روشن نیست چه میخواهیم بکنیم و چرا. دهها سد میسازیم و روستانشینها را آواره و بیخانمان میکنیم، بیآنکه بدانیم برای چه. از کنار سنگنگارهها خطِ آهن میکشیم، در اصفهان مترو میسازیم و هنگامی که پایههای پل فرومیریزد تازه به فکر چاره میافتیم. هزاران درخت را میبریم و جنگل را نابود میکنیم تا کمی زودتر به شمال برسیم. تونلی را ناآگاهانه و بدون تعریف زمینی ریختشناسی آن پهنتر میکنیم و پس از فروافتادن میخواهیم با هزاران تن سیمان جلوی ریزش کوه را بگیریم و... و بسیاری دیگر از این دست بیآنکه تعریف شده باشند.
ثاقب