هنگامی که بیمار جلسه را با حرف زدن و بعد مکث کردن آغاز میکند من با گفتن: «به نظر میرسد چیزی هست که ادامهٔ حرف زدن را مشکل میکند» وضعیت را یادآوری میکنم. درحالیکه به یک معنا آنچه واضح است را یادآور میشوم اما این را هم منتقل میکنم که آنچه را که میگوید میشنوم (یا در این مورد آنچه را که گفتنش سخت است) و ابتدای مقاومت را تشخیص میدهم بدون آنکه به آن مستقیماً اشاره کنم (اشباعنشده). بهاینترتیب ما تحلیل را با تحلیل روند آغاز میکنیم، و به بیمار این آزادی را میدهیم که دربارهٔ مشکل حرف زدن خود حرف بزند و همینطور دربارهٔ محتوای آنچه نمیگوید یا هرچیز دیگری که میخواهد یا نمیخواهد دربارهاش حرف بزند.
کاربر ۷۰۶۲۲۲۸
برای درک بهتر تأثیر روانکاوی در خلق یک ذهن روانکاوانه تشخیص میان دو نوع دانستن روانکاوانه کمککننده است. نخستین نوع را که برای ما آشناترین نوع نیز هست، میتوان شناختِ وضعیت نام گذاشت، این نوع دانش ما را در «وضعیت دانستن» قرار میدهد؛ یعنی، آنچه برای ما ناشناخته بود اکنون شناخته شده است. بهعنوان مثال آنچه قبلاً ناخودآگاه بود اکنون در بخش آگاه است. در طول زمان به نکتههای جدیدی در رابطه با کمککننده بودن این مطلب پی بردهایم و با روشهایی آشنا شدهایم که میتوانند این وضعیت را کمککنندهتر هم بکنند (۱).
سعید جلوخانی