با یا بدون اختلال شخصیت، افرادی که از اختلال عاطفی رنج میبرند بیشتر مایلند با کارهای اشتباه بهوضوح خود را تخریب کنند. برای دوری از رنج سراغ هر حواسپرتی و تفریحی میروند. در پوششی از لذت خود را تنبیه میکنند. مثل افراط در خوردن و نوشیدن، سوءمصرف مواد و دیگر حواسپرتیها. با این کار زندگی خود را نمیسنجند. میخواهند خودشان را دوست داشته باشند، اما خود را از دست میدهند. نمیتوانند روی تندرستیشان سرمایهگذاری کنند، پس توهم را جایگزین عشق میکنند. طی زمان ـ و در سطوح متعددی از خودآگاهی ـ عذاب وجدان و شرم ترکیب میشوند و خودتخریبگری به خودآزاری تبدیل میشود. آنها دیگر دنبال فرار از درد و رنج نیستند، بلکه آن را به خودشان تحمیل میکنند.