م کرد، بلکه حتی با وجود قومیت و هویتی به نام کُرد هم مخالف بود و آنها را «ترکهای کوهستان» میخواند. در سال ۱۹۸۰ کودتایی در ترکیه بهپا شد که حکومتی نظامی بر سر کار آورد و قانون اساسیای که دو سال پسازآن نوشته شد، تمام مردم آن کشور را شهروندان «ملت ترک» میخواند و هیچ توجهی به حقوق اقلیتها نداش
کاربر ۴۷۷۱۷۳۸
صدای موسیقی برپا بود و همه با لباسهای مختلف در جنبش بودند و در مرکز دایره، دختربچهای ایستاده بود که لباس توری سرخ آستینکوتاهی به تن داشت و مرواریدهایی از پایین لباسش آویزان بود. نهایتاً ششهفت سال داشت و موهایش را که تا روی شانه میرسید، دماسبی بسته بود. دستبند طلایی نازکی روی مچ دستش میدرخشید و با موسیقی خودش را تاب میداد و سایهاش نیز به جلووعقب تاب میخورد. این دخترک سرخپوش نمایندهٔ آیندهای بود که تمام شهر منتظر آن بودند.
Sana
موقع نوشیدن چای از نوروز پرسیدم اگر دختری بیست سال دیگر در این منطقه به دنیا بیاید، بهنظر او بهتر است درمورد جنگی که زنان با داعش کردند چه بشنود و چه بفهمد؟ او گفت: «من میخوام دخترای اینجا و همهٔ جاهای دیگهٔ دنیا قدر خودشون رو بدونن و اونقدر قوی باشن که خودشون راه زندگیشون رو پیدا کنن. بهنظر من فقط اینه که مهمه. من میخوام دخترا بدونن چطور باید مراقب خودشون باشن، مستقل بشن و قدرتمند ظاهر بشن همهجا. میخوام همیشه توی زندگی این ذهنیت رو داشته باشن، قدرتمند باشن و نذارن هیچچیزی یا هیچکسی سد راهشون بشه. شاید ما اونموقع زنده نباشیم، ولی این آرمان بهعنوان بخشی از تاریخ زنده میمونه.»
Sana