جملات زیبای کتاب پرواز یک پرنده | طاقچه
تصویر جلد کتاب پرواز یک پرندهsubscriptionAvailable

کتاب پرواز یک پرنده

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
غزل پورنسایی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
sraebz
۴
به چشمان گریان جهان خیره شدم و با آخرین توانم لب زدم: ‫‌- اگه خدا بهم فرصت زندگی داد... میام بهزیستی سراغت... دوباره پیدات می‌کنم... اگه صد سالم طول بکشه... جهانم... عزیزم ‫کیسهٔ سیاه به سرم کشیده شد، تاریکی مرا در بر گرفت، صدای سرفه‌های جهان در سرم پیچید....
sraebz
۱
، چند بار به او گفته بودم دهانش را مقابل من باز نگه ندارد. مرد نبود و نمی‌فهمید مردها به چیزی پیله کنند، با همان عاشق می‌شوند، وسوسه می‌شوند، تشنه می‌شوند، اصلا می‌میرند و زنده می‌شوند.
sraebz
۱
جهان به سرفه افتاد و گفت: ‫‌- دندونام... قشنگ... بودن؟ ‫برای چند لحظه رفتم به گذشته‌های دور، به اولین باری که رنگ را ریختم روی ژاکتش و با دهان نیمه باز به من زل زده بود. اسمش را گذاشته بودم خرگوش. نفس عمیق کشیدم: ‫‌- دندونات دنیای من بودن
sraebz
۱
جهان به سرفه افتاد و گفت: ‫‌- دندونام... قشنگ... بودن؟ ‫برای چند لحظه رفتم به گذشته‌های دور، به اولین باری که رنگ را ریختم روی ژاکتش و با دهان نیمه باز به من زل زده بود. اسمش را گذاشته بودم خرگوش. نفس عمیق کشیدم: ‫‌- دندونات دنیای من بودن