جملات زیبای کتاب بیرون از مولینگار | طاقچه
تصویر جلد کتاب بیرون از مولینگار
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب بیرون از مولینگار

نوع کتاب
۳.۹ امتیاز(از ۱۴ رأی)
پدیدآورندگان: 
جان پاتریک شنلی، حمید احیا
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آروین
۵
چینی‌ها می‌گن اگه خودتو بکُشی، روحت گیر می‌کنه تو زمین تا موقعی که بتونه یکی دیگه‌ رو قانع کنه که خودشو بکشه. تصورشو بکن. ارواح دارن هُلِمون می‌دن دخل خودمونو بیاریم.
شکوفه
۳
چیزی که بهت حس دیوونگی می‌ده همون چیزیه که ثابت می‌کنه عاقلی.
وقار
۳
بعضی آدم‌ها مثل من اهل لذت بردن نیستن، اما کاری که باید رو انجام می‌دن. حالا آدمی که کارشو‌ انجام می‌ده ولی لذت نمی‌بره از آدمی که لذت می‌بره چیزی کم داره؟
Javad
۲
 خب شاید صلح و آرامش سرِ یه چیز به اندازۀ همون چیز مهم باشه.
tari
۱
آنتونی:      رُزمری اونجا وایساده زیر بارون؟ ایفا:      آره. سیگار می‌کشه. همیشه یه تکه جای خشک پیدا می‌کنه، برای خودش نه، برای سیگارش. آنتونی:      آخه بیرون سینه‌پهلو می‌کنه. ایفا:      نه، اون دیوونه است. خُل و چِل‌ها هیچ‌وقت مریض نمی‌شن.
وقار
۱
جلو من سیگار نمی‌کشه، همیشه هم داره سیگار می‌کشه، برای همین هیچ‌وقت نمی‌بینمش.
وقار
۱
رُزمری:      هیچ‌وقت هیچ‌کاری نمی‌کنی. آنتونی:      من تمام روز و نصفِ شب دارم کار می‌کنم. رُزمری:      که چیزها همون‌طور که هستن بمونن و ادامه پیدا کنن. مُهر خودت دیده نمی‌شه هیچ‌جا. آنتونی:      من کارم مُهر زدن نیست. کار من ادامه دادنِ چیزهاست همون‌طور که بودن، وقتی من پریدم تو اتوبوس. رُزمری:      یعنی این که تو کسی به حساب نمیای.
the_snowy
۱
رُزمری:      بعضی وقت‌ها تو چشم‌هات چیزهای شیطانی دیده می‌شه. آنتونی:      چشم‌های من، هان؟ تو هم مادرت می‌گه دیوونه‌ای. رُزمری:      من دیوونه نیستم. آنتونی:      من هستم. بریم تو خونه؟ رُزمری:      تو چطوری دیوونه‌ای؟ آنتونی:      از آدم‌ها زیاد خوشم نمیاد. رُزمری:      اینکه طبیعی‌یه. کی از آدم‌ها خوشش میاد. هیچ‌کس.
شکوفه
۰
آنتونی:      هر جفت شما، هر دوتون خوب می‌دونین که نسل شما این کشور رو با منفی‌بافی‌اش نابود کرده. تونی:      ما نبودیم که اقتصاد الّاکلنگی درست کردیم. آنتونی:      نه، شما رفتین پایین و همون‌جا موندین. تونی:      بلدی، راه بهشتو بهم نشون بده.