le seul bien qui me reste au monde c’est d’avoir quelque fois pleuré.
YUKI
نقاشی همیشه سطحی تخت است و فضای باز هیچوقت اینطوری نیست، و فضای باز از هوا ساخته شده و نقاشی هوا ندارد، سطحی تخت مینشیند جای هوا، و در نقاشی هرچیزی که هوا را تقلید میکند تصویرسازی است و نه هنر.
amirhhbn
جنگ بیشتر شبیه رمان است تا شبیه زندگیِ واقعی و همین جاذبهٔ ابدیِ آن است. چیزی است بر پایهٔ واقعیت اما ساختگی، رؤیایی است که به واقعیت پیوسته است، همهٔ چیزهایی که رُمان را میسازند اما زندگی را نه واقعاً.
YUKI
برای همین است که مرد آمریکاییای که با زنی فرانسوی ازدواج کرده بود میگفت خواهر آمریکاییِ من عجیبوغریب از پسِ بحران برمیآید اما زن فرانسویِ من کاری میکند که بحران پیش نیاید.
amirhhbn
هرچه باشد بشر همین است. وقتی تنهاست میخواهد با دیگران باشد و وقتی با دیگران است میخواهد تنها باشد و جنگ به نوعی با متمرکز کردن هر دو اینها را نابود و تشدیدشان میکند.
YUKI
دوران جنگ ستارههای دنبالهدار دارد و هلن باتن آنها را دید. آیا ستارهها قرار بود سقوط کنند و همه را بترسانند؟ دید که بعضی ستارهها آبی هستند و بعضی سرخ، به خودش گفت یکی از ستارهها خیلی سرخ است و وقتی آن ستارهٔ سرخ آبی شود دیگر دوران جنگ نخواهد بود.
YUKI
واقعاً ندارند، فرانسویها واقعاً باور ندارند که هیچ چیزی اهمیت داشته باشد الّا زندگیِ روزمره و زمینی که آن زندگی را بهشان میبخشد و دفاع از خودشان در برابر دشمن. دولت هیچ اهمیتی ندارد مگر تا جایی که این کار را میکند.
amirhhbn
برای همین است که مرد آمریکاییای که با زنی فرانسوی ازدواج کرده بود میگفت خواهر آمریکاییِ من عجیبوغریب از پسِ بحران برمیآید اما زن فرانسویِ من کاری میکند که بحران پیش نیاید.
amirhhbn