جملات زیبای کتاب مادام کاملیا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مادام کاملیا

بریده‌هایی از کتاب مادام کاملیا

۳٫۹
(۱۴)
تمام افرادی را که می‌دیدم دوست داشتم، بی‌آنکه حتی آن‌ها را بشناسم. عشق آدمی را چه خوش‌اخلاق می‌کند!
Mahsa
زن‌ها به افرادی که دوست ندارند رحم نمی‌کنند.
میم الف
نمی‌توانستم در خانه‌ام بمانم. اتاقم به نظرم کوچک‌تر از آن بود که گنجایش سعادتم را داشته باشد؛ برای ابراز احساسات به کل طبیعت نیاز داشتم.
Mahsa
توصیه‌های عاشقانه‌ای که همان‌قدر پرشورند که پاک و بی‌آلایش به نظر می‌رسند.
| Atiyeh |
هفته‌ها، ماه‌ها، سال‌ها سپری می‌شود و درحالی‌که هر کدام سرنوشت خود را با نظم و ترتیبی متفاوت دنبال کرده‌اند، ناگهان منطقِ اقبال آن‌ها را روبه‌روی هم قرار می‌دهد. این زن معشوقهٔ این مرد می‌شود و به او عشق می‌ورزد. چطور؟ چرا؟ زندگی‌های آن دو نفر یکی است؛ صمیمیت همین که به وجود می‌آید در نظرشان چنین می‌نماید که همیشه وجود داشته است و هر چیزی پیش از آن بوده از خاطر عشّاق محو می‌شود.
| Atiyeh |
راست است که گاه در عرض یک دقیقه اتفاق‌هایی می‌افتد که از یک سال عشقِ پیگیر بیشتر است.
Mahsa
در مارگریت هنوز هم غرور و استقلال وجود داشت: دو احساس که اگر جریحه‌دار شوند می‌توانند کاری را بکنند که فقط حجب و حیا قادر است انجام دهد.
| Atiyeh |
مردها به جای اینکه خوشحال باشند که مدتی طولانی چیزی را به آن‌ها می‌دهند که امید نداشتند حتی یک بار به دست آورند، از معشوقهٔ خود گزارش زمان حال، گذشته و حتی آینده را می‌خواهند. به‌مرور که به او عادت می‌کنند، می‌خواهند تحت سیطره‌اش بگیرند و هر چه بیشتر خواسته‌هایشان را برآورده می‌کنیم باز توقعشان بیشتر می‌شود.
Mahsa
به هر چیزی همان‌قدر بها بدهید که می‌ارزد
میم الف
اگر عاشق بوده باشید، از دل و جان عاشق، حتماً این نیاز را حس کرده‌اید که بخواهید موجودی را از دنیا جدا کنید که دوست داشته‌اید زندگی‌تان به‌کل وقفِ وجود او باشد.
مغیم
مردم اغلب از مسئله‌ای کودکانه خوشحال می‌شوند و زایل کردن این شادی بدجنسی است، خاصه وقتی که می‌توان به آن کاری نداشت تا فردی که به این شادی دست یافته است خوشحال‌تر شود.
| Atiyeh |
دل برای رسیدن به آنچه می‌خواهد، چه مسیرها که طی نمی‌کند و چه دلایل که برای خود نمی‌تراشد!
مغیم
همان‌طور که دستم را می‌گرفت، گفت: «بدخُلقی امشبم را می‌بخشید؟» ــ حاضرم بدخُلقی‌های دیگری را هم ببخشم. ــ مرا دوست دارید؟ ــ تا حد جنون. ــ به‌رغم خلق‌وخوی بدم؟ ــ به‌رغم همه چیز. ــ قسم می‌خورید؟ خیلی آهسته گفتم: «بله.
کاربر ۱۰۵۵۴۰۳۲
می‌ترسیدم مبادا زودتر از معمول مرا بپذیرد و سریع‌تر از موعد، عشقی را نثارم کند که من دلم می‌خواست در ازای انتظاری طولانی یا ایثاری عظیم به دست آورم. ما مردها این‌طوریم؛
مغیم
روایت تمام این جزئیات به کارهای بچگانه می‌ماند، اما تمام چیزهایی که به این دختر مربوط می‌شود چنان در ذهنم حیّ و حاضر است که امروز نمی‌توانم آن‌ها را به یاد نیاورم.
مغیم
تمام افرادی را که می‌دیدم دوست داشتم، بی‌آنکه حتی آن‌ها را بشناسم. ‫عشق آدمی را چه خوش‌اخلاق می‌کند!
مغیم
در ذهن نام افرادی را جست‌وجو می‌کردم که تا آن موقع به سعادتشان حسودی کرده بودم و حتی یک نفر نیافتم که خود را خوشبخت‌تر از او ندانم.
مغیم
وقتی زندگی به چیزی مثل این عشق عادت کرده باشد، به‌ظاهر محال است این عادت از بین برود و همزمان تمام اجزای دیگر زندگی را با خود نابود نکند.
مغیم
در مارگریت هنوز هم غرور و استقلال وجود داشت: دو احساس که اگر جریحه‌دار شوند می‌توانند کاری را بکنند که فقط حجب و حیا قادر است انجام دهد.
sorena10077

حجم

۲۰۰٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۳۸۴ صفحه

حجم

۲۰۰٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۷

تعداد صفحه‌ها

۳۸۴ صفحه

قیمت:
۲۳۴,۰۰۰
تومان