جملات زیبای کتاب هراکلس | طاقچه
تصویر جلد کتاب هراکلس
off
٪۶۰
subscriptionAvailable

کتاب هراکلس

نوع کتاب
۴.۲ امتیاز(از ۶ رأی)
پدیدآورندگان: 
اوریپید ، غلامرضا شهبازی
انتشارات: 
نشر بیدگل

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
علی دائمی
۴
من در این اندیشه بودم که از ایشان بخواهم تا این کودکان را از این شهـر برانند، اما فایدهٔ نجات‌دادن جانشـان چیست اگر قرار باشد که در فقری نکبت‌بار بزیند؟ چنین سرنوشتی به‌اندازهٔ خود مرگ رقّت‌بار است.
mohammad shahriari
۲
سپس زئوس‌ـ‌ـ‌ـ‌این زئوس هرکه می‌خواهد باشدـ‌ـ‌ـ‌مرا به این جهان آورد تا آماج نفرت هرا گردم. (آمفیتریون آشکارا به این اعتراض می‌کند.) نه، نه، دوست پیر، مگذار این تو را رنجه کند، چراکه من تو را پدر راستین خویش می‌دانم نه زئوس را.
ali73
۱
آه، کاش زنبور عسلی بودم با بال‌های زرین! این‌سووآن‌سو می‌پریدم و تمامی آه‌های شما را گرد می‌آوردم و همه را یکجا می‌افشردم و در قطره اشکی بزرگ فرومی‌باریدم.
ali73
۱
هیچ میرایی نیست که بدبختی دَرِ خانه‌اش را نزده باشد؛ و اگر آنچه شاعران می‌گویند راست باشد، هیچ خدایی هم نیست که در دام بلا نیفتاده باشد. آیا این خدایان به بستر یکدیگر نرفته‌اند و تن به پیوندهای گناه‌آلود نداده‌اند؟ آیا پدرانشان را با زنجیرهای خفت‌بار در بند نکرده‌اند، تنها بدان خاطر که شاه شوند؟ اما آنجا هستند و هنوز بر کوه المپوس با زندگی گناه‌آلودشان می‌سازند!
ali73
۰
چنان جامه به تن کرده‌اند که گویی راهیِ خاک‌سپاریِ خویش‌اند
آفتاب ۵۸
۰
بگذار بار دیگر به تو بگویم: به گاه تیره‌بختی یاری نزدیک خود نمی‌بینی.
آفتاب ۵۸
۰
کدام مردی آن‌گاه که باران بلا بر او می‌بارد یاری دارد؟
آفتاب ۵۸
۰
کاری نکن تا تو را، آن‌گاه که کمتر از همیشه توقع آن را داری، بر خاک هلاک اندازند.