
کتاب بلوط تلخ
پدیدآورندگان:
رویا رستمی (روها)انتشارات:
انتشارات شقایق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
f.tehrani1990
۴
«فکر نکن گذاشتم بروی...
سپردمت به آسمان...
با برف سال نو میآیی»
malihe
۲
- جانم!
من میگویم جانمها همان چای نبات مادرهاست. لامذهب هزار درد را درمان میکند. ته دلش جان بدهد برای این جانم گفتن قشنگ یا آن میم مالکیت دوست داشتنی؟
f.tehrani1990
۲
«زیاد میخواهمت...
اندازهٔ صبح، شب، یک عصر دل انگیز زیر درخت گیلاس...
آنقدر میخواهمت
که با داشتن عطارد هم دلم آرام نمیشود نباشی...
آخ که من چقدر عاشق ماندنت هستم درست وسط قلبم.»
f.tehrani1990
۲
«گنجشک هم باشم لب پنجرهٔ تو مینشینم
دانهام کو؟»
f.tehrani1990
۲
جانم!
من میگویم جانمها همان چای نبات مادرهاست. لامذهب هزار درد را درمان میکند. ته دلش جان بدهد برای این جانم گفتن قشنگ یا آن میم مالکیت دوست داشتنی؟
f.tehrani1990
۲
«میان شلوغی این روزهایم...
یکی دوتا دوستت دارم بچسبان تنگ دلم که خستگیهایم به در شو
NYAZ
۲
«من فقط میدانم...
دلم...
میخواهدت و تمام»
f.tehrani1990
۱
«شعر که نگفت...
حتی متنش یک صدم هم عاشقانه نداشت...
ولی چرا تنش داشت بوی بهار میگرفت؟
انگار که پلک بزند و زیر چشمم هزار پرستو پرواز کنند.»
NYAZ
۱
- نمیخوام تکرار زندگی یکی باشم.
الوند ماشین را روشن کرد و گفت:
- بعضی تکرارها قشنگن
یك رهگذر
۱
«میدانی وقتی لبخند میزنی چه اتفاقی میافتد؟
صبح شروع میشود...
کرکرهٔ مغازهها بالا میرود...
و من...
از نو برای بار هزارم عاشقت میشوم»
یك رهگذر
۰
«من فقط میدانم...
دلم...
میخواهدت و تمام»
یك رهگذر
۰
- جانم!
من میگویم جانمها همان چای نبات مادرهاست. لامذهب هزار درد را درمان میکند. ته دلش جان بدهد برای این جانم گفتن قشنگ یا آن میم مالکیت دوست داشتنی؟
یك رهگذر
۰
با همه چیز کنار میام غیر از نبودنت؛ نداشتنت، میفهمی؟
