جملات زیبای کتاب مرداب روح | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرداب روحsubscriptionAvailable

کتاب مرداب روح

زندگی تازه در فضاهای محزون

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۱۰۱ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mohammad
۱۹۶
«خدایا، شوخی کوچکم با خودت را ببخش؛ من هم شوخی بزرگت با خودم را می‌بخشم.»
zahra Dehghan
۷۷
گناه ما این نیست که روان‌رنجور یا خودخواه هستیم؛ ما مقصریم چون با اینکه می‌دانیم روان‌رنجور یا خودخواه هستیم، شهامت یا اراده تغییر دادن خود را نداریم.
سینا
۶۶
روان از افسردگی برای دریافت توجه ما استفاده می‌کند تا به ما نشان دهد چیزی در عمق ما غلط است. هنگامی که ارزش درمانی آن را بشناسیم و رشته آن را در هزارتوی درون‌مان دنبال کنیم، آنگاه افسردگی می‌تواند نوعی دوست به‌نظر آید. اگر ما توسط افسردگی آسیب نبینیم، نشانه آن است که روان ما مرده است. آسیب و رنج نشانه آن است که چیزی مهم و حیاتی هنوز در درون ما وجود دارد و در انتظار دعوت ماست تا به زندگی بازگردد. در هر حال مرداب‌گونه، وظیفه‌ای وجود دارد. ارزش نهادن به افسردگی، احترام گذاشتن به آن، سعی نکردن در تسکین و فرار از عذاب آن، شهامت زیادی می‌طلبد. دراعماق آن معنایی نهان وجود دارد که از خودآگاه جدا شده، اما هنوز زنده و پویاست. با اینکه افسردگی انرژی حیات را می‌فرساید، اما آن انرژی از میان نمی‌رود؛ بلکه در عمق دنیای درون جای می‌گیرد. مانند اورفیوس که به اعماق می‌رود تا با نیروهای پست و افسونگر مواجه شود، ما نیز مکلف‌ایم به عمق افسردگی رویم و بزرگ‌ترین گنج روح رابیابیم.
na
۶۱
این دنیا زمانی به من تعلق پیدا می‌کند که دیگر به آن نچسبم. پادتن ترسِ از دست دادن دنیا، رها کردن آن است. پادتن تنهایی، در آغوش کشیدن تنهایی است. چنانکه در هومیوپاتی، بیماری توسط خوردن کمی از خود سم بهبود می‌یابد.
Roozbeh
۵۹
«من آنچه بر من روی داده است نیستم؛ من آن چیزی هستم که تصمیم می‌گیرم باشم»
Mohammad
۵۹
«بهتر است عشق ورزیده باشیم و محبوب خود را از دست داده باشیم تا اینکه اصلا عشق نورزیده باشیم.»
Sapoora Alavi
۴۵
معنا در رسیدن به مقصد نیست؛ بلکه در خود سفر است.
Mohammad
۴۰
فقط اندوه می‌توانست او را برانگیزد تا با از خود بیگانگی‌اش مواجه شود
زهره
۳۴
به عقیده پاسکال ما چیزی نیستیم مگر نی‌های شکننده و نازک که دنیای بی‌اعتنا می‌تواند به سادگی ما را بشکند و با وجود این ما نی‌های متفکری هستیم که می‌توانیم با جهان هستی متحد شویم و معجزه کنیم.
سینا
۳۳
بسیاری از ما تحت‌تأثیر بار «افسردگی زنده» یا حتی «افسردگی خندان» هستیم. در این نوع افسردگی موفق می‌شویم به اندازه کافی خوب کار کنیم؛ اما روح بسیار گران‌باری را حمل می‌کنیم و هرگز سبک‌بالی را که بخشی از سفر است تجربه نمی‌کنیم. این نوع افسردگی که شایع است و اغلب تشخیص داده نمی‌شود، زندگی شخص را فرسایش می‌دهد. ما با داشتن احساس بی‌ارزشی و بی‌کفایتی در مقابل چالش‌های زندگی، درحقیقت با این نوع افسردگی همدست می‌شویم. وظیفه بی‌چون و چرای ما در این مرداب آن است که به اندازه کافی آگاه شویم تا تفاوت میان آنچه را که در گذشته بر ما روی داده است و آن کسی که در حال حاضر هستیم تشخیص دهیم. هیچ‌کس تا زمانی که اذعان نکند: «من آنچه بر من رفته است نیستم؛ من آنچه انتخاب می‌کنم هستم» از لحاظ روان‌شناسی پیشرفت نمی‌کند. چنین شخصی می‌تواند تشخیص دهد کمبودهای دوران کودکی ذاتی نیستند؛ بلکه نتیجه شرایطی خارج از کنترل کودک هستند. آنگاه می‌تواند انرژی زندگی را که قبلا مسدود شده است جاری سازد.
کاربر ۷۰۲۹۶۱۹
۲۹
«هنگامی که به اندازه کافی رنج بردی و همانند این درختان افراشته ایستادی، آنگاه برف برای تو موهبتی چون تن‌پوش لطف و رحمت خدا خواهد بود.»
Mahdi
۲۸
«به کدام سو بگریزم؛ دوزخ خود منم.»
shahpour rezaei
۲۵
رنج لازمه رشد و بلوغ روحی است. بدون رنجْ انسان، ناآگاه، نابالغ، وابسته، ضعیف و محدود می‌ماند.
Mohammad
۲۵
اما آن پرنده سیاه بزرگ آنجا نشسته است و با صدای ناهنجاری می‌خواند، آن هم درست زمانی که می‌خواهیم جشن بگیریم، آزاد باشیم و تحت‌تأثیر گذشته نباشیم. این پرنده می‌خواند؛ لحظه را می‌فرساید؛ همه چیز به گذشته می‌لغزد و گذشته با تمامی شرم همراهش بازمی‌گردد.
pejman
۲۲
بخش عمده زندگی ما را گریز از اضطرابی تشکیل می‌دهد که نتیجه ترس از تنهایی و بی‌دفاعی‌مان در برابر جهان هستی است.
Mohammad
۲۲
«مرگ، مادر زیبایی است.»
ماهور
۲۰
اضطراب، بهای بلیط سفر زندگی است: بدون بلیط، سفری در کار نخواهد بود؛ بدون سفر، زندگی‌ای وجود نخواهد داشت. شاید از اضطراب تا جای ممکن بگریزیم؛ اما به این ترتیب فقط از زندگی خودمان می‌گریزیم.
Delaram
۱۸
شهامت نتیجه عدم‌حضور ترس نیست؛ بلکه درک این موضوع است که برخی چیزها برای‌مان مهم‌تر از چیزی است که از آن می‌ترسیم.
کاربر ۳۶۹۱۶۷۱
۱۷
هیچ‌کس تا زمانی که اذعان نکند: «من آنچه بر من رفته است نیستم؛ من آنچه انتخاب می‌کنم هستم» از لحاظ روان‌شناسی پیشرفت نمی‌کند.
pejman
۱۶
تنهایی حالتی از زندگی بشر است؛ تجربه‌ای انسانی است که فرد را قادر می‌سازد انسانیت خود را حفظ کند، ادامه دهد و عمق بخشد... تلاش‌ها برای گریز یا غلبه بر تجربه تنهایی فقط می‌تواند به از خودبیگانگی منجر شود.
Forest ♂️
۱۵
زیر تدافع هر وسواسی، نگرانی عظیمی نهفته است. آنچه تحمل دارم مستقیمآ به آن نگاه کنم شاید موجبات ناخرسندی مرا فراهم کند؛ اما دیگر مرا در تملک خود ندارد.
Forest ♂️
۱۳
هرکس فقط به آن چیزی تهاجم می‌کند که از آن می‌ترسد.
ماهور
۱۲
«اگر از تنهایی می‌ترسید، ازدواج نکنید.») زمانی تنها نیستیم که به خود متکی باشیم؛ آنگاه به خلوت رسیده‌ایم. شخصی که به خلوت می‌رسد در تجربه بی‌همتای خود از سفر تنهاست. چنین شخصی از حضوری درونی آگاه است که با آن گفتگو می‌کند. به کمک چنین گفتگویی، فرایند فردیت به پیش می‌رود. از دست دادن چنین فرصتی برای رشد فاجعه‌آمیز است. شخص فقط با تن دادن به این گفتگو و ارزش‌گذاری آگاهانه و مداوم به روح خود، فردیت می‌یابد.
ریزوریوس
۱۲
رابطه سالم فقط درصورتی ممکن است که شخص قادر باشد به‌عنوان یک فردِ تنهایِ فردیت‌یافته سر میز رابطه بنشیند. ریلکه هسته رابطه ناب را، سهیم شدن خلوت خود با دیگری تعریف کرده است : تصور می‌کنم مهم‌ترین وظیفه پیوند میان دو نفر محافظت از خلوت یکدیگراست
سوده:)
۱۲
اکثر ما شرطی شده‌ایم که خوب باشیم تا واقعی؛ پذیرا باشیم تا صادق؛ موافق باشیم تا قاطع.
Forest ♂️
۱۰
اکثر ما فقط زمانی رشد می‌کنیم که از نیروی غرور من کاسته شود.
سینا
۹
ساتیش کومار در مصاحبه‌ای اظهار داشت که چگونه آموخته است تنها در دنیا راه برود و به این ترتیب به آرامش، دوستان بسیار و سفر خود دست یابد : هنگامی که غریبه بودن را بپذیرید، دیگر غریبه نیستید. من درباره تبعیدی بودن سخن می‌گویم؛ درباره وقتی که همه چیز در اطراف من غریبه به‌نظر می‌رسد و هرکس یک غریبه است. از زمانی که پذیرفتم مجبور نیستم بخشی از دنیا باشم، آزادم تا بخشی از آن باشم. این رهایی تناقض‌آمیز روح است. این دنیا زمانی به من تعلق پیدا می‌کند که دیگر به آن نچسبم.
Forest ♂️
۹
درحقیقت می‌توان گفت هرچه موفقیت زندگی بیرونی فرد بیشتر باشد و جامعه پاداش بیشتری برایش قائل باشد، احتمال آنکه شخص در دام آن موفقیت اسیر شود بیشتر است. این موفقیت زندانبان اجبارها و توقعات پی‌درپی می‌شود.
Forest ♂️
۹
ما از جنون موفقیت و اجبار وسواس‌آمیز انتظارات، به احساس بیهودگی و سپس به سستی روح می‌رسیم که آن را درماندگی می‌نامیم.
pejman
۹
افسردگی تنها نشانه کوچکی از کسالت و نارضایتی عمیق‌تری است.