جملات زیبای کتاب شعریکاتور | طاقچه
تصویر جلد کتاب شعریکاتورsubscriptionAvailable

کتاب شعریکاتور

نوع کتاب
۲.۹ امتیاز(از ۴۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
رضا احسان‌پور

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
nr
۴۴
شاعر: ماشین مشدی ممدلی، نه بوق داره نه صندلی... مخاطب خاص: ولی در عوض تولید داخل است!
سیّد جواد
۴۰
شاعر: ازم نخواه با تو بمونم، تو هیچی از من نمی‌دونی، اگه بگم راز دلم رو، تو هم کنارم نمی‌مونی! مخاطب خاص: خب چه فرقی داره؟ بگو! بالاخره که نباید بمونم! شاعر: باشه؛ راستش من یه زن دیگه هم دارم.
بلاتریکس لسترنج
۳۸
شاعر: ازم نخواه با تو بمونم، تو هیچی از من نمی‌دونی، اگه بگم راز دلم رو، تو هم کنارم نمی‌مونی! مخاطب خاص: خب چه فرقی داره؟ بگو! بالاخره که نباید بمونم! شاعر: باشه؛ راستش من یه زن دیگه هم دارم.
سیّد جواد
۲۷
شاعر: چه کسی بود صدا زد سهراب؟ مخاطب خاص: حالا اون به کنار! چه کسی بود جواب داد «بله!» ؟
"Shfar"
۲۵
! لبخند فراموشتان نشود.
سیّد جواد
۲۴
شاعر: الا ای آهوی وحشی کجایی؟ آهوی وحشی: ای بابا! امان از این ازدواج! وحشی کجا بود؟ رام شدیم رفت پی کارش!
Ahmad
۱۶
شاعر: محتسب مستی به ره دید و... مخاطب خاص: گریبانش گرفت؟ شاعر: نه! ازش آدرس میخونه را پرسید!
"Shfar"
۱۵
شاعر: بشنو از نی... مخاطب خاص: دلت خوشه‌ها! ما حرف بابامون را هم گوش نمی‌دیم!
._.
۱۴
شاعر: پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد... مخاطب خاص: چرا بَدان که با پسر نوح نشستند، خوبان نشدند؟ شاعر: نمی‌دونم. بهش فکر نکرده بودم!
×man×
۱۳
مخاطب خاص: چندتا شد؟ شاعر: چی چندتا شد؟ مخاطب خاص: همین زخم‌هایی که نشمرده‌ایم! شاعر: آهان! صبر کن... ۱۷ تا! مخاطب خاص: ممنون. شاعر: خواهش می‌کنم.
"Shfar"
۱۳
| بشکن بشکنه بشکن | شاعر: ساغرم شکست ای ساقی... ساقی: خاک تو سر دست و پا چلفتی‌ت کنند؛ چند تا دیگه ساغر بهت بدم و زرت زرت بشکنی؟ هان؟
محمدرضا
۱۲
شاعر: امشب صدای تیشه از بیستون نیامد... مخاطب خاص: آره راست می‌گی! یعنی چی شده؟ شاعر: شاید به خواب شیرین، فرهاد رفته باشد... مخاطب خاص: شاید هم فرهاد روی تیشه‌اش صدا‌خفه‌کن نصب کرده! شاعر: آره. احتمالش هست.
Ahmad
۱۱
شاعر: ماشین مشدی ممدلی، نه بوق داره نه صندلی... مخاطب خاص: ولی در عوض تولید داخل است!
"Shfar"
۱۱
| خدمات پس از فروش | شاعر: ساقی من خرابم... ساقی: ای بابا! گارانتی داری یا تموم شده مهلتش؟ شاعر: نمی‌دونم.
سیّد جواد
۱۰
شاعر: ای که از کوچه‌ی معشوقه‌ی ما می‌گذری... مخاطب خاص: جانم؟ شاعر: ببین توی کوچه، جای پارک هست یا ماشینم رو بذارم سر خیابون؟
Ahmad
۱۰
| توضیح واضحات | شاعر: قایقی خواهم ساخت؛ خواهم انداخت به آب. مخاطب خاص: پس نه! برو بنداز توی صحرای کالاهاری! شاعر: تو چرا امروز اینطوری شدی؟! چیزی شده؟
"Shfar"
۱۰
شاعر: ازم نخواه با تو بمونم، تو هیچی از من نمی‌دونی، اگه بگم راز دلم رو، تو هم کنارم نمی‌مونی! مخاطب خاص: خب چه فرقی داره؟ بگو! بالاخره که نباید بمونم! شاعر: باشه؛ راستش من یه زن دیگه هم دارم.
"Shfar"
۱۰
شاعر: آهویی دارم خوشگله... مخاطب خاص: ای جان! شاعر: ذوق نکن؛ قصد ادامه‌ی تحصیل داره!
"Shfar"
۱۰
شاعر: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی... مخاطب خاص: ببخشید یه سوال داشتم از خدمتتون. شاعر: بفرمایید جانم! مخاطب خاص: پول این بسیار سفر را باید از کجا بیاریم؟
سیّد جواد
۸
شاعر: ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها... دل: هیچی! شاعر: نه جدا! ً ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها؟ دل: گفتم که! هیچی! شاعر: برو سر به سر من نذار! نه والا ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها؟ دل: باز حرف خودت را می‌زنی؟! هیچی! هیچی! شاعر: باورم نمی‌شه! جون من ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها؟ دل: اصلاً من دیگه چیزی نمی‌گم! شاعر: دل؟ دل؟ آهای با توام!... به درک! هیچی نگو!
سیّد جواد
۸
شاعر: تو که چشمات خیلی قشنگه؛ رنگ چشمات خیلی عجیبه... مخاطب خاص: نظر لطفتونه! شاعر: جون من راستش را بگو، لنز می‌زنی؟ مخاطب خاص: نه والا! شاعر: باشه.
محمدرضا
۸
شاعر: ازم نخواه با تو بمونم، تو هیچی از من نمی‌دونی، اگه بگم راز دلم رو، تو هم کنارم نمی‌مونی! مخاطب خاص: خب چه فرقی داره؟ بگو! بالاخره که نباید بمونم! شاعر: باشه؛ راستش من یه زن دیگه هم دارم.
dr.kimia
۸
| قابلیت | شاعر: ای که دستت می‌رسد... مخاطب خاص: بله؟ شاعر: پایت هم می‌رسد؟ مخاطب خاص: نمی‌دونم؛ باید ببینم!
"Shfar"
۸
شاعر: من مست و تو دیوانه... مخاطب خاص: ئه؟ زرنگی؟ چرا تو مست و من دیوانه؟ من مست و تو دیوانه! شاعر: باشه بابا! من مست و تو دیوانه! مخاطب خاص: باز که همون شد!
M ، A
۸
شاعر: کس نخارد پشت من... مخاطب خاص: چرا؟ شاعر: چون پشتم نمی‌خاره!
Ahmad
۷
| آسفالت | شاعر: چاه مکن بهر کسی... مخاطب خاص: چرا؟ شاعر: توی سطح شهر به اندازه‌ی کافی چاله‌چوله هست؛ نگران نباش؛ به همه می‌رسه.
Ahmad
۷
| کمال همنشین | شاعر: پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد... مخاطب خاص: چرا بَدان که با پسر نوح نشستند، خوبان نشدند؟ شاعر: نمی‌دونم. بهش فکر نکرده بودم!
کاربر ۱۵۰۷۹۵۷
۷
شاعر: روزها فکر من این است و همه شب این سخنم... مخاطب خاص: چرا فقط روزها فکر می‌کنی؟ چرا شب‌ها به جای اینکه بخوابی حرف می‌زنی و مزاحم خواب بقیه می‌شی؟! شاعر: همین دیگه! همینه که غافل از احوال دل خویشتنم...
Ahmad
۶
| جیب | شاعر: بسیار سفر باید تا پخته شود خامی... مخاطب خاص: ببخشید یه سوال داشتم از خدمتتون. شاعر: بفرمایید جانم! مخاطب خاص: پول این بسیار سفر را باید از کجا بیاریم؟
محمدرضا
۶
شاعر: گفتم ببینمش مگرم درد اشتیاق ساکن شود... مخاطب خاص: خب؟ شاعر: هیچی دیگه! دیدم و بر خلاف تصورم نه‌تنها مشتاق‌تر نشدم، بلکه درد اشتیاقم هم ساکن شد!