جملات زیبای کتاب بانوان عمارت میسالونگی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بانوان عمارت میسالونگی

بریده‌هایی از کتاب بانوان عمارت میسالونگی

دسته‌بندی:
امتیاز
۳.۴از ۵ رأی
۳٫۴
(۵)
مرگ هرگز برای آنان كه به‌جای زندگی كردن فقط زنده‌اند ناخوشايند نيست.
kobra
چه‌قدر مردها احمق بودند! آن‌ها هميشه دنبال زنان زيبا می‌رفتند، در حالی كه بصيرت‌شان بايد به آن‌ها می‌گفت كه زن‌های ساده انتخاب بسيار بهتری هستند.
sara
«معمولا سادگی برجسته است.»
sara
ميسی كه می‌دانست رد خواهش كسانی كه انسان مرهون آن‌هاست كاملا غيرممكن است، تسليم شد.
جوجه طلایی
ميسی در تمام زندگيش زن مطلّقه نديده بود؛ هرلينگ‌فوردها طلاق نمی‌گرفتند، حال اگر زندگی‌شان بهشت، دوزخ، يا برزخ بود، تفاوتی نداشت.
جوجه طلایی
حال روز مبادا كی بود، دروسيلا نمی‌دانست؛ اما در هر گوشه‌ی كور جاده‌ی زندگی بلايی نهفته بود ـ بيماری، خرابی وسايل منزل و هزينه‌ی تعمير، افزايش نرخ‌ها و ماليات، مرگ.
جوجه طلایی
«معمولا سادگی برجسته است.»
sara
«عزيزم تمام مشكل من، كه گرفتاری‌های زيادی هم برام به‌وجود آورده، اينه كه من تا حالا هيچ‌كس رو بيش‌تر از خودم دوست نداشتم.»
جوجه طلایی
هر لباسی كه ميسی تا آن زمان داشته بود قهوه‌ای رنگ بود؛ آخر رنگ قهوه‌ای بسيار قابل استفاده بود، هرگز چرك را نشان نمی‌داد، هرگز از مد نمی‌افتاد، هرگز رنگ و رو رفته نمی‌شد و هرگز بی‌ارزش و عاميانه به نظر نمی‌رسيد.
جوجه طلایی
ميسی با صدای بلند گفت: «اركيده! چه فضل‌فروشیِ عاميانه‌ای!»
جوجه طلایی
ميسی اهل داستان‌بافی نبود، او فقط يك داستان‌خوان بود.
جوجه طلایی
مشكل زير يك سقف خوابيدن همين بود، كه بيگانه‌ها را خيلی سريع‌تر از ده سال آشنايی مؤدبانه هنگام صرف چای، به هم نزديك می‌كرد.
جوجه طلایی
بدون شك خلاص شدن از شر همسر اولش از زمره‌ی معجزات به شمار می‌رفت.
جوجه طلایی

حجم

۱۶۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۸۴ صفحه

حجم

۱۶۵٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۸۴ صفحه

قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان