جملات زیبای کتاب تاریخ مختصر اسطوره | طاقچه
تصویر جلد کتاب تاریخ مختصر اسطوره

بریده‌هایی از کتاب تاریخ مختصر اسطوره

۳٫۲
(۱۳)
تخیل، قوه‌ای است که دین و اسطوره را پدید می‌آورد.
پارسا
ما موجوداتی در جستجوی معنائیم. تا جایی که می‌دانیم سگ‌ها از بابت شرایط سگی زندگی رنج نمی‌کشند و در مورد بی‌خانمانی سگ‌ها در بخش‌های دیگر جهان نگران نیستند، و یا سعی نمی‌کنند زندگی خود را از چشم‌انداز دیگری ببینند. چون ما انسان‌ها به آسانی دچار نومیدی می‌شویم از همان آغاز داستان‌هایی ابداع کرده‌ایم که به ما امکان می‌دهد زندگی خود را در چارچوب بزرگ‌تری بگذاریم. داستان‌هایی با یک انگارهٔ شالوده‌ای که این حس را در ما ایجاد می‌کند که به رغم همهٔ شواهد افسرده‌کننده و پرآشوب، زندگی دارای معنا و ارزش است.
پارسا
گورهای نئاندرتال نشان می‌دهند که وقتی این انسان‌های اولیه بر میرا بودن خود آگاه شدند، نوعی ضد روایت آفریدند که به آنها امکان داد با این مسئله کنار بیایند.
پارسا
تخیل، قوه‌ای است که دین و اسطوره را پدید می‌آورد. امروزه اندیشهٔ اسطوره‌ای، بدنام شده است و غالباً آن را به‌عنوان پدیده‌ای غیرعقلانی و بی‌بنیاد کنار می‌گذاریم. اما تخیل همان قوه‌ای است که به دانشمندان امکان داده بر عرصه‌های تازه‌ای از دانش پرتو افکنند، و به آن نوع از فناوری دست یابند که ما را بی‌اندازه کارآمد کرده است. تخیل دانشمندان به ما امکان داده است به خارج از جوّ زمین سفر کنیم و پا بر کرهٔ ماه بگذاریم؛ گام‌هایی که برداشتن آنها فقط در قلمرو اسطوره امکان‌پذیر بود.
Mel
ابداع یا اندیشه‌ای که مستلزم سرمایه‌گذاری سنگین بود احتمالاً به قفسه‌های بایگانی سپرده می‌شد، چون هیچ جامعه‌ای پیش از جامعهٔ ما نمی‌توانست گسترش بی‌وقفهٔ زیرساختی را که اکنون بدیهی تلقی می‌شود تحمل کند. جوامع کشاورزی آسیب‌پذیر بودند چون به متغیرهایی از قبیل برداشت محصول و فرسایش خاک وابسته بودند.
کاربر ۹۱۰۱۴۰
ویژگی دیگر ذهن انسان، قابلیت داشتن تصورات و تجربه‌هایی است که برای آنها توضیح عقلانی نداریم. قوهٔ تخیلی داریم که به ما امکان می‌دهد به چیزی که هم اینک حضور ندارد، و چون برای اولین‌بار به ذهن‌مان خطور می‌کند، موجودیت مادی ندارد بیندیشیم. تخیل، قوه‌ای است که دین و اسطوره را پدید می‌آورد.
نلین
در دنیای پیشامدرن وقتی مردم دربارهٔ گذشته می‌نوشتند، بیشتر دل‌مشغول معنایی بودند که یک رویداد می‌توانست داشته باشد.
نلین
به محض آن‌که انسان‌ها فرایند تکامل را به اتمام رساندند، دریافتند که آرزوی بالا رفتن در شرایط وجودی آنها تعبیه شده است.
Azadehana
شما نمی‌توانید قهرمان باشید مگر آن‌که برای از دست دادن همه چیز آمادگی داشته باشید. هیچ صعودی به بالا نیست که پیش از آن نزولی به تاریکی نداشته باشد، و هیچ نوع زندگی تازه‌ای بدون صورتی از مرگ امکان‌پذیر نیست.
Azadehana
شما نمی‌توانید قهرمان باشید مگر آن‌که برای از دست دادن همه چیز آمادگی داشته باشید. هیچ صعودی به بالا نیست که پیش از آن نزولی به تاریکی نداشته باشد، و هیچ نوع زندگی تازه‌ای بدون صورتی از مرگ امکان‌پذیر نیست.
Azadehana
تاریخ دین نشان می‌دهد که هرگاه اسطوره‌ای دیگر تجلی‌های متعال را به مردم ندهد، نفرت‌انگیز خواهد شد.
Azadehana
مادام که یک رویداد تاریخی، اسطوره‌ای نشده است نمی‌تواند به سرچشمهٔ الهام دینی تبدیل شود.
Azadehana
باید به خاطر داشت که یک اسطوره رویدادی است که روزگاری به نوعی اتفاق افتاده است، اما در عین حال همیشه هم اتفاق‌می‌افتد.
Azadehana
هنگامی که می‌خواستند معنا و اهمیت غایی را در زندگی خود پیدا کنند، هنگامی که به دنبال ریشه‌کن کردن نومیدی بودند، یا به کشف زوایای درونی شخصیت خود بر می‌آمدند، وارد قلمرو اسطوره می‌شدند.
Azadehana
خردگریزی ترسان و ویرانگر همواره بخشی از تجربهٔ بشر بوده و هنوز هم هست.
Azadehana
. اما یکی از همان تحولات اولیه نشان داد که اسطوره ناکام خواهد ماند اگر از واقعیتی صحبت کند که بیش از حد متعالی و فرادست باشد. اسطوره‌ای که این امکان را ایجاد نکند که مردم به نوعی در امر قدسی مشارکت جویند، به دوردست‌ها می‌رود و در آگاهی آنها رنگ می‌بازد. در مقطعی از زمان که دقیقاً نمی‌دانیم چه هنگام بوده است، مردم در مناطق‌مختلف جهان شروع به تشخص بخشیدن به آسمان کردند. آنها دربارهٔ «خدای آسمان» یا «خدای متعال» داستان‌هایی ساختند که به تنهایی آسمان و زمین را از هیچ پدید آورده است. این یکتاپرستی اولیه قطعاً به دوران کهن‌سنگی باز می‌گردد. پیش از آن‌که شروع به پرستش شماری از خدایان کنند، مردم در بسیاری از بخش‌های جهان فقط یک خدای متعال را می‌شناختند که جهان را خلق کرده بود و از راه دور امور انسانی را اداره می‌کرد.
khatere
اسطوره غالباً از اضطراب عمیق در مورد مسائل عملی نشات می‌گیرد؛
khatere
تاریخ فرایندی از انحلال است، زیرا لازمهٔ هر تحول تازه‌ای آن است که چیزهای پیشین ویران شوند.
Mel
اما برای اغلب مردم دشوار است به خدایی علاقه‌مند باشند که به آنها هیچ علاقه‌ای ندارد.
Emma
در اساطیر، کوه‌ها غالباً مقدس‌اند: آنها در میان‌راه آسمان و زمین، مکانی بودند که مردانی چون موسی می‌توانستند با خدای خود دیدار کنند. اسطوره‌های مربوط به پرواز و عروج که در همهٔ فرهنگ‌ها دیده می‌شود، بیان‌گر میلی همگانی به بالا رفتن و رها شدن از قید شرایط انسانی‌اند. این اسطوره‌ها را نباید تحت‌اللفظی قرائت کرد. وقتی روایت عروج عیسی مسیح (ع) به آسمان را می‌خوانیم، منظور آن نیست که او را چرخان در استراتوسفر تصور کنیم. وقتی حضرت محمد (ص) از مکه به اورشلیم پرواز می‌کند و سپس از نردبامی به عرش اعلا می‌رود، در می‌یابیم که او وارد سطح تازه‌ای از قلمرو معنوی شده است. وقتی حضرت الیاس (ع) در گردونه‌ای آتشین به آسمان عروج می‌کند، در واقع ضعف شرایط انسانی را پشت سر گذاشته و وارد قلمروی قدسی شده است که فراسوی تجربهٔ زمینی ما قرار دارد.
X
در اسطوره‌شناسی و عرفان، مردان و زنان مرتباً به آسمان می‌روند، و آئین‌ها و شگردهایی از تعالی و تمرکز را طراحی می‌کنند که به آنها امکان می‌دهد این داستان‌های عروج را عملی سازند و به وضعیت والاتری از آگاهی دست یابند.
Hamzeh
همهٔ ما دل‌مان می‌خواهد بدانیم از کجا آمده‌ایم، اما چون خاستگاه‌های ما در فضای مه‌آلود پیشاتاریخ گم شده است، اسطوره‌هایی دربارهٔ اجداد پیشین خود خلق کرده‌ایم که تاریخی نیستند، اما به ما کمک می‌کنند تا دیدگاه جاری‌مان را دربارهٔ محیط، همسایگان و عادات‌مان تبیین کنیم. همین‌طور دل‌مان می‌خواهد بدانیم به کجا می‌رویم و لذا داستان‌هایی پدید آورده‌ایم که از نوعی موجودیت پس از مرگ صحبت می‌کنند، هر چند همان‌طور که خواهیم دید، اسطوره‌های زیادی نیستند که نامیرایی را برای انسان تصویر کرده باشند.
نلین
در اسطوره‌شناسی نیز فرضیه‌ای را مطرح می‌کنیم، با بهره‌گیری از آئین به آن‌جان می‌بخشیم، آن را به اجرا درمی‌آوریم، دربارهٔ اثرات‌اش بر زندگی‌مان به تأمل می‌نشینیم، و درمی‌یابیم که در مورد معمای آزارندهٔ دنیای‌مان به بینش تازه‌ای دست یافته‌ایم.
Azadehana
به محض آن‌که انسان‌ها فرایند تکامل را به اتمام رساندند، دریافتند که آرزوی بالا رفتن در شرایط وجودی آنها تعبیه شده است.
Azadehana
در واقع ما هر روز ناگزیریم در خودی که قبلاً به دست‌آورده‌ایم بمیریم. در دوران نوسنگی نیز، اسطوره‌ها و آئین‌های گذر به مردم کمک می‌کردند که میرا بودن خود را بپذیرند، به مرحلهٔ بعدی گام نهند، و شهامت تغییر و رشد را داشته باشند.
Azadehana
گفته می‌شود که تاریخ فرایندی از انحلال است، زیرا لازمهٔ هر تحول تازه‌ای آن است که چیزهای پیشین ویران شوند.
Azadehana
تراژدی در یک دوران‌گذار بر صحنه آمد؛ دورانی که اسطوره‌های کهن به‌تدریج ارتباط خود را با واقعیات سیاسی تازهٔ دولت‌شهرها از دست می‌دادند.
Azadehana
مادام که یک رویداد تاریخی، اسطوره‌ای نشده است نمی‌تواند به سرچشمهٔ الهام دینی تبدیل شود.
Azadehana
هنگامی که سفر پیدایش را به‌عنوان اثری علمی قرائت می‌کنید، یک علم بد و یک دین بد خواهید داشت.
Azadehana
در سال ۱۸۸۲ فردریش نیچه (۱۹۰۰‌-‌۱۸۴۴) اعلام کرد خدا مرده است. به تعبیری حرف او درست بود. بدون اسطوره، کیش، آئین و زندگی اخلاقی، حس قدسی می‌میرد.
Azadehana

حجم

۱۰۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

حجم

۱۰۷٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۲۰ صفحه

قیمت:
۶۰,۰۰۰
۲۴,۰۰۰
۶۰%
تومان