جملات زیبای کتاب جین در فانوس تپه | طاقچه
تصویر جلد کتاب جین در فانوس تپه

بریده‌هایی از کتاب جین در فانوس تپه

امتیاز
۴.۴از ۳۲ رأی
۴٫۴
(۳۲)
«دیوارها به‌محض اینکه از آنها عکس آویزان می‌کنی، دوست آدم می‌شوند. دیوار برهنه چشم دیدن هیچ‌کسی را ندارد.»
fateme rahimi
شاید... هنوز خیلی هم دیر نشده باشد
Book
هیچ‌وقت حسادت نکن جینی. هیچ‌چیزی خانمان‌سوزتر از حسادت نیست.
sepid sh
بیشتر دردسرهای دنیا را آدم‌های احمق درست می‌کنند نه آدم‌های شرور.
✨🤎 Goldenbrown 🤎✨
بعضی‌وقت‌ها هیچ پاسخی بدتر از "نه" نیست، اما گاهی هم هیچ پاسخی شیرین‌تر از آن نیست.
raha
هر زبان جدیدی شبیه به دری است که به کاخی شاهانه باز می‌شود.
nina61
دوست دارد دوروبرش خلوت باشد... درست مثل خودم.
Book
زبان انسان می‌تواند جان او را حفظ کند یا آن را بر باد دهد.
Book
نمی‌خواستم کار به جایی بکشد که شعلهٔ عشقی که یک‌وقتی توی چشم‌هایش برق می‌زد، جایش را به نفرت بدهد.
raha
قبل‌ازآن فکر می‌کردم تروایی‌ها خیلی احمق بوده‌اند که به‌خاطر چنین چیزی جنگ راه انداخته بودند. ولی آن روز فهمیدم اگر هلن تروایی هم به اندازهٔ رابین من زیبا بوده، ارزش جنگیدن را داشته
raha
ولی جین بعضی از آدم‌ها خیلی از راه راست فاصله گرفته‌اند و هرچقدر هم که دلشان بخواهد، دیگر نمی‌توانند به آن برگردند.
raha
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستاره‌ها را می‌دیدیم، آن‌موقع می‌فهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفس‌گیری را از دست می‌دهیم.»
raha
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستاره‌ها را می‌دیدیم، آن‌موقع می‌فهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفس‌گیری را از دست می‌دهیم.
A.D
بیشتر دردسرهای دنیا را آدم‌های احمق درست می‌کنند نه آدم‌های شرور. "
سنبل بنفش
«همان‌موقع فهمیدم ما شبیه به هم هستیم.»
Book
وقت‌هایی که توی حال و هوایش باشم، می‌توانم یک‌کله حرف بزنم. بقیهٔ اوقات ترجیح می‌دهم ساکت بنشینم.
Book
آدم باید برای خودش احترام قائل باشد.
Book
فکر کردم یک فرشته است که از آسمان آمده.
Book
تازه چشم‌هایش. چشم‌های او به‌قدری قشنگ بودند که آدم دیگر چشم دیدن هیچ چشمی را نداشت.
Book
گزاف‌ترین بهایی که برای هر خواسته می‌پردازی، همان "خواستن" است. بعضی‌وقت‌ها هیچ‌کس تاب پرداخت چنین بهایی را ندارد.
Book
باید سعی کنیم با همین وضعیت کنار بیاییم. من و تو همدیگر را دوست داریم، همین جای شکر دارد.
Book
دوستش داشت، بالاخره از این موضوع مطمئن شده بود.
Book
حسابی به خودم خندیدم... آن‌هم چه زهرخندی!
Book
به من می‌گویند یک احمق احساساتی
Book
«آن دختر اگر بخواهد می‌تواند از سنگ هم سرسخت‌تر باشد.»
Book
احساس می‌کرد که انگار تمام این مدت مشغول دویدن بوده، می‌دویده تا به کسی توی جاده برسد، ولی آن فرد مد نظر لحظه‌به‌لحظه از او دورتر می‌شد.
Book
"پرینس ادورد عجب جای قشنگی است."
Sepideh
خدا می‌داند هر روز با خودش چه می‌آورد. شاید یک پادشاهی سرنگون شود... شاید یک بچه به دنیا بیاید که یک روز درمان سرطان را کشف می‌کند... شاید کسی جایی یک شعر ناب بسراید...»
raha
هر زبان جدیدی شبیه به دری است که به کاخی شاهانه باز می‌شود.
raha
جین فکر کرد، "ولی من از دوست‌داشتن بقیه خوشم می‌آید. احساس خوبی به آدم می‌دهد."
کاربر ۸۵۲۳۴۰۹

حجم

۲۶۸٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۵۵ صفحه

حجم

۲۶۸٫۹ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۲۵۵ صفحه

قیمت:
۸۰,۰۰۰
۴۰,۰۰۰
۵۰%
تومان