جملات زیبای کتاب گذر | طاقچه
تصویر جلد کتاب گذر

بریده‌هایی از کتاب گذر

نویسنده:نفیسه مرادی
انتشارات:نشر نیماژ
امتیاز
۴.۰از ۴ رأی
۴٫۰
(۴)
مخصوصاً از این‌که مادرش هنوز امیدوار بوده مهیار پیدا بشود خوشحال بود. می‌گفت همین یعنی که از زندگی نبریده و ممکن است حالش بهتر شود. آن‌موقع نمی‌دانستیم امید اگر بیهوده باشد چه چیزِ وحشتناکی‌ست؛ پیله‌ای است که سال‌ها در آن گیر می‌کنی و زجر می‌کشی. آن‌موقع نمی‌دانستیم گاهی ناامیدی چه موهبتی‌ست.
کاربر ۳۷۳۶۸۵۸