
بریدههایی از کتاب مادام کاملیا
۴٫۳
(۲۳)
تمام افرادی را که میدیدم دوست داشتم، بیآنکه حتی آنها را بشناسم.
عشق آدمی را چه خوشاخلاق میکند!
Mahsa
زنها به افرادی که دوست ندارند رحم نمیکنند.
میم الف
نمیتوانستم در خانهام بمانم. اتاقم به نظرم کوچکتر از آن بود که گنجایش سعادتم را داشته باشد؛ برای ابراز احساسات به کل طبیعت نیاز داشتم.
Mahsa
راست است که گاه در عرض یک دقیقه اتفاقهایی میافتد که از یک سال عشقِ پیگیر بیشتر است.
Mahsa
به هر چیزی همانقدر بها بدهید که میارزد
میم الف
من نه آنقدر ثروتمندم که آنطور که میخواهم دوستتان داشته باشم، نه آنقدر فقیر که آنطور که شما میخواهید عاشقتان باشم.
حنانه
رنج موجب غلوّ احساسات میشود.
السا
مردها به جای اینکه خوشحال باشند که مدتی طولانی چیزی را به آنها میدهند که امید نداشتند حتی یک بار به دست آورند، از معشوقهٔ خود گزارش زمان حال، گذشته و حتی آینده را میخواهند. بهمرور که به او عادت میکنند، میخواهند تحت سیطرهاش بگیرند و هر چه بیشتر خواستههایشان را برآورده میکنیم باز توقعشان بیشتر میشود.
Mahsa
اگر عاشق بوده باشید، از دل و جان عاشق، حتماً این نیاز را حس کردهاید که بخواهید موجودی را از دنیا جدا کنید که دوست داشتهاید زندگیتان بهکل وقفِ وجود او باشد.
مغیم
بر این باورم که نمیتوان شخصیتی داستانی آفرید مگر آنکه در آدمیان بسیار غور کرده باشیم، همانگونه که نمیتوان به زبانی سخن گفت مگر آنکه آن را بهراستی آموخته باشیم.
کاربر شمارهی صفر
وجودتان برایم ضروری شده است و نهفقط اگر دوستم نداشته باشید، بلکه اگر نگذارید دوستتان داشته باشم، دیوانه خواهم شد.
ــ وای که
حنانه
اگر عاشق بوده باشید، از دل و جان عاشق، حتماً این نیاز را حس کردهاید که بخواهید موجودی را از دنیا جدا کنید که دوست داشتهاید زندگیتان بهکل وقفِ وجود او باشد.
حنانه
دل برای رسیدن به آنچه میخواهد، چه مسیرها که طی نمیکند و چه دلایل که برای خود نمیتراشد!
مغیم
همانطور که دستم را میگرفت، گفت: «بدخُلقی امشبم را میبخشید؟»
ــ حاضرم بدخُلقیهای دیگری را هم ببخشم.
ــ مرا دوست دارید؟
ــ تا حد جنون.
ــ بهرغم خلقوخوی بدم؟
ــ بهرغم همه چیز.
ــ قسم میخورید؟
خیلی آهسته گفتم: «بله.
tifany
اگر به من گفته بودند امشب این زن را به دست خواهی آورد و فردا کشته خواهی شد، میپذیرفتم.
حنانه
از آن روز به بعد دیگر هرگز نتوانستهام زنی را در نگاه اول تحقیر کنم.
Alireza
حیرتزده بودم که میدیدم زندگی دیگران ادامه دارد، بیآنکه مصیبت من متوقفشان کند.
کاربر ۱۱۱۶۹۶۲۹
ای کسی که تنها لحظات خوش زندگیام از برکت وجود اوست.
حنانه
فقط مرداناند که قادرند نبخشند.
حنانه
انسانها بیرحماند!
baharre1h
زندگی زیباست عزیزم، بستگی دارد از کدام منظر به آن نگاه کنیم.
baharre1h
زنها را همانطور که هستند بپذیرید
baharre1h
چون قرار است کمتر از دیگران عمر کنم، به خودم قول دادهام تندتر زندگی کنم.»
|fatemeh rahimi|
مسیح برای موجوداتی که زخمخوردهٔ شهوتهای انسانی بودند لبریز از عشق بود و دوست میداشت با مرهمی جراحاتشان را ببندد که از خودِ این جراحات بیرون میکشید. به همین علت، به مریم مجدلیه میگفت: «بر بسیاری از گناهان تو قلم عفو درخواهند کشید، چون بسیار دوست داشتهای»
السا
مردهٔ مورد علاقهام اوست.
السا
معلوم بود که هنوز معصومیت خود را در برابر شرّ حفظ کرده بود.
السا
میترسیدم مبادا زودتر از معمول مرا بپذیرد و سریعتر از موعد، عشقی را نثارم کند که من دلم میخواست در ازای انتظاری طولانی یا ایثاری عظیم به دست آورم. ما مردها اینطوریم؛
مغیم
روایت تمام این جزئیات به کارهای بچگانه میماند، اما تمام چیزهایی که به این دختر مربوط میشود چنان در ذهنم حیّ و حاضر است که امروز نمیتوانم آنها را به یاد نیاورم.
مغیم
تمام افرادی را که میدیدم دوست داشتم، بیآنکه حتی آنها را بشناسم.
عشق آدمی را چه خوشاخلاق میکند!
مغیم
در ذهن نام افرادی را جستوجو میکردم که تا آن موقع به سعادتشان حسودی کرده بودم و حتی یک نفر نیافتم که خود را خوشبختتر از او ندانم.
مغیم
حجم
۲۰۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
حجم
۲۰۰٫۶ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۷
تعداد صفحهها
۳۸۴ صفحه
قیمت:
۲۳۴,۰۰۰
تومان