
کتاب فکرشم نکن
شانزده نما از روایتهای مادرانه
پدیدآورندگان:
مرضیه احمدیانتشارات:
نشر معارف٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
mohammadzadeh
۳
بدون رنج، نه رشد میکنیم، نه به حقیقت وجودمان که نور خدا و اهل بیت (ع) است میرسیم. نفخه روح خدا در ما، تنها و تنها با رنج در این عالم کمال پیدا میکند. رنجی هنگام تولد، رنج فقدان عزیزان در طول زندگی، و رنج صبر بر اطاعت و معصیت و مصیبت... پس وقتی از رنج گریزی نداریم، زیباتر نیست خودمان به استقبالش برویم یا از رنجی که خدا برایمان در نظر گرفته راضی باشیم؟!
mohammadzadeh
۲
گرمای وجود بهار، خانه را چنان گرم کرده که پتوسها سر به سقف رساندهاند و گلدان بنجامین روزی نیست که برگ جدیدی سبز نکرده باشد. برگهای گل قاشقی آن قدر پهن و بزرگ شدهاند که باید اسمش را بگذاریم گل کفگیر. شاخههای گلدان سانسِوِریا سرحال و قبراق سبز میشوند، لیندا تارهای سبز گیسوانش را زیر نور آفتاب پریشان میکند و بهار، روی برگهای همه دست نوازش میکشد.
mohammadzadeh
۱
محمدصالح با آن موهای خرماییاش بدوبدو پشت مبلها سنگرگرفت. چشمهای گرد و سیاهش را گشاد کرد و گفت:"حاجی موقعیت سخته. بچهها را بفلست جلو..."بعد یک توپ قرمز پرت کرد وسط پذیرایی که مثلاً نارنجکه. تفنگش را درآورد و صدای رگبار. صالح هر چه صادق تیرش میزد نمیافتاد. خیلی جدی گفت:"من زولم زیاده. شهیدنمیشم."صادق با خنده جوابش داد:"خب شهید نشی میمیری."