جملات زیبای کتاب مقام رسمی | طاقچه
تصویر جلد کتاب مقام رسمی
off

کتاب مقام رسمی

نوع کتاب
۴.۴(از ۴۳ امتیاز)
علی
۴
لوئیس ریمایر، که رضایتش از برق چشم‌هایش پیدا بود، گفت: «نمی‌شه انکار کرد که زنده بودن از مردن بهتره!»
علی
۳
همه‌ی آن‌ها یک چیز می‌گویند: «با تمام‌شدن دوره داخل زندان، محکومیت واقعی شروع می‌شود».
علی
۳
وقتی می‌دیدی که مردم تمام عمر در جست‌وجوی خرسندی از زندگی هستند، خیلی باورش سخت است که خودت بهش دست یافته باشی.
مهدی
۳
ـ اگر دنیا دیگه چیز تازه‌ای نداره که تو بخوای، پس حتماً خرسندی!
علی
۲
لوئیس ریمایر با شوخ‌طبعی گفت: «باید مراقب باشیم که هر سر درست با بدن خودش همراه بشه، وگرنه روز رستاخیز همه چیز قاطی می‌شه!»
Rahmanism.ir
۱
همسرش زن غیرقابل تحملی بود و از کشتنش پشیمان نبود.
Mohsen
۱
می‌توانست احساس کند که زندگی با تمام ناملایمات ارزش زندگی‌کردن دارد.
مری‌آنژ
۱
لوئیس ریمایر خوشه‌ی موز را سر جای مخصوص گذاشت. تیغه‌ی چاقو مانند را آزاد کرد. تیغه با سرعت زیاد و صدای بنگ بلندی به پایین افتاد. از زمانی که مرد به تخته‌ی اهرم بسته می‌شد تا زمانی که سرش قطع شود، تنها سی ثانیه زمان می‌برد. سر در سبد می‌افتاد. جلاد آن را از گوش‌ها می‌گرفت و به کسانی که موظف بودند مراسم اعدام را تماشا کنند نشان می‌داد. کلمات تشریفاتی مراسم را نیز بر زبان می‌راند: «به نام مردم فرانسه عدالت اجرا شد»
مری‌آنژ
۱
آن‌ها را به ترتیب گناه‌کاری بالا می‌آورند. آن‌که کمتر از همه گناه‌کار است، اول اعدام می‌شود تا از وحشت دیدن مرگِ همراهان خود در امان بماند. لوئیس ریمایر با شوخ‌طبعی گفت: «باید مراقب باشیم که هر سر درست با بدن خودش همراه بشه، وگرنه روز رستاخیز همه چیز قاطی می‌شه!»
Rahmanism.ir
۰
رسیدن به این خرسندی از دو راه ممکن نیست. من آدم راضی و خرسندی هستم و تا حالا اینو نمی‌دونستم.
ارغوان
۰
«با تمام‌شدن دوره داخل زندان، محکومیت واقعی شروع می‌شود».
امیرحسین محمودی
۰
محکومانی که در زندان در چند صد یاردی او روی سر هم ریخته بودند. بعضی از آن‌ها آن‌چنان شیفته‌ی برگشت به فرانسه بودند که دچار مالیخولیا شده بودند، اما زندگی او فلسفه داشت. تا زمانی که می‌توانست ماهی بگیرد، راضی بود. حالا مگر مهم بود که شناورش در دریای جنوب باشد یا رودخانه‌ی رونه؟!
امیرحسین محمودی
۰
اگر دنیا دیگه چیز تازه‌ای نداره که تو بخوای، پس حتماً خرسندی!