به چشمان گریان جهان خیره شدم و با آخرین توانم لب زدم:
- اگه خدا بهم فرصت زندگی داد... میام بهزیستی سراغت... دوباره پیدات میکنم... اگه صد سالم طول بکشه... جهانم... عزیزم
کیسهٔ سیاه به سرم کشیده شد، تاریکی مرا در بر گرفت، صدای سرفههای جهان در سرم پیچید....