«دیوارها بهمحض اینکه از آنها عکس آویزان میکنی، دوست آدم میشوند. دیوار برهنه چشم دیدن هیچکسی را ندارد.»
fateme rahimi
۷۶
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور.
✨🦢
۱۵
شاید... هنوز خیلی هم دیر نشده باشد
Book
۹
هیچوقت حسادت نکن جینی. هیچچیزی خانمانسوزتر از حسادت نیست.
sepid sh
۸
هر زبان جدیدی شبیه به دری است که به کاخی شاهانه باز میشود.
nina61
۸
اصلاً نمیدانست سکوت جین تنها سپرش برابر سیل اشکهایش است. جین نباید "بههیچوجه" زیر گریه میزد.
🌸☆𝓐𝓻𝓲𝓪𝓷𝓪☆🌸
۸
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور.
Sahia
۸
بعضیوقتها هیچ پاسخی بدتر از "نه" نیست، اما گاهی هم هیچ پاسخی شیرینتر از آن نیست.
raha
۷
دوست دارد دوروبرش خلوت باشد... درست مثل خودم.
Book
۶
ولی جین بعضی از آدمها خیلی از راه راست فاصله گرفتهاند و هرچقدر هم که دلشان بخواهد، دیگر نمیتوانند به آن برگردند.
raha
۵
وقتهایی که توی حال و هوایش باشم، میتوانم یککله حرف بزنم. بقیهٔ اوقات ترجیح میدهم ساکت بنشینم.
Book
۵
من هم با امرسون موافقم، گزافترین بهایی که برای هر خواسته میپردازی، همان "خواستن" است. بعضیوقتها هیچکس تاب پرداخت چنین بهایی را ندارد.
مجهول
۵
خانه! جایی خوانده بود، "دل هرکجاست، خانه همانجاست."
مجهول
۵
احساس میکرد که انگار تمام این مدت مشغول دویدن بوده، میدویده تا به کسی توی جاده برسد، ولی آن فرد مد نظر لحظهبهلحظه از او دورتر میشد.
Book
۴
«هیچکدام از ماجراجوییها بیتماشای طلوع روز جدید ماجراجویی نمیشود جین. خدا میداند هر روز با خودش چه میآورد. شاید یک پادشاهی سرنگون شود... شاید یک بچه به دنیا بیاید که یک روز درمان سرطان را کشف میکند... شاید کسی جایی یک شعر ناب بسراید...»
مجهول
۴
آهسته گفت: «فکر... فکر نمیکردم چیزهایی که من دوستشان دارم هم بمیرند.»
«جین، عشق جلوی مرگ را نمیگیرد. درست است زندگیاش کوتاه بود، ولی خوشبخت بود. توی باغچه خاکش کردیم. بیا باغچه را ببین جین. بهمحض اینکه خبردار شد تو داری برمیگردی، حسابی گل کرد.»
مجهول
۴
«زندگی! با دخترم مهربان باش... عشق! هیچوقت خانهٔ قلبش را خالی نکن.»
مجهول
۴
"ولی من از دوستداشتن بقیه خوشم میآید. احساس خوبی به آدم میدهد."
رزمینا
۴
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستارهها را میدیدیم، آنموقع میفهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفسگیری را از دست میدهیم.»
رزمینا
۴
به این میگویند زندگی جین! آدم باید شومینهٔ خودش را داشته باشد. پای آدم جلوی شومینهٔ بقیه گرم میشود، ولی قلبش یخ میبندد.
زهرا سادات
۳
قبلازآن فکر میکردم ترواییها خیلی احمق بودهاند که بهخاطر چنین چیزی جنگ راه انداخته بودند. ولی آن روز فهمیدم اگر هلن تروایی هم به اندازهٔ رابین من زیبا بوده، ارزش جنگیدن را داشته
raha
۳
مسئله حرفهایی نبود که به زبان میآورد، مسئله نحوهٔ گفتنشان بود.
Book
۳
تازه چشمهایش. چشمهای او بهقدری قشنگ بودند که آدم دیگر چشم دیدن هیچ چشمی را نداشت.
Book
۳
زبان انسان میتواند جان او را حفظ کند یا آن را بر باد دهد.
Book
۳
نحوهٔ زندگی از محل زندگی خیلی مهمتر است
Book
۳
بعضیوقتها هیچ پاسخی بدتر از "نه" نیست، اما گاهی هم هیچ پاسخی شیرینتر از آن نیست.
مجهول
۳
حتی شگفتانگیزترین مسیرها هم به انتها میرسند.
رزمینا
۳
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور. "