
edris
۵
قبل از اینکه کسی را تشویق کنید جنبهٔ مثبت چیزی را ببیند، باید به یاد داشته باشید که:
ـ زمان همهٔ زخمها را درمان نمیکند. افراد، وقایع را با سرعتهای مختلفی پردازش میکنند و آنها هستند که تشخیص میدهند در کدام مرحله از فرایند بهبودی خود قرار دارند.
edris
۴
حتی کسانی که همهچیز دارند هم میتوانند با مشکلات مربوط به سلامت روان درگیر شوند.
edris
۳
این روزها مثبتاندیشی بستهبندیشده و بهعنوان راهحل تمام مشکلات به فروش میرسد. از برچسبهای «فقط حال خوب» روی گلگیر ماشینها گرفته تا جملات تأکیدی در صفحات زیبای اینستاگرام تا تیشرتهایی با نوشتههای «زندگی زیباست» و رهبران معنوی که به شما قول میدهند تا خوشبختی و شادی فقط به اندازهٔ یک تفکر مثبت فاصله دارید؛ مدام به ما میگویند که «دیدن جنبههای مثبت» کمک میکند از تجربهها و احساسات دشوار دور بمانیم.
edris
۳
«زمان زخمها را التیام میبخشد»
زمان همهٔ زخمها را التیام نمیبخشد. گفتن این جمله به کسی که هنوز با مشکلش کنار نیامده، میتواند نشانهٔ بیتفاوتی شما باشد و باعث شرمساری طرف مقابل شود. فقط اوست که میداند چه زمانی بهبود مییابد؛ و اینکه گاهی اوقات ما هرگز «بهبود پیدا نمیکنیم».
edris
۳
چقدر ظالمانه است به افراد افسرده و ستمدیده بگوییم که فقط لبخند بزنند و سیستمی که آنها را سرکوب میکند، نادیده بگیرند.
edris
۳
درحالیکه مثبتنگری نسبت به بدن ما را تشویق میکند به اندام خود عشق بورزیم و هر برآمدگی، فرورفتگی و هر انحنا از بدنمان را دوست داشته باشیم، نگاه خنثی به بدن به شما اجازه میدهد با بدنتان صلح کنید. نگاه خنثی به بدن این ایده را مطرح میکند که شما میتوانید بدون آنکه بیشازحد به بدن خود فکر کنید یا آن را مثبت یا منفی ببینید، به زندگیتان ادامه دهید.
edris
۳
ـ «تو فقط نیاز داری که کمی مثبتتر باشی.»
این نوع اظهارات در بین کسانی که درک درستی از ماهیت پیچیدهٔ مسائل مربوط به سلامت روان ندارند، طبیعی است. از نظر آنها، ذهن شما چیزی است که کنترلش در دست خودتان است و با ایمان و نگرش بهتر میتوانید آن را اصلاح کنید. برای آنها کاملاً بیمعنی است که کسی واقعاً تلاش کند که خوشحال باشد یا کمتر مضطرب باشد و بازهم نتواند از آن حال خارج شود.
edris
۲
مثبتنگری سالم یعنی ایجاد فضا برای واقعیت و امید. مثبتنگری سمی احساسات را انکار کرده و ما را مجبور میکند آنها را سرکوب کنیم.
edris
۲
گریه کردن مفید، طبیعی و مجاز است. گفتن جملهٔ گریه نکن، به این معناست که گریه کردن اشتباه است و مردم را تشویق میکند هیجاناتشان را سرکوب کنند.
edris
۲
متأسفانه، تأکید افراطی بر تفکر مثبت، قربانی عیبجو و سرزنشگر در سیستم مراقبتهای بهداشت به جا میگذارد و بیانگر این است که کسانی که بهاندازهٔ کافی تلاش میکنند و همیشه نگرش مثبت دارند، در نبرد برای سلامتی برنده و کسانی که نگرش منفی دارند بازنده خواهند بود. همه ما میدانیم حقیقت این نیست.
edris
۱
غالباً مثبتاندیشی مثل استفاده از یک چسب زخم روی زخم گلوله است. بهجای کمک کردن، به سرکوبگری عاطفی منجر میشود و برای جسم، ذهن، روابط و جامعه مخرب است.
edris
۱
پژوهش امری ضروری و اغلب اوقات سودمند است، اما تاریخ نشان میدهد که چگونه از علم برای حفظ برخی جنبههای مشکلساز نظم اجتماعی استفاده شده و آنها را بهعنوان بخشی از مسیر رسیدن به شادی تعریف کرده است.
edris
۱
مثل این بود که پدرو تازه از خط پایان یک مسابقه عبور کرده باشد و حالا مردم از او میخواستند که با لبخند یک دور دیگر را شروع کند.
edris
۱
مشکل اصلی مثبتنگری سمی این است که تحقیرآمیز است و به گفتوگو پایان میدهد و در عمل میگوید: «نخیر، احساسی که تجربه میکنی اشتباه است و بهاینعلت باید بهجای آن احساس شادی کنی.» و این دقیقاً برخلاف چیزی است که وقتی کسی رنج میکشد، میخواهیم برایش انجام دهیم.
edris
۱
سخت است که افسرده و مضطرب باشی ولی تظاهر به اینکه نیستی، سختتر است.
edris
۰
زندگی اصیل یعنی رویارویی با لحظات سخت و رشد کردن در آنها، نه اینکه وانمود کنی همهچیز عالی است، درحالیکه نیست
edris
۰
اگر احساس مثبت سرچشمهای اصیل و واقعی داشته باشد، باعث سلامتی میشود.
اما جایی در میانهٔ راه، ما به این اندیشه برخوردیم که مثبتنگر بودن یعنی شما یک ربات هستید که مجبورید همهچیز را به معنی واقعی کلمه خوب ببینید.
edris
۰
ما باور داریم که مثبتنگری بالاخره تأثیر خواهد گذاشت (حتی اگر فکر کنیم کمکی به ما نمیکند). انگار میترسیم قبول کنیم که این کار بینتیجه است زیرا بارها به ما گفته شده که مثبتنگری باید مؤثر باشد.
edris
۰
وقتی از مثبتنگری سمی استفاده میکنیم، بهجای اینکه صادقانه حرفهای طرف مقابل را بشنویم، با او ارتباط برقرار کنیم و از وضعیت آشفتهای که در آن گرفتار است درس بگیریم، بیشتر بر گفتن چیزهایی تمرکز میکنیم که به ما هم گفته شده است.
edris
۰
بیشتر جملهها و عبارتهای مثبتگرا فاقد ظرافت، حس همدردی و کنجکاوی بوده و مثل یک حکم کلی هستند که به مردم میگویند چه احساسی داشته باشند و اینکه احساس فعلی آنها اشتباه است.
edris
۰
در زمان پریشانی و اندوه، هر کس واکنش متفاوتی بروز میدهد. به جز مواقعی که واکنش آنها پرخطر بوده و به شما یا کسی که به محافظت نیاز دارد (مثل یک کودک یا فرد مسن) آسیب میزند، اشکالی ندارد که اجازه دهید آنها احساسات خود را تجربه کنند. مجبور نیستید برای بهتر شدن حال آنها کاری انجام دهید.
edris
۰
تمام موقعیتها جنبه یا درونمایهٔ مثبت ندارند. بعضی چیزها واقعاً سخت و طاقتفرسا هستند و این مسئله طبیعی است.
edris
۰
وقتی به یک فرد افسرده میگوییم: «فقط خوشحال باش» به این معنی است که مخاطبمان را در نظر نگرفتهایم. با این کار ما نبرد روزانهٔ آنها را کماهمیت تلقی کرده و آن را ساده جلوه میدهیم. اگر آنها میتوانستند «فقط خوشحال» باشند، آیا تابهحال این کار را نکرده بودند؟ اگر به همین سادگی بود که نرخ افسردگی در این کشور تا این حد بالا نبود.
edris
۰
گفتن «حالت خوب میشود» به کسی که در وضعیت وحشت و شوک قرار دارد، بههیچوجه متقاعدکننده یا آرامبخش نیست؛ چون معمولاً بر اساس واقعیت نیست (شما از کجا میدانید؟ اصلاً «خوب» چه معنایی دارد؟ آیا نسبی و شخصی نیست؟) و بهسرعت مکالمه را پایان میدهد.
edris
۰
«فقط شاد/ مثبت باش!»
اگر این کار ساده بود، همه انجامش میدادیم. این جمله یک فرایند احساسی بسیار پیچیده و طاقتفرسا را ساده جلوه میدهد، بهخصوص در هنگام رویارویی با مشکلات جدی مربوط به سلامت روان.
edris
۰
«حداقل ... نیست/ هست!»
هر چیزی که واژهٔ حداقل جلوی آن بیاید، نوعی کوچکشماری است. مقایسهٔ رنج و درد کار مفیدی نیست («حداقل زندهای، درست است؟» به نظرتان این جمله کمکی میکند؟ من که فکر نمیکنم).
edris
۰
وقتی بچه بودیم احتمالاً جملاتی شبیه به اینها را شنیدهایم: «آدمهای مثبتاندیش، بهترین هستند» یا «هیچکس آدم غرغرو را دوست ندارد!» این بیانات به باور تبدیل میشوند و باورها بر رفتارهای ما تأثیر میگذارند. وقتی یک فرد بالغ مثبتگرایی را حال و هوای برگزیده برای هر شرایطی معرفی میکند، کودکان با مشاهدات خود میآموزند که حتی وقتی اوضاع خوب نیست ما باید همه سعیمان را بکنیم تا بهترین استفاده را از آن ببریم؛ فرقی هم نمیکند که اوضاع چگونه باشد. درنتیجه، بسیاری از ما یاد نگرفتهایم چطور نسبت به احساسات واقعی خود حساس باشیم و اینکه اصلاً چرا این موضوع تا این حد اهمیت دارد.
edris
۰
معنای انسان بودن این است که برای افکار مثبت، منفی و هرچه در میان این دو است فضا ایجاد کنیم.
edris
۰
ما با این پیامها بمباران شدهایم که باید همیشه مثبتنگر باشیم. وقتی این پیامها را درونیسازی میکنیم، فشار حاصل را بر دوش خودمان و دیگران میگذاریم. انگار اگر نتوانیم چنین ذهنیتی داشته باشیم، کاری را اشتباه انجام دادهایم؛ چیزی در ما نادرست است یا به دیگران آسیب میزنیم.
edris
۰
وقتی مردم در سختی و مشقت هستند، با آنها همدلی کنید. عکسبرداری از مغز نشان داده که وقتی کارکنان کارفرمایی را به خاطر میآورند که همدل نبوده است، فعالیت نقاطی از مغز که با گوشهگیری و احساسات منفی ارتباط دارد، بیشتر میشود. وقتی آنها رئیسی را به خاطر میآورند که احساس همدلی داشته، عکس این موضوع صادق است.