جملات زیبای کتاب رژان | طاقچه
تصویر جلد کتاب رژان

کتاب رژان

نوع کتاب
۴.۳(از ۴ امتیاز)
انتشارات: 
نشر ستاره‌ها
سیّد جواد
۲
در گرماگرم محبت و شوق چشمش به جسد کنار سنگر افتاد جسدی نیمه جان و بلند بالا با چهره ای پوشیده در دستاری تیره، دلش پایین ریخت، اندیشه هایی تند از ذهنش گذشت، نکند...! نگاهش به نگاه جلال گره خورد، چشم های شوخش از سر غرور وشادمانی با حسین حرف ها داشت. خم شد و آرام دستار از چهره اش گشود، در کمال ناباوری آنچه می‌دیدند دختری بود در هیأت مردان با چشمانی آبی به رنگ آسمان سحر.