
بریدههایی از کتاب جین در فانوس تپه
نویسنده:ال. ام. مونتگمری
مترجم:محمدحسام برجیسیان
ویراستار:محدثه ابراهیم زاده
انتشارات:انتشارات قدیانی
دستهبندی:
امتیاز:
۴.۳از ۲۵ رأی
۴٫۳
(۲۵)
«دیوارها بهمحض اینکه از آنها عکس آویزان میکنی، دوست آدم میشوند. دیوار برهنه چشم دیدن هیچکسی را ندارد.»
fateme rahimi
بیشتر دردسرهای دنیا را آدمهای احمق درست میکنند نه آدمهای شرور.
مری شرلی 🧚🏻♀
هیچوقت حسادت نکن جینی. هیچچیزی خانمانسوزتر از حسادت نیست.
sepid sh
بعضیوقتها هیچ پاسخی بدتر از "نه" نیست، اما گاهی هم هیچ پاسخی شیرینتر از آن نیست.
raha
نمیخواستم کار به جایی بکشد که شعلهٔ عشقی که یکوقتی توی چشمهایش برق میزد، جایش را به نفرت بدهد.
raha
قبلازآن فکر میکردم ترواییها خیلی احمق بودهاند که بهخاطر چنین چیزی جنگ راه انداخته بودند. ولی آن روز فهمیدم اگر هلن تروایی هم به اندازهٔ رابین من زیبا بوده، ارزش جنگیدن را داشته
raha
ولی جین بعضی از آدمها خیلی از راه راست فاصله گرفتهاند و هرچقدر هم که دلشان بخواهد، دیگر نمیتوانند به آن برگردند.
raha
اگر فقط هر هزار سال یک بار ستارهها را میدیدیم، آنموقع میفهمیدیم داریم چه منظرهٔ نفسگیری را از دست میدهیم.»
raha
"پرینس ادورد عجب جای قشنگی است."
Sepideh
هر زبان جدیدی شبیه به دری است که به کاخی شاهانه باز میشود.
nina61
قبول داری وقتی شاعری در ستایش یک زن شعر میگوید، آن زن در تاریخ جاودان میشود؟ مثل بئاتریس، لورا، لوکاستا یا مری کوهستانی. صدها سال از مرگشان میگذرد و بااینحال هنوز اسمشان سر زبانها است، چون شاعران بزرگی عاشق آنها بودهاند. از تروا خرابهای بیش به جا نمانده، اما نام هلن هنوز زنده است.»
kerm ketab
خدا میداند هر روز با خودش چه میآورد. شاید یک پادشاهی سرنگون شود... شاید یک بچه به دنیا بیاید که یک روز درمان سرطان را کشف میکند... شاید کسی جایی یک شعر ناب بسراید...»
raha
هر زبان جدیدی شبیه به دری است که به کاخی شاهانه باز میشود.
raha
«دیوارها بهمحض اینکه از آنها عکس آویزان میکنی، دوست آدم میشوند. دیوار برهنه چشم دیدن هیچکسی را ندارد.»
مهسا
«به این میگویند زندگی جین! آدم باید شومینهٔ خودش را داشته باشد. پای آدم جلوی شومینهٔ بقیه گرم میشود، ولی قلبش یخ میبندد.»
elham
«دیوارها بهمحض اینکه از آنها عکس آویزان میکنی، دوست آدم میشوند. دیوار برهنه چشم دیدن هیچکسی را ندارد.»
elham
دنیا روی خوش نشان میداد و دنیا هم جوابش را میداد
maryam
مرگ یک زبان خیلی غمانگیز است، مگرنه؟ یک موقعی زنده و پرشور و نشاط بوده. آدمها با آن حرفهای زشت و قشنگ... حرفهای خردمندانه و احمقانه میزدهاند. خیلی دوست دارم بدانم قبل از مرگ لاتینی، آخرین کسی که به این زبان حرف زده کی بوده؟ مثل این است که بپرسی اگر هزارپا کفش میپوشید، چند تا کفش لازم داشت؟
زهرا سادات
به این میگویند زندگی جین! آدم باید شومینهٔ خودش را داشته باشد. پای آدم جلوی شومینهٔ بقیه گرم میشود، ولی قلبش یخ میبندد.
زهرا سادات
اندرو استوارت که دورشدن قطار تورنتو را تماشا میکرد، گفت: «زندگی! با دخترم مهربان باش... عشق! هیچوقت خانهٔ قلبش را خالی نکن.»
زهرا سادات
از آن شب به بعد مشغول زندگی در ماه شد. آنجا از غذای پریها میخورد،
Mahdi
دستهجمعی به کلیسا رفتند، طبق سنت کندیها به کلیسای بزرگ و قدیمی دلگیر واقع در یکی از خیابانهای مرکز شهر رفتند. جین به دلایل مخصوص خودش معمولاً از رفتن به کلیسا لذت میبرد.
Mahdi
حجم
۲۶۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۵۵ صفحه
حجم
۲۶۸٫۹ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۵۵ صفحه
قیمت:
۸۰,۰۰۰
تومان