
بریدههایی از کتاب جین در فانوس تپه
نویسنده:ال. ام. مونتگمری
مترجم:محمدحسام برجیسیان
ویراستار:محدثه ابراهیم زاده
انتشارات:انتشارات قدیانی
دستهبندی:
امتیاز
۴.۳از ۳۷ رأی
۴٫۳
(۳۷)
«دیوارها بهمحض اینکه از آنها عکس آویزان میکنی، دوست آدم میشوند. دیوار برهنه چشم دیدن هیچکسی را ندارد.»
fateme rahimi
شاید... هنوز خیلی هم دیر نشده باشد
Book
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور.
✨🤎 Goldenbrown 🤎✨
هیچوقت حسادت نکن جینی. هیچچیزی خانمانسوزتر از حسادت نیست.
sepid sh
بعضیوقتها هیچ پاسخی بدتر از "نه" نیست، اما گاهی هم هیچ پاسخی شیرینتر از آن نیست.
raha
دوست دارد دوروبرش خلوت باشد... درست مثل خودم.
Book
هر زبان جدیدی شبیه به دری است که به کاخی شاهانه باز میشود.
nina61
وقتهایی که توی حال و هوایش باشم، میتوانم یککله حرف بزنم. بقیهٔ اوقات ترجیح میدهم ساکت بنشینم.
Book
قبلازآن فکر میکردم ترواییها خیلی احمق بودهاند که بهخاطر چنین چیزی جنگ راه انداخته بودند. ولی آن روز فهمیدم اگر هلن تروایی هم به اندازهٔ رابین من زیبا بوده، ارزش جنگیدن را داشته
raha
تازه چشمهایش. چشمهای او بهقدری قشنگ بودند که آدم دیگر چشم دیدن هیچ چشمی را نداشت.
Book
زبان انسان میتواند جان او را حفظ کند یا آن را بر باد دهد.
Book
احساس میکرد که انگار تمام این مدت مشغول دویدن بوده، میدویده تا به کسی توی جاده برسد، ولی آن فرد مد نظر لحظهبهلحظه از او دورتر میشد.
Book
نمیخواستم کار به جایی بکشد که شعلهٔ عشقی که یکوقتی توی چشمهایش برق میزد، جایش را به نفرت بدهد.
raha
ولی جین بعضی از آدمها خیلی از راه راست فاصله گرفتهاند و هرچقدر هم که دلشان بخواهد، دیگر نمیتوانند به آن برگردند.
raha
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستارهها را میدیدیم، آنموقع میفهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفسگیری را از دست میدهیم.»
raha
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستارهها را میدیدیم، آنموقع میفهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفسگیری را از دست میدهیم.
A.D
جین فکر کرد، "ولی من از دوستداشتن بقیه خوشم میآید. احساس خوبی به آدم میدهد."
کاربر ۸۵۲۳۴۰۹
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور. "
سنبل بنفش
«همانموقع فهمیدم ما شبیه به هم هستیم.»
Book
امواج تیرهوتار و پرقدرت رنج، وجودش را زیرورو میکردند.
Book
احساس شعلهٔ شمعی را داشت که ناگهان خاموش شده باشد.
Book
فهمید هیچچیز در دنیا به سختی انتظار نیست. اما هر چیزی بالاخره پایانی هم دارد
Book
خیلی فرق دارد که برای اتفاقی خوشایند انتظار بکشی تا یک اتفاق ناخوشایند.
Book
مسئله حرفهایی نبود که به زبان میآورد، مسئله نحوهٔ گفتنشان بود.
Book
آدم باید برای خودش احترام قائل باشد.
Book
فقط بلد است زهر بریزد، خیلی هم معصومانه زهرش را میریزد.
Book
فکر کردم یک فرشته است که از آسمان آمده.
Book
گزافترین بهایی که برای هر خواسته میپردازی، همان "خواستن" است. بعضیوقتها هیچکس تاب پرداخت چنین بهایی را ندارد.
Book
باید سعی کنیم با همین وضعیت کنار بیاییم. من و تو همدیگر را دوست داریم، همین جای شکر دارد.
Book
دوستش داشت، بالاخره از این موضوع مطمئن شده بود.
Book
حجم
۲۶۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۵۵ صفحه
حجم
۲۶۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۵۵ صفحه
قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان