هنگامی که بیمار جلسه را با حرف زدن و بعد مکث کردن آغاز میکند من با گفتن: «به نظر میرسد چیزی هست که ادامهٔ حرف زدن را مشکل میکند» وضعیت را یادآوری میکنم. درحالیکه به یک معنا آنچه واضح است را یادآور میشوم اما این را هم منتقل میکنم که آنچه را که میگوید میشنوم (یا در این مورد آنچه را که گفتنش سخت است) و ابتدای مقاومت را تشخیص میدهم بدون آنکه به آن مستقیماً اشاره کنم (اشباعنشده). بهاینترتیب ما تحلیل را با تحلیل روند آغاز میکنیم، و به بیمار این آزادی را میدهیم که دربارهٔ مشکل حرف زدن خود حرف بزند و همینطور دربارهٔ محتوای آنچه نمیگوید یا هرچیز دیگری که میخواهد یا نمیخواهد دربارهاش حرف بزند.
کاربر ۷۰۶۲۲۲۸