جملات زیبای کتاب پیام آور تاریخ | طاقچه
تصویر جلد کتاب پیام آور تاریخ

بریده‌هایی از کتاب پیام آور تاریخ

انتشارات:نشر قطره
امتیاز
۴.۳از ۳ رأی
۴٫۳
(۳)
هر مورخی قبل از هرچیز، یک انسانه. بنابراین، تاریخ نمی‌تونه کاملاً بی‌طرف باشه، تاریخ در حرکته، تغییرشکل می‌ده، محو می‌شه یا پُربارتر می‌شه. هویت ما، گذشتهٔ ما، تمام آنچه ما رو تعریف می‌کنه، فقط یک روایته.
سگ ولگرد
تاریخ حافظهٔ جمعی ماست، هویت ماست. چیزیه که ما رو به‌عنوان بشر تعریف می‌کنه. تاریخ برای همهٔ ما ملموسه، نگاشته‌شده‌ست، تغییرناپذیره.
سگ ولگرد
الکساندر : می‌بینم که خیلی دنیا رو تیره و تار می‌بینین. آدِلایید: چون دارم بارِ قرن‌ها رنج و اندوه رو به دوش می‌کشم، و این بار سنگینیه.
سگ ولگرد
الکساندر: بازم چشماتون تو هاله‌ای از غبار گم شدن، اونا می‌خوان چی بگن؟
سگ ولگرد
آدِلایید: روزی این تابلو، این تصویر، از عقیدهٔ شما فراتر خواهد رفت و نماد یک ملت خواهد شد، حتی بیشتر از یک ملت: نماد یک آرمان. اوژن: (مردد) یک آرمان؟ آدِلایید: اون نمادِ تنها توجیه به حق برای جنگه: به دست آوردن آزادی. اوژن: مگه توجیه دیگه‌ای هم می‌شناسین؟ آدِلایید: اوژن، در تمام زمان‌ها، جنگ فقط به دلیل کینه‌توزی، غارتگری یا به دلایل بیهوده سر گرفته.
سگ ولگرد
مرد: همش همین. صدها سال تاریخ، تبدیل به یک مکعب آهنی شد.
سگ ولگرد
سیکسْت دوم: که اون‌ها رو نجات بدیم؟ از چی؟ دیمیتری: از امپراطوری. تو یونانی هستی، مثل من، و تهِ دلت، مثل من، می‌دونی که نجات انسان در دمکراسیه.
سگ ولگرد
کلماتْ باد هوایی است که در ارتعاشه.
سگ ولگرد
من با تماشای این کتاب‌ها عطشم رو سیراب می‌کنم. این کتابخونه عجب غافلگیرکننده‌س!
سگ ولگرد
و در الجزیره، وقتی زن و مردی طلاق می‌گیرن، زن هیچ حقی نداره.
سگ ولگرد
به‌هرحال تو الجزایر، وقتی زن هستید، آسون نیست.
سگ ولگرد
زن الجزایری باید همهٔ عمر تحت سلطهٔ یه مرد باشه، پدرش، برادرش، شوهرش، پسرعموش. زنْ یه موجود صغیر به حساب می‌آد، در تمام عمرش!
سگ ولگرد
مرد: می‌دونین، تو فرانسه هم تا سال‌های پنجاه، زن‌ها حق نداشتن دسته‌چک داشته باشن... آلیا: تو سال‌های پنجاه! در الجزیره تو سال ۲۰۰۱ هم هنوز همون وضعیته! "... زن‌ها را با ظاهری محترمانه فریب می‌دهند و آن‌ها را در یک بندگی واقعی نگه می‌دارند، در مورد آنچه مربوط به دارایی‌هایمان می‌شود، به‌عنوان افرادی صغیر با ما رفتار می‌کنند و آنجا که به خطاهای ما مربوط می‌شود، به‌عنوان افرادی بالغ!" مرد: از بومارشه، اون طرف‌دار حقوق زنان بود! آلیا: اون این جمله رو در سال ۱۷۷۸ نوشت و بعد از سه قرن هنوز اینجا معتبره! این غیر قابل تحمله!
سگ ولگرد
مرد: ولی شما چرا برنمی‌گردین فرانسه؟ آلیا: ما نمی‌خوایم برگردیم فرانسه! نمی‌خوایم بریم! رفتن یعنی تسلیم شدن! رفتن یعنی کوتاه اومدن!
سگ ولگرد
نمی‌دونه کجاست. دیگه دقیقاً نمی‌دونه کیه. فقط یک چیز رو می‌دونه: دنبال راهش می‌گرده.
سگ ولگرد
آدِلایید: حرف بزنین، حرف بزنین، من دوست دارم بشنوم.
سگ ولگرد
وقتی می‌خوان آزاد باشن، تنها راهی که برای شنیده شدن صداشون دارن، اینه که بکشن... و کشته بشن.
سگ ولگرد
من... همچین چیز مهمی نیستم...
سگ ولگرد
آدِلایید: معلوم می‌شه که زیاد بلندپروازی ندارین؟ الکساندر: مگه آدم برای خوشبخت بودن باید بلندپرواز باشه؟ آدِلایید: حداقل باید در وجودتون یک شوروشوق وافر به چیزی وجود داشته باشه؟ الکساندر: شاید. من دوست دارم، البته شاید فکر کنین اینو برای خوشایند شما می‌گم، ولی من دوست دارم داستان تعریف کنم. آدِلایید: واقعاً که خنده‌داره. الکساندر: من خودم زیاد ماجراجو نیستم، ولی دلم می‌خواد صدها یا هزاران نفر رو با خودم به یک ماجرای فوق‌العادهٔ ادبی ببرم.
سگ ولگرد
این برای من تسلای خاطر بزرگیه که بالاخره بتونم بگم: خانوادهٔ من زنده بودن، خانوادهٔ من وجود داشتن، پدرم، مادرم، عمه‌م، دخترعمه و پسرعمه‌هام. همه‌شون رو با گیوتین اعدام کردن و تو یه گور دسته‌جمعی انداختن و تمام آثار حیاتشون رو از بین بردن، ولی اون‌ها وجود داشتن، و اونچه رو که اصله حفظ کردن، حداقل امیدوارم...
سگ ولگرد
دوباره خوندم. و دوباره خوندم. و دوباره خوندم.
سگ ولگرد
آدِلایید: گذشتهٔ من دیگه به من تعلق نداره. الکساندر: پس آینده رو بنویسین، برای من بنویسین.
سگ ولگرد
اوژن: "آزادی راهنمای انسان‌هاست"
سگ ولگرد
بیست بار تا سرحدِ مرگ رفته و بیست بار تن و بدن من براش لرزیده.
سگ ولگرد
تاریخ پیشرفت می‌کنه هانری. تاریخ روی سنگ‌ها حک نشده، تاریخ در حرکته. خاطرات ما، حافظهٔ ما، کم‌رنگ می‌شه یا پرجلوه‌تر می‌شه.
سگ ولگرد
ببین، به نظر من، در دل هر داستان تخیلی، یک رویداد واقعی وجود داره: اودیسه، ایلیاد، اِنه‌اید... که همه‌شون از واقعیت‌های تاریخیِ مسلم الهام گرفتن و بازگوکنندهٔ اون هستن.
سگ ولگرد
زنان و مردان مانند برگ درخت بر زمین می‌افتند.
سگ ولگرد
من در آنِ واحد، یک افسانه و یک واقعیت هستم.
سگ ولگرد
ژَن: مامان، تو در مورد این مرد هیچی نمی‌دونی! همهٔ داستانش فقط یه داستانه! فقط کلمات، باد هوا! آلیا: و اگه من بخوام اونا رو باور کنم چی؟ اگه انتخابم این باشه که اونا رو باور کنم چی؟
سگ ولگرد
امروز پاریس از همیشه هم زیباتر است، زیرا پاریس آزاد است.
سگ ولگرد

حجم

۱۰۲٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۳۴ صفحه

حجم

۱۰۲٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۳۴ صفحه

قیمت:
۴۷,۰۰۰
تومان