جملات زیبای کتاب بیست و سه قصه | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیست و سه قصهsubscriptionAvailable

کتاب بیست و سه قصه

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۱۷ رأی)
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
ت ت
۲۳
هر گناهی را که دیگری کرده اگر پنهان کنی خدا دو تا از گناهان تو را پنهان خواهد کرد.
علیرضا
۸
تنها هدف از آفرینش آدمی این است که به دیگران نیکی کند.
علیرضا
۷
ماترینا آهی کشید و گفت: «این ضرب‌المثل که می‌گویند «آدمی می‌تواند بی‌پدر و مادر زنده بماند امّا بی‌خدا نمی‌تواند زنده باشد» درست است.»
علیرضا
۷
«خداوند مهربانی محض است و هرکس مهربان نباشد خدا را نمی‌شناسد»
Xenion
۶
چون عبادت کنید مانند دیگر اُمت‌ها تکرار باطل نکنید. گمان مبرید که دعا با تکرار مستجاب می‌شود. مانند آنان نباشید؛ زیرا خداوند پیش از آنکه سؤال کنید از حاجت‌های شما باخبر است.
علیرضا
۵
اگر از کسی ناسزا شنیدی، خاموش باش. وجدان دشنام‌دهنده سبب شرم او می‌شود. این پندی بود که پیغمبر ما داد.
ت ت
۵
اگر زندگی را تنها زندگی خود بدانی و بر رفاه آن به خرج و هزینهٔ دیگران بیفزایی به زندگی خودت آسیب می‌رسانی.
علیرضا
۴
- سیمون؟ - بله. - ما همیشه می‌بخشیم... چرا دیگران به ما نمی‌بخشند؟
علیرضا
۴
«اگر برنگردید و مانند کودکان معصوم نشوید، هیچ‌گاه وارد ملکوت خداوند نخواهید شد.»
علیرضا
۳
پی برده بود بهترین راه ادای نذر خداوند اطاعت از مشیت اوست. مشیت خدا هم این است که آدمی تا زنده است به دیگران محبت و نیکی کند.
علیرضا
۳
حیات نه زمان می‌شناسد و نه مکان. لحظه‌ای حیات با هزار سال حیات یکی است.
ت ت
۳
نابود کردن زندگی موجود در دیگران در ید قدرت تو نیست. زندگی کسانی را که کشته‌ای از دید چشمان تو ناپدید شده است، امّا نابود نشده است.
علیرضا
۲
باید ممنون و متشکر از عید بود که معطل تمام شدن خانه‌تکانی نمی‌شود، سر وقت خودش از راه می‌رسد. و الّا خانه‌تکانی هیچ‌گاه تمام نمی‌شد.
Xenion
۲
می‌اندیشید: «یک عمر طول می‌کشد تا آشیانه‌ای بنا کرد. امّا ویران کردن آن چندان وقتی نمی‌گیرد.»
ت ت
۲
هرموقع همان‌قدر بدی و پلیدی که به دنیا آورده‌ای از دنیا بزدایی، کفارهٔ گناهان راهزن و خودت را داده‌ای.
ت ت
۲
پی برده‌ام بدی را نمی‌توان با بدی کردن نابود کرد. بیاموز چه باید کرد.
ت ت
۲
جز خدا کسی نمی‌تواند به من بدی کند یا خوبی.
ت ت
۲
خداوند مهربانی محض است و هرکس مهربان نباشد خدا را نمی‌شناسد»
علیرضا
۱
نابه‌سامانی زندگی مردم بدان علّت است که دیگر مردم با کار خود زندگی نمی‌کنند. تکیه کرده‌اند به کار دیگران.
علیرضا
۱
تا وقتی قلبی آتش نگیرد نمی‌توان با آن قلب دیگری را روشن کرد.
Xenion
۱
بچه‌جن گفت: «هیچ یک از این‌ها را نیفزودم. تنها کاری که من کردم این بود که وسیله‌ای برانگیختم تا روستایی بیش از نیازش غله داشته باشد. در رگ‌های آدم خون حیوانی هست. امّا تا وقتی غلهٔ مورد نیازش را دارد خوی حیوانی او در خواب است و دست‌وپا بسته. تا وقتی که وضع آن‌گونه بود، روستایی بابت از دست دادن نانش تشویش نداشت. امّا وقتی بیش از نیازش داشت، رفت دنبال لذّت و عیش‌ونوش. من لذّت مشروب خوردن را به او چشاندم. بعد هم که او شروع کرد برکت خدا را صرف لذّت و خوشی شخص خودش بکند، خصلت روباه و گرگ و خوک، که در خون او نهفته بود، فرصت پیدا کرد سر بلند کند. اگر به عرق خوردن و میگساری ادامه دهد، همیشه حیوان و رذل خواهد ماند.»
Xenion
۱
«اگر برنگردید و مانند کودکان معصوم نشوید، هیچ‌گاه وارد ملکوت خداوند نخواهید شد.»
Xenion
۱
تنها چیزی را که مردم متعلق به خود می‌دانستند کار بازویشان بود.
sarehsaji
۱
این مجموعه داستان‌های تولستوی را می‌توان نوعی مثنوی مولانا در فرهنگ روس دانست
Hosein Sargoli
۱
این شیوهٔ من و توست امّا راه و رسم خدا نیست
ت ت
۱
آدمی می‌تواند بی‌پدر و مادر زنده بماند امّا بی‌خدا نمی‌تواند زنده باشد
ت ت
۱
آدمی توانایی تشخیص نیازهای خودش را ندارد.
ت ت
۱
ما همه گناهکاریم. باهم کنار بیایید و کوتاه بیایید.
ت ت
۱
اگر خشم و غیظ خود را سیراب کنید و کود دهید بیش از همه برای خودتان بد خواهد شد.
ت ت
۱
در کشور او فقط یک قانون حکم‌فرماست. هرکس دستش پینه زده و آبلِه دارد می‌تواند سر میز بنشیند و بخورد و الّا باید با باقی‌ماندهٔ خوراک دیگران خودش را سیر کند.