جملات زیبای کتاب مادام کاملیا | طاقچه
تصویر جلد کتاب مادام کاملیا

کتاب مادام کاملیا

نوع کتاب
۴.۴ امتیاز(از ۲۷ رأی)
انتشارات: 
نشر افق
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Mahsa
۱۷
تمام افرادی را که می‌دیدم دوست داشتم، بی‌آنکه حتی آن‌ها را بشناسم. عشق آدمی را چه خوش‌اخلاق می‌کند!
میم الف
۱۴
زن‌ها به افرادی که دوست ندارند رحم نمی‌کنند.
Mahsa
۸
نمی‌توانستم در خانه‌ام بمانم. اتاقم به نظرم کوچک‌تر از آن بود که گنجایش سعادتم را داشته باشد؛ برای ابراز احساسات به کل طبیعت نیاز داشتم.
السا
۶
یعنی پیش از مرگم نمی‌آیید؟ یعنی رابطهٔ ما برای همیشه تمام شده؟
Mahsa
۵
راست است که گاه در عرض یک دقیقه اتفاق‌هایی می‌افتد که از یک سال عشقِ پیگیر بیشتر است.
السا
۵
نمی‌دانستم که تن می‌تواند این‌قدر رنج‌آور باشد.
Mahsa
۴
مردها به جای اینکه خوشحال باشند که مدتی طولانی چیزی را به آن‌ها می‌دهند که امید نداشتند حتی یک بار به دست آورند، از معشوقهٔ خود گزارش زمان حال، گذشته و حتی آینده را می‌خواهند. به‌مرور که به او عادت می‌کنند، می‌خواهند تحت سیطره‌اش بگیرند و هر چه بیشتر خواسته‌هایشان را برآورده می‌کنیم باز توقعشان بیشتر می‌شود.
میم الف
۴
به هر چیزی همان‌قدر بها بدهید که می‌ارزد
حنانه
۴
من نه آن‌قدر ثروتمندم که آن‌طور که می‌خواهم دوستتان داشته باشم، نه آن‌قدر فقیر که آن‌طور که شما می‌خواهید عاشقتان باشم.
السا
۴
رنج موجب غلوّ احساسات می‌شود.
السا
۳
اندیشه‌ها چیزی نبودند جز هشداری دربارهٔ آنچه قرار بود اتفاق بیفتد
Fatemeh Abdi ☁️
۳
کسانی که همین دیروز در انزوای روح و در تاریکی اتاقِ بیماری‌شان آرزو می‌کردند زودتر بمیرند، با دیدن زندگی و سعادت دیگران چقدر هوس می‌کنند زنده بمانند!
Fatemeh Abdi ☁️
۳
سرعت احساسات باعث می‌شود متوجه شویم که زندگی کوتاه است.
Fatemeh Abdi ☁️
۳
چرا باید از مسیح سختگیرتر باشیم؟ چرا سرسختانه به عقاید جهانی متوسل می‌شویم که سخت می‌گیرد تا قوی پنداشته شود و مانند همین دنیا، ارواح زخم‌خورده و خون‌فشانی را از خود می‌رانیم که اغلب، سیه‌کاریِ گذشته‌شان همچون خونِ فاسدِ بیماران از زخم‌هایشان بیرون می‌تراود و تنها در انتظار دستی صمیمی‌اند تا جراحات را ببندد و سلامت قلبشان را به آن‌ها بازگرداند؟
tifany
۲
همان‌طور که دستم را می‌گرفت، گفت: «بدخُلقی امشبم را می‌بخشید؟» ــ حاضرم بدخُلقی‌های دیگری را هم ببخشم. ــ مرا دوست دارید؟ ــ تا حد جنون. ــ به‌رغم خلق‌وخوی بدم؟ ــ به‌رغم همه چیز. ــ قسم می‌خورید؟ خیلی آهسته گفتم: «بله.
مغیم
۲
اگر عاشق بوده باشید، از دل و جان عاشق، حتماً این نیاز را حس کرده‌اید که بخواهید موجودی را از دنیا جدا کنید که دوست داشته‌اید زندگی‌تان به‌کل وقفِ وجود او باشد.
کاربر شماره‌ی صفر
۲
بر این باورم که نمی‌توان شخصیتی داستانی آفرید مگر آنکه در آدمیان بسیار غور کرده باشیم، همان‌گونه که نمی‌توان به زبانی سخن گفت مگر آنکه آن را به‌راستی آموخته باشیم.
حنانه
۲
وجودتان برایم ضروری شده است و نه‌فقط اگر دوستم نداشته باشید، بلکه اگر نگذارید دوستتان داشته باشم، دیوانه خواهم شد. ــ وای که
حنانه
۲
اگر عاشق بوده باشید، از دل و جان عاشق، حتماً این نیاز را حس کرده‌اید که بخواهید موجودی را از دنیا جدا کنید که دوست داشته‌اید زندگی‌تان به‌کل وقفِ وجود او باشد.
السا
۲
مردهٔ مورد علاقه‌ام اوست.
السا
۲
«هنوز هم دوستم دارید؟» ــ سؤال کردن ندارد! ــ به من فکر کردید؟ ــ تمام روز.
السا
۲
من مبتلا به این جنون شده‌ام که شما را دوست بدارم!
ریحون
۲
چه بسیارند افراد خوشبختی که نمی‌دانند خوشبخت‌اند!
لیمو عمانی🍋‍🟩
۲
مارگریت، هر کاری که می‌خواهی با من بکن، من بردهٔ توام، سگ تو، اما محض رضای خدا، نامه‌ای را که برایت نوشته‌ام پاره کن و نگذار فردا بروم؛ چون می‌میرم
مغیم
۱
دل برای رسیدن به آنچه می‌خواهد، چه مسیرها که طی نمی‌کند و چه دلایل که برای خود نمی‌تراشد!
حنانه
۱
اگر به من گفته بودند امشب این زن را به دست خواهی آورد و فردا کشته خواهی شد، می‌پذیرفتم.
Alireza
۱
از آن روز به بعد دیگر هرگز نتوانسته‌ام زنی را در نگاه اول تحقیر کنم.
کاربر ۱۱۱۶۹۶۲۹
۱
حیرت‌زده بودم که می‌دیدم زندگی دیگران ادامه دارد، بی‌آنکه مصیبت من متوقفشان کند.
حنانه
۱
ای کسی که تنها لحظات خوش زندگی‌ام از برکت وجود اوست.
حنانه
۱
فقط مردان‌اند که قادرند نبخشند.