این روزها مثبتاندیشی بستهبندیشده و بهعنوان راهحل تمام مشکلات به فروش میرسد. از برچسبهای «فقط حال خوب» روی گلگیر ماشینها گرفته تا جملات تأکیدی در صفحات زیبای اینستاگرام تا تیشرتهایی با نوشتههای «زندگی زیباست» و رهبران معنوی که به شما قول میدهند تا خوشبختی و شادی فقط به اندازهٔ یک تفکر مثبت فاصله دارید؛ مدام به ما میگویند که «دیدن جنبههای مثبت» کمک میکند از تجربهها و احساسات دشوار دور بمانیم.
edris
زندگی اصیل یعنی رویارویی با لحظات سخت و رشد کردن در آنها، نه اینکه وانمود کنی همهچیز عالی است، درحالیکه نیست
edris
اگر احساس مثبت سرچشمهای اصیل و واقعی داشته باشد، باعث سلامتی میشود.
اما جایی در میانهٔ راه، ما به این اندیشه برخوردیم که مثبتنگر بودن یعنی شما یک ربات هستید که مجبورید همهچیز را به معنی واقعی کلمه خوب ببینید.
edris
مثبتنگری سالم یعنی ایجاد فضا برای واقعیت و امید. مثبتنگری سمی احساسات را انکار کرده و ما را مجبور میکند آنها را سرکوب کنیم.
edris
ما باور داریم که مثبتنگری بالاخره تأثیر خواهد گذاشت (حتی اگر فکر کنیم کمکی به ما نمیکند). انگار میترسیم قبول کنیم که این کار بینتیجه است زیرا بارها به ما گفته شده که مثبتنگری باید مؤثر باشد.
edris
وقتی از مثبتنگری سمی استفاده میکنیم، بهجای اینکه صادقانه حرفهای طرف مقابل را بشنویم، با او ارتباط برقرار کنیم و از وضعیت آشفتهای که در آن گرفتار است درس بگیریم، بیشتر بر گفتن چیزهایی تمرکز میکنیم که به ما هم گفته شده است.
edris
بیشتر جملهها و عبارتهای مثبتگرا فاقد ظرافت، حس همدردی و کنجکاوی بوده و مثل یک حکم کلی هستند که به مردم میگویند چه احساسی داشته باشند و اینکه احساس فعلی آنها اشتباه است.
edris