
بریدههایی از کتاب نهمین روز از ماه نوامبر
نویسنده:کالین هوور
مترجم:زهرا گلشاهی
ویراستار:شهین خاصی
انتشارات:کتاب کوله پشتی
دستهبندی:
امتیاز
۳.۷از ۳۷ رأی
۳٫۷
(۳۷)
«اگر در کسی گم شده باشی، هرگز نمیتوانی خود را بیابی.»
لاوین
باید این کار را بکنم. باید خودم را مجبور کنم پیش از اینکه زندگی قبلیام مرا بهطور کامل ببلعد، زندگی جدیدی بسازم.
لاوین
بدن فقط بستهای است برای موهبتهایی که درونش قرار دارند و تو پر از موهبتی: فداکاری، مهربانی و دلسوزی. همهٔ صفتهای مهم! جوانی و زیبایی از بین میروند، اما صفتهای انسانی هرگز.
لاوین
«اینکه یه زوج آخر کتاب به هم برسن یا نه دلیل نمیشه که کتاب پایان خوشی نداشته باشه. مهم اینه که این دو نفر عاقبت خوشی داشته باشن و مهم نیست که حتماً هر دوشون با هم باشن.»
samaneh_at
«اگر در کسی گم شده باشی، هرگز نمیتوانی خود را بیابی
قاصدک
هنگامیکه زمان گرفتن تصمیمهای مهم زندگی فرامیرسد، راحتی مانع است.
قاصدک
اهداف با سختکوشی به دست میآیند؛ نه در مکانی که راحت و آرام پناه گرفتهاید
قاصدک
اگه داستانمون رو بهصورت کتاب دربیاری، من میذارمش توی فهرست کتابهای موردعلاقهم.»
Yasi A
«همواره میخواستم بروم و دور شوم، اما ترسیدهام، چراکه برخی زندگیها بیآنکه زیسته شوند از میان میروند.»
قاصدک
هرگز با کسی ملاقات نخواهم کرد که باعث شود احساسی را که او در من ایجاد میکند، داشته باشم
حنانه کوهی
دوباره میخندم. درست مانند کاری که از صبح تا حالا پس از شنیدن حرفهای او کردهام. فکر نمیکنم تا حالا آنقدر به حرفهای کسی خندیده باشم.
Yasi A
«اینکه یه زوج آخر کتاب به هم برسن یا نه دلیل نمیشه که کتاب پایان خوشی نداشته باشه. مهم اینه که این دو نفر عاقبت خوشی داشته باشن و مهم نیست که حتماً هر دوشون با هم باشن.»
Yasi A
هرکس که گفته حقیقت تلخ است، خوشبین بوده؛ حقیقت همچون سمی مهلک است.
قاصدک
ولی مشکل اینجاست که به فردی که قلبی ندارد، نمیتوان نیش ز
قاصدک
وقتی با چیزی آشنا نشوی، دلتنگ آن هم نمیشوی.
قاصدک
ما نمیتوانیم والدین خود را انتخاب کنیم، والدین نیز نمیتوانند فرزندانشان را انتخاب کنند، اما میتوانیم انتخاب کنیم که حاضریم تا چه اندازه تلاش کنیم تا از آنچه به دست آوردهایم، نهایت استفاده را ببریم.
قاصدک
نمیدانم دوستداشتنِ کسی برای شما هم اینگونه است که احساس کنید بخشی از وجودتان را به فردی که به درونتان راه پیدا کرده است بخشیدهاید یا نه، اما من دقیقاً همین احساس را دارم.
احساس میکردم بخشی از روح هر دویمان رها شده و بخشی از روح او به من و بخشی از روح من به او منتقل شده است.
roy383
نمیدانم دوستداشتنِ کسی برای شما هم اینگونه است که احساس کنید بخشی از وجودتان را به فردی که به درونتان راه پیدا کرده است بخشیدهاید یا نه، اما من دقیقاً همین احساس را دارم.
احساس میکردم بخشی از روح هر دویمان رها شده و بخشی از روح او به من و بخشی از روح من به او منتقل شده است. این لحظه بهراستی پراضطرابترین لحظهای بود که تاکنون با کسی گذرانده بودم.
کاربر ۱۵۶۶۶۲۵
یکی از چیزهایی که همیشه به خودم یادآوری میکنم اینه که همه جای زخم دارن؛ بعضیها حتی بدتر از من. تفاوتش اینه که مال من پیداست و مال اونا نه.
زَرگُل
من بیهدف و سرگردان و به زلالیِ آبم
و او لنگری است غرقشده در دریای من
بنتون جیمز کسلر
faeze
حجم
۲۴۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
حجم
۲۴۷٫۰ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۲
تعداد صفحهها
۲۷۲ صفحه
قیمت:
۷۵,۰۰۰
۵۲,۵۰۰۳۰%
تومان