جملات زیبای کتاب کتاب‌دار عجیب و غریب | طاقچه
تصویر جلد کتاب کتاب‌دار عجیب و غریب

کتاب کتاب‌دار عجیب و غریب

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۱۹ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Elham jannesari
۴
بچه‌ها فهمیدند که این خانم مسن یا به قول مارتین، این خانم «مسخره‌ی مزخرف» ، کتاب‌دار تازه‌وارد است. او از کتاب‌های جدیدش مثل نوزادها مراقبت می‌کرد و آن‌ها را ناز و نوازش می‌کرد. کتاب‌هایش را با چرخ‌دستی به گردش می‌برد، چون هیچ کس به کتاب‌خانه نمی‌آمد و به آن‌ها سر نمی‌زد.
|قافیه باران|
۲
او از کتاب‌های جدیدش مثل نوزادها مراقبت می‌کرد و آن‌ها را ناز و نوازش می‌کرد.
|قافیه باران|
۲
ما می‌توانیم در کتاب سفر کنیم، اما حتماً باید دوباره به دنیای واقعی بازگردیم.
eloohii
۲
شخصیت‌های کتاب، در دنیای متفاوتی زندگی می‌کنند. ما می‌توانیم در کتاب سفر کنیم، اما حتماً باید دوباره به دنیای واقعی بازگردیم.
aftab
۱
او از کتاب‌های جدیدش مثل نوزادها مراقبت می‌کرد و آن‌ها را ناز و نوازش می‌کرد. کتاب‌هایش را با چرخ‌دستی به گردش می‌برد، چون هیچ کس به کتاب‌خانه نمی‌آمد و به آن‌ها سر نمی‌زد. او با افتخار و سربلندی، کوه کتاب‌ها را نشان داد و گفت: «این کتاب‌خانه‌ی سیّار من است.»
eloohii
۱
وقتی کتابی را باز می‌کنید، انگار تلویزیون در سرتان روشن می‌کنید؛ موقع تنهایی، کتاب بهترین دوست و همراه ماست.
eloohii
۱
او همیشه کتابی در جیبش دارد؛ وقتی ناراحت است، وقتی حوصله‌اش سر رفته است، وقتی دلش می‌خواهد زندگی را تغییر بدهد، شهر، سیاره، دوست یا سرزمینش را عوض کند، سراغ کتابی می‌رود و آن را باز می‌کند و می‌خواند.
eloohii
۱
«وقتی کسی را از ته دل دوست داریم، هر طور شده او را پیدا می‌کنیم.»
eloohii
۱
چرا مجبورتان کنم تا کتابی را که حوصله‌تان را سر برده است، تمام کنید؟
aftab
۰
او از کتاب‌های جدیدش مثل نوزادها مراقبت می‌کرد و آن‌ها را ناز و نوازش می‌کرد. کتاب‌هایش را با چرخ‌دستی به گردش می‌برد، چون هیچ کس به کتاب‌خانه نمی‌آمد و به آن‌ها سر نمی‌زد. او با افتخار و سربلندی، کوه کتاب‌ها را نشان داد و گفت: «این کتاب‌خانه‌ی سیّار من است.»