نمیشه که حقیقت نداشته باشه.»
hilda
۱
معتقدم بعضی اوقات دانستن ما را قوی نمیکند. اتفاقا بعضی وقتها فهمیدن یک حقیقت اصلا قابل هضم نیست.
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۱
«من و اون مثل آب و روغن میمونیم و این یعنی هیچ وقت با هم جور نمیشیم. همیشه دربارهٔ چیزایی ازم سوال میکنه که خودش شک نداره بهترینش رو داره. اون از من خوشش نمیاد.»
«ازت بدش هم نمیاد. این بزرگترین ویژگی آدمای برنده است.»
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۱
«تو باید حرفت رو بزنی. به درک که بقیه منظورت رو نفهمیدن.»
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۱
ما چون بازماندگان یک کشتی غرقشده هر روز با قایق نجات مجهزی در دریای زندگی شناور بودیم و در انتظار نجات یا رسیدن به ساحلی بهتر لحظات را سرمیکردیم.
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۱
فکرش را که میکنی کارهای ما هم تلخ است و هم شیرین، هم شاد است و هم اندوهآور.
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۱
او آدمها را خلع سلاح نمیکند، فقط آنها را با مهارت خاص خودش مدیریت میکند. اما شاید این نکتهٔ مهم را یادش رفته باشد که هر کسی با دیگری فرق دارد و زیر بار هر چیزی نمیرود.
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۱
بعضیا اینقدر خوب بلدند دروغ بگن که حتی سر خودشون رو هم کلاه میگذارن.»
یه دیوونه عاشق کتاب:|
۱
استعداد یه چیزیه و موفقیت مالی هم چیز دیگه.»