
kobra
۱
مرگ هرگز برای آنان كه بهجای زندگی كردن فقط زندهاند ناخوشايند نيست.
sara
۱
چهقدر مردها احمق بودند! آنها هميشه دنبال زنان زيبا میرفتند، در حالی كه بصيرتشان بايد به آنها میگفت كه زنهای ساده انتخاب بسيار بهتری هستند.
sara
۱
«معمولا سادگی برجسته است.»
جوجه طلایی
۱
ميسی كه میدانست رد خواهش كسانی كه انسان مرهون آنهاست كاملا غيرممكن است، تسليم شد.
جوجه طلایی
۱
ميسی در تمام زندگيش زن مطلّقه نديده بود؛ هرلينگفوردها طلاق نمیگرفتند، حال اگر زندگیشان بهشت، دوزخ، يا برزخ بود، تفاوتی نداشت.
جوجه طلایی
۱
حال روز مبادا كی بود، دروسيلا نمیدانست؛ اما در هر گوشهی كور جادهی زندگی بلايی نهفته بود ـ بيماری، خرابی وسايل منزل و هزينهی تعمير، افزايش نرخها و ماليات، مرگ.
sara
۰
«معمولا سادگی برجسته است.»
جوجه طلایی
۰
«عزيزم تمام مشكل من، كه گرفتاریهای زيادی هم برام بهوجود آورده، اينه كه من تا حالا هيچكس رو بيشتر از خودم دوست نداشتم.»
جوجه طلایی
۰
هر لباسی كه ميسی تا آن زمان داشته بود قهوهای رنگ بود؛ آخر رنگ قهوهای بسيار قابل استفاده بود، هرگز چرك را نشان نمیداد، هرگز از مد نمیافتاد، هرگز رنگ و رو رفته نمیشد و هرگز بیارزش و عاميانه به نظر نمیرسيد.
جوجه طلایی
۰
ميسی با صدای بلند گفت: «اركيده! چه فضلفروشیِ عاميانهای!»
جوجه طلایی
۰
ميسی اهل داستانبافی نبود، او فقط يك داستانخوان بود.
جوجه طلایی
۰
مشكل زير يك سقف خوابيدن همين بود، كه بيگانهها را خيلی سريعتر از ده سال آشنايی مؤدبانه هنگام صرف چای، به هم نزديك میكرد.
جوجه طلایی
۰
بدون شك خلاص شدن از شر همسر اولش از زمرهی معجزات به شمار میرفت.
518
۰
حال اگر زندگیشان بهشت، دوزخ، يا برزخ بود، تفاوتی نداشت.
