جملات زیبا از متن کتاب آن دختر | طاقچه
تصویر جلد کتاب آن دخترsubscriptionAvailable

کتاب آن دختر

۳.۶(از ۷۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
روث ور، محدثه احمدی
انتشارات: 
نشر نون

قیمت:

۱۲۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بابام همیشه می‌گفت اگر قرار بود سر کار به آدم خوش بگذره، کسی بهمون پول نمی‌داد.»
fateme
۲۵
بابام همیشه می‌گفت اگر قرار بود سر کار به آدم خوش بگذره، کسی بهمون پول نمی‌داد
زهرا 🌻
۷
مسخره بود؛ فقط با دیدن اسمش مثل دیوانه‌ها لبخند می‌زد.
زهرا 🌻
۵
همه تنها بودند؛ یا شنا می‌کردند یا غرق می‌شدند.
زهرا 🌻
۴
در کتاب‌ها، شاید اتفاقی بد در صفحهٔ ۲۰۷ رخ بدهد، ولی همیشه در همان صفحه می‌ماند. وقتی دوباره کتاب را می‌خوانید، انتظارش را دارید، منتظر نشانه‌ها هستید و خودتان را آماده می‌کنید.
saharist
۴
قطار وارد ایستگاه آکسفورد شد، ولی هانا دلتنگ خانه نشد. برعکس بود؛ حس کرد به خانه برگشته
زهرا 🌻
۳
هانا از مشتری‌ها خوشش می‌آید، ولی به‌خاطر آن‌ها نیست که کار در تال‌تیلز را انتخاب کرده است. همیشه در کنار کتاب‌ها احساس امنیت می‌کرد.
زهرا 🌻
۳
روز بعد از خواب بیدار شد و آرام‌آرام از رؤیاهای سیاهش فاصله گرفت
زهرا 🌻
۳
قدم اول همیشه بدترین بود، مثل ایمانی کورکورانه.
Hana
۳
«حالا اگه ایرادی نداره، باید بگم خیلی خسته‌ام.»
ریحان‌ِ
۳
همه تنها بودند؛ یا شنا می‌کردند یا غرق می‌شدند.
معصوم
۰
اما احتمالاً آپریل دلیل دیگری داشت. شاید به‌خاطر رابطهٔ عجیبش با غذا بود. پنج‌شنبه‌ها می‌توانست خارج از آکسفورد، پشت‌سرهم شش تا چیزبرگر بخورد و کل هفته لب به غذا نزند.
از ساعت 4 صبح
۰