
mohsen
۱
سالی فرامیرسد که در آن ماهی فرامیرسد که در آن هفتهای فرامیرسد که در آن روزی فرامیرسد که در آن دقیقهای فرامیرسد که در آن ثانیهای فرامیرسد و در آن ثانیه نابهنگامِ مقدس مرگ، چهرهبرانداخته فرامیرسد.
mohsen
۰
انگار مینویسم تا جان کسی را نجات دهم، جان خودم را شاید. زندگی از جنم جنونی است مرگسرشته. پس زندهباد مرگی که ما در آن زیست میکنیم.
بهناگاه اشیاء، مستغنی از افاده معنا. کیفورم از بودن. شما چطور؟