
کتاب جین در فانوس تپه
رمانی از نویسنده آنی شرلی
انتشارات:
انتشارات قدیانی٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
fateme rahimi
۷۵
«دیوارها بهمحض اینکه از آنها عکس آویزان میکنی، دوست آدم میشوند. دیوار برهنه چشم دیدن هیچکسی را ندارد.»
✨🦢Goldenbrown🦢✨
۱۳
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور.
Book
۱۰
شاید... هنوز خیلی هم دیر نشده باشد
sepid sh
۸
هیچوقت حسادت نکن جینی. هیچچیزی خانمانسوزتر از حسادت نیست.
Ariana☀️⛵️
۸
اصلاً نمیدانست سکوت جین تنها سپرش برابر سیل اشکهایش است. جین نباید "بههیچوجه" زیر گریه میزد.
nina61
۷
هر زبان جدیدی شبیه به دری است که به کاخی شاهانه باز میشود.
raha
۷
بعضیوقتها هیچ پاسخی بدتر از "نه" نیست، اما گاهی هم هیچ پاسخی شیرینتر از آن نیست.
Sahia
۷
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور.
Book
۶
دوست دارد دوروبرش خلوت باشد... درست مثل خودم.
raha
۵
ولی جین بعضی از آدمها خیلی از راه راست فاصله گرفتهاند و هرچقدر هم که دلشان بخواهد، دیگر نمیتوانند به آن برگردند.
Book
۵
وقتهایی که توی حال و هوایش باشم، میتوانم یککله حرف بزنم. بقیهٔ اوقات ترجیح میدهم ساکت بنشینم.
Book
۴
احساس میکرد که انگار تمام این مدت مشغول دویدن بوده، میدویده تا به کسی توی جاده برسد، ولی آن فرد مد نظر لحظهبهلحظه از او دورتر میشد.
مجهول
۴
من هم با امرسون موافقم، گزافترین بهایی که برای هر خواسته میپردازی، همان "خواستن" است. بعضیوقتها هیچکس تاب پرداخت چنین بهایی را ندارد.
رزمینا
۴
"ولی من از دوستداشتن بقیه خوشم میآید. احساس خوبی به آدم میدهد."
زهرا سادات
۳
به این میگویند زندگی جین! آدم باید شومینهٔ خودش را داشته باشد. پای آدم جلوی شومینهٔ بقیه گرم میشود، ولی قلبش یخ میبندد.
raha
۳
قبلازآن فکر میکردم ترواییها خیلی احمق بودهاند که بهخاطر چنین چیزی جنگ راه انداخته بودند. ولی آن روز فهمیدم اگر هلن تروایی هم به اندازهٔ رابین من زیبا بوده، ارزش جنگیدن را داشته
Book
۳
تازه چشمهایش. چشمهای او بهقدری قشنگ بودند که آدم دیگر چشم دیدن هیچ چشمی را نداشت.
Book
۳
زبان انسان میتواند جان او را حفظ کند یا آن را بر باد دهد.
مجهول
۳
«هیچکدام از ماجراجوییها بیتماشای طلوع روز جدید ماجراجویی نمیشود جین. خدا میداند هر روز با خودش چه میآورد. شاید یک پادشاهی سرنگون شود... شاید یک بچه به دنیا بیاید که یک روز درمان سرطان را کشف میکند... شاید کسی جایی یک شعر ناب بسراید...»
مجهول
۳
خانه! جایی خوانده بود، "دل هرکجاست، خانه همانجاست."
مجهول
۳
آهسته گفت: «فکر... فکر نمیکردم چیزهایی که من دوستشان دارم هم بمیرند.»
«جین، عشق جلوی مرگ را نمیگیرد. درست است زندگیاش کوتاه بود، ولی خوشبخت بود. توی باغچه خاکش کردیم. بیا باغچه را ببین جین. بهمحض اینکه خبردار شد تو داری برمیگردی، حسابی گل کرد.»
مجهول
۳
«زندگی! با دخترم مهربان باش... عشق! هیچوقت خانهٔ قلبش را خالی نکن.»
رزمینا
۳
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور. "
رزمینا
۳
"آدم نادان خشم خود را فوری بروز میدهد."
رزمینا
۳
هیچچیزی خانمانسوزتر از حسادت نیست.
رزمینا
۳
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستارهها را میدیدیم، آنموقع میفهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفسگیری را از دست میدهیم.»
رزمینا
۳
«زندگی! با دخترم مهربان باش... عشق! هیچوقت خانهٔ قلبش را خالی نکن.»
رزمینا
۳
"دل هرکجاست، خانه همانجاست."
raha
۲
نمیخواستم کار به جایی بکشد که شعلهٔ عشقی که یکوقتی توی چشمهایش برق میزد، جایش را به نفرت بدهد.
raha
۲
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستارهها را میدیدیم، آنموقع میفهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفسگیری را از دست میدهیم.»