جملات زیبای کتاب بدرود محبوب من | طاقچه
تصویر جلد کتاب بدرود محبوب من

کتاب بدرود محبوب من

نوع کتاب
۴.۰ امتیاز(از ۵ رأی)
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mana✨🍀
۰
دماغش شکسته بود. به اندازهٔ کافی صبر کردم که مطمئن بشم می‌تونست از پشتِ اون ملافه نفس بکشه. دلم واسه‌اش می‌سوخت. یه مرد سادهٔ سختکوشِ کوچولو بود که داشت سعی می‌کرد کارِش را از دست نده و هفته‌ای یه بار چکِ مزدش را بگیره. شاید زن و بچه هم داشت. حیف. تنها چیزی هم که واسه کمک به انجام کارِش داشت یه باتوم لاستیکی بود. منصفانه به نظر نمی‌اومد. ویسکی را که توش مواد بود جایی گذاشتم که دستش می‌تونست بهش برسه، اگه دست‌هاش بسته نبود. آروم زدم روی شونه‌اش. نزدیک بود واسه‌اش گریه کنم.