تمام افرادی را که میدیدم دوست داشتم، بیآنکه حتی آنها را بشناسم.
عشق آدمی را چه خوشاخلاق میکند!
Mahsa
نمیتوانستم در خانهام بمانم. اتاقم به نظرم کوچکتر از آن بود که گنجایش سعادتم را داشته باشد؛ برای ابراز احساسات به کل طبیعت نیاز داشتم.
Mahsa
توصیههای عاشقانهای که همانقدر پرشورند که پاک و بیآلایش به نظر میرسند.
| Atiyeh |
هفتهها، ماهها، سالها سپری میشود و درحالیکه هر کدام سرنوشت خود را با نظم و ترتیبی متفاوت دنبال کردهاند، ناگهان منطقِ اقبال آنها را روبهروی هم قرار میدهد. این زن معشوقهٔ این مرد میشود و به او عشق میورزد. چطور؟ چرا؟ زندگیهای آن دو نفر یکی است؛ صمیمیت همین که به وجود میآید در نظرشان چنین مینماید که همیشه وجود داشته است و هر چیزی پیش از آن بوده از خاطر عشّاق محو میشود.
| Atiyeh |
زنها به افرادی که دوست ندارند رحم نمیکنند.
میم الف
راست است که گاه در عرض یک دقیقه اتفاقهایی میافتد که از یک سال عشقِ پیگیر بیشتر است.
Mahsa
در مارگریت هنوز هم غرور و استقلال وجود داشت: دو احساس که اگر جریحهدار شوند میتوانند کاری را بکنند که فقط حجب و حیا قادر است انجام دهد.
| Atiyeh |
مردها به جای اینکه خوشحال باشند که مدتی طولانی چیزی را به آنها میدهند که امید نداشتند حتی یک بار به دست آورند، از معشوقهٔ خود گزارش زمان حال، گذشته و حتی آینده را میخواهند. بهمرور که به او عادت میکنند، میخواهند تحت سیطرهاش بگیرند و هر چه بیشتر خواستههایشان را برآورده میکنیم باز توقعشان بیشتر میشود.
Mahsa
مردم اغلب از مسئلهای کودکانه خوشحال میشوند و زایل کردن این شادی بدجنسی است، خاصه وقتی که میتوان به آن کاری نداشت تا فردی که به این شادی دست یافته است خوشحالتر شود.
| Atiyeh |