
کتاب یک فنجان چای با بزرگان روانکاوی جهان
پدیدآورندگان:
عباس کیوانلوانتشارات:
نشر قطره٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
Narjes
۱۱
«شاید از سر مهربانی خداست که هرچه پیرتر میشویم زندگی ناخوشایندتر میشود. درنهایت، مرگ در قیاس با اینهمه رنجی که میکشیم، خواستنیتر میشود.»
کاربر ۲۹۲۰۰۵۱
۷
من اجازه نمیدهم هیچ اندیشهٔ فلسفیای، لذت بردن از چیزهای سادهٔ زندگی را از من بگیرد
Narjes
۴
من بدبین نیستم، حداقل نه درحالیکه فرزندان، همسر و گلهایم را دارم!»
با خنده اضافه کرد: «خوشبختانه گلها نه شخصیت دارند و نه عقدهای. گلهایم را دوست دارم. و ناخرسند نیستم حداقل ناخرسندتر از بقیه نیستم.»
آلب
۴
من هفتاد سال زندگی کردهام. دستم به دهانم میرسیده و از خیلی چیزها لذت بردهام مرافقت همسرم، فرزندانم و غروب آفتاب. رویش گیاهان در فصل بهار را نظارهگر بودهام. همیشه فشار دوستانهٔ یک دست را داشتهام. یک یا دو بار کسی را دیدهام که تا حدودی مرا فهمیده است. چهچیز بیشتری میتوانم بخواهم؟
Narjes
۳
«مرا بدبین جلوه نده. من سر دشمنی با دنیا ندارم. خوار شمردن دنیا، شیوهٔ دیگر ابراز عشق و تمجید آن است.
من بدبین نیستم، حداقل نه درحالیکه فرزندان، همسر و گلهایم را دارم!
آلب
۲
من هفتاد سال زندگی کردهام. دستم به دهانم میرسیده و از خیلی چیزها لذت بردهام مرافقت همسرم، فرزندانم و غروب آفتاب. رویش گیاهان در فصل بهار را نظارهگر بودهام. همیشه فشار دوستانهٔ یک دست را داشتهام. یک یا دو بار کسی را دیدهام که تا حدودی مرا فهمیده است. چهچیز بیشتری میتوانم بخواهم؟»
Narjes
۲
«ممکن است که مرگ در ذات خود یک الزام زیستی نباشد. شاید ما میمیریم چون میخواهیم که بمیریم.
Qazal Azady
۲
کاملاً متقاعد شدهام که رنج لایزال زندگی همراه همیشگی آن خواهد بود.
کاربر ۲۹۲۰۰۵۱
۱
«شاید از سر مهربانی خداست که هرچه پیرتر میشویم زندگی ناخوشایندتر میشود. درنهایت، مرگ در قیاس با اینهمه رنجی که میکشیم، خواستنیتر میشود.»
هانیه
۱
از این گذشته، من هفتاد سال زندگی کردهام. دستم به دهانم میرسیده و از خیلی چیزها لذت بردهام مرافقت۸ همسرم، فرزندانم و غروب آفتاب. رویش گیاهان در فصل بهار را نظارهگر بودهام. همیشه فشار دوستانهٔ یک دست را داشتهام. یک یا دو بار کسی را دیدهام که تا حدودی مرا فهمیده است. چهچیز بیشتری میتوانم بخواهم؟