جملات زیبا از متن کتاب مادام کاملیا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مادام کاملیا
off
٪۵۰

کتاب مادام کاملیا

۴.۳(از ۳۰ امتیاز)
نوع کتاب

۴۳۰,۰۰۰

۵۰٪

قیمت:

۲۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
تمام افرادی را که می‌دیدم دوست داشتم، بی‌آنکه حتی آن‌ها را بشناسم. عشق آدمی را چه خوش‌اخلاق می‌کند!
Mahsa
۱۸
زن‌ها به افرادی که دوست ندارند رحم نمی‌کنند.
میم الف
۱۴
نمی‌توانستم در خانه‌ام بمانم. اتاقم به نظرم کوچک‌تر از آن بود که گنجایش سعادتم را داشته باشد؛ برای ابراز احساسات به کل طبیعت نیاز داشتم.
Mahsa
۸
راست است که گاه در عرض یک دقیقه اتفاق‌هایی می‌افتد که از یک سال عشقِ پیگیر بیشتر است.
Mahsa
۶
یعنی پیش از مرگم نمی‌آیید؟ یعنی رابطهٔ ما برای همیشه تمام شده؟
السا
۶
نمی‌دانستم که تن می‌تواند این‌قدر رنج‌آور باشد.
السا
۵
مردها به جای اینکه خوشحال باشند که مدتی طولانی چیزی را به آن‌ها می‌دهند که امید نداشتند حتی یک بار به دست آورند، از معشوقهٔ خود گزارش زمان حال، گذشته و حتی آینده را می‌خواهند. به‌مرور که به او عادت می‌کنند، می‌خواهند تحت سیطره‌اش بگیرند و هر چه بیشتر خواسته‌هایشان را برآورده می‌کنیم باز توقعشان بیشتر می‌شود.
Mahsa
۴
به هر چیزی همان‌قدر بها بدهید که می‌ارزد
میم الف
۴
من نه آن‌قدر ثروتمندم که آن‌طور که می‌خواهم دوستتان داشته باشم، نه آن‌قدر فقیر که آن‌طور که شما می‌خواهید عاشقتان باشم.
حنانه
۴
رنج موجب غلوّ احساسات می‌شود.
السا
۴
اندیشه‌ها چیزی نبودند جز هشداری دربارهٔ آنچه قرار بود اتفاق بیفتد
السا
۳
کسانی که همین دیروز در انزوای روح و در تاریکی اتاقِ بیماری‌شان آرزو می‌کردند زودتر بمیرند، با دیدن زندگی و سعادت دیگران چقدر هوس می‌کنند زنده بمانند!
Fatemeh Abdi ☁️
۳
سرعت احساسات باعث می‌شود متوجه شویم که زندگی کوتاه است.
Fatemeh Abdi ☁️
۳
چرا باید از مسیح سختگیرتر باشیم؟ چرا سرسختانه به عقاید جهانی متوسل می‌شویم که سخت می‌گیرد تا قوی پنداشته شود و مانند همین دنیا، ارواح زخم‌خورده و خون‌فشانی را از خود می‌رانیم که اغلب، سیه‌کاریِ گذشته‌شان همچون خونِ فاسدِ بیماران از زخم‌هایشان بیرون می‌تراود و تنها در انتظار دستی صمیمی‌اند تا جراحات را ببندد و سلامت قلبشان را به آن‌ها بازگرداند؟
Fatemeh Abdi ☁️
۳
همان‌طور که دستم را می‌گرفت، گفت: «بدخُلقی امشبم را می‌بخشید؟» ــ حاضرم بدخُلقی‌های دیگری را هم ببخشم. ــ مرا دوست دارید؟ ــ تا حد جنون. ــ به‌رغم خلق‌وخوی بدم؟ ــ به‌رغم همه چیز. ــ قسم می‌خورید؟ خیلی آهسته گفتم: «بله.
tifany
۲
اگر عاشق بوده باشید، از دل و جان عاشق، حتماً این نیاز را حس کرده‌اید که بخواهید موجودی را از دنیا جدا کنید که دوست داشته‌اید زندگی‌تان به‌کل وقفِ وجود او باشد.
مغیم
۲
بر این باورم که نمی‌توان شخصیتی داستانی آفرید مگر آنکه در آدمیان بسیار غور کرده باشیم، همان‌گونه که نمی‌توان به زبانی سخن گفت مگر آنکه آن را به‌راستی آموخته باشیم.
کاربر شماره‌ی صفر
۲
وجودتان برایم ضروری شده است و نه‌فقط اگر دوستم نداشته باشید، بلکه اگر نگذارید دوستتان داشته باشم، دیوانه خواهم شد. ــ وای که
حنانه
۲
اگر عاشق بوده باشید، از دل و جان عاشق، حتماً این نیاز را حس کرده‌اید که بخواهید موجودی را از دنیا جدا کنید که دوست داشته‌اید زندگی‌تان به‌کل وقفِ وجود او باشد.
حنانه
۲
مردهٔ مورد علاقه‌ام اوست.
السا
۲
«هنوز هم دوستم دارید؟» ــ سؤال کردن ندارد! ــ به من فکر کردید؟ ــ تمام روز.
السا
۲
من مبتلا به این جنون شده‌ام که شما را دوست بدارم!
السا
۲
چه بسیارند افراد خوشبختی که نمی‌دانند خوشبخت‌اند!
ریحون
۲
مارگریت، هر کاری که می‌خواهی با من بکن، من بردهٔ توام، سگ تو، اما محض رضای خدا، نامه‌ای را که برایت نوشته‌ام پاره کن و نگذار فردا بروم؛ چون می‌میرم
لیمو عمانی🍋‍🟩
۲
عشق آدمی را چه خوش‌اخلاق می‌کند!
مهشید
۲
این روزها، وقتی به بیست و پنج‌سالگی می‌رسیم، اشک‌ها شیئی چنان نادر می‌شوند که نمی‌توان آن‌ها را به هر کسی داد.
ارغوان
۲
دل برای رسیدن به آنچه می‌خواهد، چه مسیرها که طی نمی‌کند و چه دلایل که برای خود نمی‌تراشد!
مغیم
۱
اگر به من گفته بودند امشب این زن را به دست خواهی آورد و فردا کشته خواهی شد، می‌پذیرفتم.
حنانه
۱
از آن روز به بعد دیگر هرگز نتوانسته‌ام زنی را در نگاه اول تحقیر کنم.
Alireza
۱
حیرت‌زده بودم که می‌دیدم زندگی دیگران ادامه دارد، بی‌آنکه مصیبت من متوقفشان کند.
کاربر ۱۱۱۶۹۶۲۹
۱