چه جالب است که وقتی سروکلهٔ پدر و مادرها پیدا میشود معلمها هم خوشرفتار و خوشرو میشوند.
خیلی خوشحالم که خانم هالت با دانشآموزانش خوشرفتار است نه با والدین.
maryhzd
وقتی بچه بودم، فکر میکردم همه چیز همینطور که هست میماند. درواقع، چیزی هم نبود که بخواهم بهش فکر کنم... همه چیز همیشه یکجور بود. همیشه همه چیز همانطوری بود که بزرگترها میخواستند.
و بعد همه چیز تغییر کرد، همانطور که بزرگترها میخواستند.
و من از این تغییرات متنفرم.
maryhzd
من، آمبربراون، فکر میکنم همهٔ آدمهایی که توی این دنیا زندگی میکنند باید یک دوست صمیمی داشته باشند.
نیلوفر دریاچه
دوم اینکه من، آمبربراون، میدانم فقط با تمام وجود چیزی را خواستن، به معنی به دست آوردن آن چیز نیست.
و متنفرم از این دانستن خودم.
maryhzd