جملات زیبای کتاب فیزیکدان ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب فیزیکدان ها

بریده‌هایی از کتاب فیزیکدان ها

۴٫۱
(۱۳)
به‌شکل انسانی بهترین راه برای خداحافظی از گذشته اینه که آدم خودشو به دیوونگی بزنه
arshia
شما می‌خواین سیاست ارتش و قدرت رو هدایت کنید. در قدم اول باید صاحب یه قدرت باشید، آیا هستید؟
arshia
دیوونه بودن هزینه داره، خرج داره
arshia
دانایی من ترس از خدا رو در من نابود کرد و همین‌که دیگه از خدا نترسیدم، داناییم ثروتم رو نابود کرد.
arshia
هیچی بدتر از این نیست که توی جهان علم معجزه اتفاق بیفته.
arshia
یا ما قربانی کردیم یا قتل. یا توی تیمارستان می‌مونیم یا جهان تیمارستان می‌شه، یا ما اینجا از خاطرهٔ بشریت محو و فراموش می‌شیم یا بشریت محو و نابود می‌شه.
arshia
نیوتن: دیوانه ولی عاقل. اینشتین: زندانی ولی آزاد. موبیوس: فیزیکدان ولی بی‌گناه.
arshia
نیوتن: دیوانه ولی عاقل. ‫اینشتین: زندانی ولی آزاد. ‫موبیوس: فیزیکدان ولی بی‌گناه.
arina
بازپرس: موضوع سرِ قاتل‌ها نیست، موضوع سرِ دیوونه‌هاییه که هر لحظه ممکنه دست به جنایت بزنن. خانم دکتر: خب آدم‌های سالم هم همین‌طورن و تازه خیلی بیشتر
arshia
پرستار مونیکا: یعنی اصلاً دوستم ندارید؟ موبیوس: نه، دوستتون دارم مونیکا... وای خدایا... من شما رو دوست دارم. دیوونگی همینه که شما رو دوست دارم.
arshia
قانون برای اولین‌بار به تعطیلات رفته، یه احساس غیر قابل توصیف
arshia
فقط توی تیمارستان می‌تونیم باز هم فکر کنیم. فکر ما توی آزادی یه مادهٔ منفجره‌س.
arshia
بازپرس: بله، بسیار خب، حادثه، اتفاق... توی سر ماه این دومین حادثهٔ اسفناک آسایشگاه سرزیه‌س. (دفترچه یادداشتی را بیرون می‌آورد.) دوازدهم ماه اوت، هربرت جورج بویتلر ـ کسی که خودش را نیوتن، فیزیکدان بزرگ می‌داند ـ دختری پرستار به نام «دوروتی موسر» را خفه کرد. (دفتر یادداشت را می‌بندد.) اون اتفاق هم توی همین تالار افتاد، که اگر پرستار مرد بود، همچین اتفاقی نمی‌افتاد. سرپرستار: واقعاً شما این‌طوری فکر می‌کنید؟ خواهر دوروتی موسر عضو تیم کُشتی انجمن بانوان بود و خواهر ایرنه اشتراوب قهرمان تیم ملی جودو بود. بازپرس: واقعاً؟ شما چی؟ سرپرستار: من وزنه‌بردارم.
کتابسوار آبی
‫اینشتین: به‌هرحال آدم باید یه جاهایی خطر کنه. ‫موبیوس: یه جاهایی هم هست که اصلاً نباید خطر کرد. نابودی بشریت یکی از اون‌هاست
arina
ما روان‌شناس‌ها هم نمی‌دونیم، ما روانپزشک‌ها همیشه فقط یه بشر دوست ناامیدِ احساساتی باقی می‌مونیم.
arshia
ازم متنفر بود، مثل طاعون. اصلاً از همهٔ آدم‌ها مثل طاعون متنفر بود، البته حق داشت. چون به‌عنوان یه رهبر اقتصادی دلیل بدبختی و زوال آدم‌ها رو می‌دونست که حتی ما روان‌شناس‌ها هم نمی‌دونیم، ما روانپزشک‌ها همیشه فقط یه بشر دوست ناامیدِ احساساتی باقی می‌مونیم.
کتابسوار آبی
بازپرس: موضوع سرِ قاتل‌ها نیست، موضوع سرِ دیوونه‌هاییه که هر لحظه ممکنه دست به جنایت بزنن. خانم دکتر: خب آدم‌های سالم هم همین‌طورن و تازه خیلی بیشتر؛
کتابسوار آبی
موبیوس: به‌شکل انسانی بهترین راه برای خداحافظی از گذشته اینه که آدم خودشو به دیوونگی بزنه. به‌خصوص اینکه توی دیوونه‌خونه هم زندگی کنه. خانوادهٔ من دیگه می‌تونه با خیال راحت منو فراموش کنه. طرز برخورد من باعث شد که دیگه اونا به سرشون نزنه که بخوان دوباره منو ببینن.
کتابسوار آبی
من لال شدم، می‌ترسم که از درون هم لال بشم
کتابسوار آبی
توی دنیا هیچ حماقتی بالاتر از جنونی نیست که زن‌ها خودشونو با اون بُکشند.
کتابسوار آبی

حجم

۵۲٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

حجم

۵۲٫۸ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۸۸ صفحه

قیمت:
۳۵,۰۰۰
۱۰,۵۰۰
۷۰%
تومان