
بریدههایی از کتاب دوران عاشقی همینگوی: یادداشتها و خاطرات
۳٫۷
(۶)
سعی نکن با پشیمونی زندگی کنی. پشیمونی قلب لعنتی رو تیکهتیکه میکنه.
ka'mya'b
تمام پلیدیها و شرارتها با معصومیت آغاز میشوند.
ارنست همینگوی
ka'mya'b
عشق مثل یه شهره که وقتی ما داخلشیم چیزا رو کاملاً متفاوتتر از اون ماهیت حقیقیشون میبینیم.
ka'mya'b
وقتی دو نفر یکدیگر را عاشقانه دوست دارند، مردم ثروتمند جذب آنها میشوند. ولی او و هادلی آنقدر صاف و ساده بودند که نفهمیدند چطور باید از خود و عشق بینشان مراقبت کنند.
ka'mya'b
اگه مطالب تو حافظهم نباشه، ارزش نگه داشتن رو نداره.»
ka'mya'b
«مردی که بین دو زن قرار بگیره، عاقبت هردوشون رو از دست میده.»
ka'mya'b
سربازا وقتی که باید پیشروی کنند، عقبنشینی میکنن. مهم نیست که اونا دربارهی زنده کردن خاطرات گذشته چه چیزی بهت میگن، گذشته یه پل نیست که بشه دوباره از روش برگردی.
ka'mya'b
هرچه بیشتر از رفاقتمان میگذشت، بیشتر متوجه میشدم که داستانها و حرفهایی که دربارهی شخصیت خشن و جنگجوی او پخش شده بود، همه بیمورد و ساختهی ذهن مردمی بود که او را نمیشناختند و تنها از روی موضوعاتی که مینوشت، قضاوتش میکردند. او شاید دربرابر هر متجاوز و متخلفی میایستاد، ولی من هرگز او را بهعنوان یک انسان پرخاشگر نشناختم.
ka'mya'b
پنجاه سال پیش، چند سال بعد از مرگ ارنست همینگوی، من کتاب پاپا همینگوی را براساس سی سال ماجراهای تلخ و شیرینمان نوشتم. برای کسانی که کتاب پاپا همینگوی را نخواندهاند، به ماجرای بهار ۱۳۹۴ اشاره میکنم؛ زمانیکه در مجلهی کازماپالتیان و سپس در یک مجلهی ادبی دیگر، که بعدها توسط گورلی براون منحل شد، کار میکردم و برای مأموریت مضحک درخواست نگارش مقالهای دربارهی "آیندهی ادبیات" از همینگوی، عازم هاوانا شدم.
مهدی تمدن رستگار
از درد و رنج آن دوره و تجربهی عذابآور دوست داشتن همزمان دو زن، تجربهای که او را به نابودی کشاند، رها شد.
yazdaan
سعی نکن با پشیمونی زندگی کنی. پشیمونی قلب لعنتی رو تیکهتیکه میکنه
FatemehNMT
تمام پلیدیها و شرارتها با معصومیت آغاز میشوند.
ارنست همینگوی
yazdaan
هرچه بیشتر از رفاقتمان میگذشت، بیشتر متوجه میشدم که داستانها و حرفهایی که دربارهی شخصیت خشن و جنگجوی او پخش شده بود، همه بیمورد و ساختهی ذهن مردمی بود که او را نمیشناختند و تنها از روی موضوعاتی که مینوشت، قضاوتش میکردند. او شاید دربرابر هر متجاوز و متخلفی میایستاد، ولی من هرگز او را بهعنوان یک انسان پرخاشگر نشناختم.
yazdaan
«ازم پرسید که اگه کمی بهم وقت بده، میتونم اون رو از فکرم بیرون کنم؟ بهم گفت که به آیندهی پسرمون فکر کنم. تموم اون حرفا من رو عصبانی کرد. گفت که ما مثل قبل کنار هم خوشحال و خوشبختیم. گفت که من رو دوست داره و این مسأله نباید اهمیتی داشته باشه. من میخواستم هر دوی اونا رو همونطور که بودن، داشته باشم. هر دوشون رو. من در مورد زنها چیز زیادی نمیدونستم. میدونستم؟
yazdaan
من کلاً از خودستایی و پز دادن متنفرم؛
yazdaan
همیشه آخرین ملاقاتا، بهترن.
yazdaan
شاید با اومدنش تو زندگیت، چیزای خوبی برات سوغات آورده باشه، ولی پشیمونی هم برات به همراه داشت. سعی نکن با پشیمونی زندگی کنی. پشیمونی قلب لعنتی رو تیکهتیکه میکنه.
zohreh planet
تمام پلیدیها و شرارتها با معصومیت آغاز میشوند.
Mary gholami
- من و تو، تو یه زمان اسکی رو یاد گرفتیم، ولی تو صد پله بهتر از من بودی.
-خیلی بهتر نبودم، فقط یه کم بیشتر احتیاط میکردم. تازه تو کلی ترکش تو پاهات داشتی. من موندم تو چطوری با اون پاها اسکی میکردی. میدونستی که بعد از جدا شدنمون دیگه هیچوقت اسکی نکردم؟
- منم دیگه هیچوقت به شرونز یا بلودنز یا هرجایی که متعلق به خاطراتمون بود، پا نذاشتم.
کاربر F. Rahgozar
هادلی جلوم رو گرفت و گفت که میخواد باهام حرف بزنه. ازم پرسید که هنوزم با پائولین ارتباط دارم یا نه. میتونم از فکرش بیام بیرون؟ ازش پرسیدم چرا میخواد دوباره این ماجرا رو نبش قبر کنه. ما خوش بودیم. مگه نه؟ چرا آدم دنبال دردسر بگرده؟ هادلی گفت که اگه قایق زندگیمون چپ بشه، کسی که غرق میشه اونه.
کاربر F. Rahgozar
اگر پائولین فایفر و ارنست همینگوی به مدت صد روز یکدیگر را نبینند و اگر بعد از آن صد روز ارنست همینگوی به من بگوید که همچنان پائولین فایفر را دوست دارد، من بدون هیچ معطلی از ارنست همینگوی طلاق خواهم گرفت.»
«اسمش رو نوشت و بعد از امضا، خودکار رو به سمت من گرفت.
کاربر F. Rahgozar
حجم
۹۷۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه
حجم
۹۷۷٫۵ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۵
تعداد صفحهها
۱۵۲ صفحه
قیمت:
۶۷,۵۰۰
تومان