جملات زیبای کتاب اولین آدم بد | طاقچه
تصویر جلد کتاب اولین آدم بد
off
٪۷۰

کتاب اولین آدم بد

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۱۳ رأی)
پدیدآورندگان: 
میراندا جولای، حمید دشتی
انتشارات: 
نشر نیماژ
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
کرم کتابخوان
۳
کارل یک بار مرا با نام «گینجو» صدا کرد که فکر می‌کردم به‌معنای «خواهر» است، تا اینکه گفت واژه‌ای است ژاپنی برای مردی، مردی مسن، که خودش در انزوا زندگی می‌کند، اما آتش را برای دهکده روشن نگه می‌دارد.
fariba.
۲
اگر به‌قدر کافی عاقل باشی، می‌دانی که این زندگی عرصهٔ دست‌کشیدن از چیزهایی است که به‌دنبالشان هستی. پس چرا به‌جای تقلا برای حفظ و به‌دست‌آوردن، در دست‌کشیدن و ازدست‌دادن ماهر نشوی؟
serendipity
۲
با نجوایی گفت: «فکر می‌کنم شاید آدم مزخرفی‌ام.» برای یک لحظه حرفش را باور کردم. فکر کردم قرار است به جرمی که مرتکب شده اعتراف کند، شاید به قتل. بعد فهمیدم همه‌مان فکر می‌کنیم آدم‌های مزخرفی هستیم؛ اما فقط وقتی این موضوع را به‌زبان می‌آوریم که از کسی تمنای عشق داشته باشیم، شبیهِ برهنه‌شدن است.
serendipity
۲
دستش حرارت و سنگینی‌ای داشت که تنها دست‌های واقعی چنین ویژگی‌ای دارند. صد دست خیالی هم چنین گرمایی ندارند.
serendipity
۱
او گلویش را صاف کرد و بعد سکوت کرد. شاید اصلاً چیزی نگوید. این بدترین کاری است که مردها انجام می‌دهند.
کرم کتابخوان
۱
همه‌مان فکر می‌کنیم آدم‌های مزخرفی هستیم؛
serendipity
۰
پس دخترهای این دوره و زمانه وقت‌هایی که مشغول پرخاشگری نیستند، بدون احساسات عاشقانه با پسرها ارتباط می‌گیرند. درحالی‌که دختران جوان نسل من هم عصبانیت را تجربه می‌کردند؛ اما آن را سر خودشان خالی می‌کردند و به خودشان صدمه می‌زدند و افسرده می‌شدند. دخترهای این زمانه یک‌مرتبه می‌گویند: آی نفس‌کش! و کسی را به سینهٔ دیوار می‌کوبند. چه کسی می‌تواند تعیین کند کدام منش بهتر بوده؟ در گذشته، دخترها به خودشان آسیب می‌زدند، حالا یک فرد محترم بی‌گناه آسیب می‌بیند و حالِ خود دخترها خوب به‌نظر می‌رسد. اگر دربارهٔ انصاف صحبت کنیم، شاید گذشته زمانهٔ بهتری بوده.