جملات زیبای کتاب خیره به خورشید نگریستن | طاقچه
تصویر جلد کتاب خیره به خورشید نگریستن

بریده‌هایی از کتاب خیره به خورشید نگریستن

انتشارات:نشر قطره
امتیاز
۳.۱از ۲۵ رأی
۳٫۱
(۲۵)
تا زمانی که برای خوب زندگی نکردن‌تان به دنبال دلیلی در خارج از خود می‌گردید، هیچ تغییر مثبتی در زندگی‌تان رخ نخواهد داد. اگر روی صندلی قربانی نشسته‌اید و علل بدبختی‌تان را شوهر نادان، رئیسی بداخلاق، عوامل ژنتیکی یا اجبار می‌دانید و مسئولیت‌های خود را به گردن دیگران می‌اندازید، شما در وضعیتی هستید که از آن رهایی نخواهید داشت و به بن‌بست رسیده‌اید. مگر اینکه صندلی خود را عوض کنید روی صندلی مسئول بنشینید. شما و فقط شما مسئول وضعیت زندگی‌تان هستید و تنها شما توان تغییر آن را دارید. حتی اگر شما تحت فشار دیگران و موانعی خارج از خود هستید، باز هم حق استفاده از انتخاب‌های مختلف را دارید و می‌توانید فرصت پیدا کردن راه‌های متفاوت برای مواجهه با آن موانع را به خود بدهید
کاربر ۲۵۷۳۹۸۰
عالی‌ترین لذت اجتماعی، دوستی است.
کاربر ۸۷۶۸۹۹۳
باورهای درست و کلمات قصار بزرگان، چنان نیستند که فقط یک بار به درد بخورند: تکرار جملات پندآمیز، ضروری است.
کاربر ۲۵۷۳۹۸۰
«بعضی افراد از زندگی وام نمی‌گیرند مبادا به مرگ بدهکار شوند.»
navid
«از مرگ می‌ترسیم نه به خاطر از دست دادن آینده بلکه به خاطر از دست دادن گذشته. در حقیقت، فراموشی، شکلی از مرگ است که همیشه در زندگی حضور دارد.»
luna
۱. آنچه ما مالک آنیم (مادیات) روشنایی کاذب دارند یا بهتر بگویم تنها درِ باغ سبز هستند، شوپنهاور به ظرافت بیان داشته است که جمع‌آوری ثروت و کالا، بی‌انتهاست و هرگز انسان سیری‌ناپذیر را قانع و راضی نمی‌کند. هر چه بیشتر داشته باشیم، تقاض
کاربر ۲۵۷۳۹۸۰
«از مرگ می‌ترسیم نه به خاطر از دست دادن آینده بلکه به خاطر از دست دادن گذشته. در حقیقت، فراموشی، شکلی از مرگ است که همیشه در زندگی حضور دارد.»
serwah3742😊
خودآگاهی، والاترین موهبت و به منزلهٔ گنجی است به ارزش زندگی. خودآگاهی همان چیزی است که ما انسان‌ها را از هم متفاوت ساخته است؛ اما این خودآگاهی به بهای گزافی به دست می‌آید و آن «زخمی کشنده» است. زندگی و هستی ما در «سایه» خواهد بود، آنگاه که دریابیم: ما رشد می‌کنیم، شکوفا می‌شویم و پس از آن ناگزیر رو به کاستی می‌رویم، ضعیف می‌شویم و می‌میریم.
پرویز رستمی
در مواجهه با مرگ نیازی نیست که تمام زندگی را زیر سؤال ببرید و مأیوس شوید. برعکس، این رویارویی می‌تواند شما را آگاه و به سمت زندگی پربار هدایت کند.
amirkarimifar
فقدان تحمل‌ناپذیر، هر چند بدون آگاهی به بار می‌نشیند. مرگ همه چیز است و هیچ چیز نیست.
پرویز رستمی
وقتی فکری بیش از یک بار به ذهن خطور کند، در مغز انسان ریشه می‌دواند و تا وقتی که زنده است، به‌عنوان الگو در مغز او وجود خواهد
serwah3742😊
نیچه دو جمله مثل «سنگ خارا» دارد که در مقابل فرسایش زمان مقاومت کرده‌اند: «همانی شو که می‌توانی بشوی.» و «هر آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌کند.»
serwah3742😊
شوپنهاور می‌نویسد: «نیمی از نگرانی‌ها و اضطراب‌های ما مربوط به نظر دیگران است... ما باید این خار را از بدن خود بیرون بکشیم.» نظر دیگران تصوری خام یا یک وهم است که هر لحظه می‌تواند تغییر کند. نظر دیگران به نخی بند است و ما را بردهٔ آنان می‌کند. بردهٔ نظرات‌شان و بدتر، بردهٔ آنچه وانمود می‌کنند که به نظرشان می‌رسد؛ زیرا ما هرگز نمی‌توانیم بدانیم و بفهمیم که نظر واقعی آنان چیست.
Narges Sadeghi
با وجود اینکه مرگ جسمی، ما را از بین می‌برد، اما آگاهی از مرگ منجی ماست.
ملی
«اضطراب از هیچ چیز، سعی می‌کند تبدیل به اضطراب از چیزی بشود.» به بیان دیگر، اضطراب از هیچ فوراً خودش را به دلیلی ربط می‌دهد. داستان سوزان، به خوبی مفهوم این موضوع را روشن می‌کند.
serwah3742😊
دو اندیشهٔ مهم تسلی‌بخش نیز وجود داشت: یکی اینکه با برجای گذاشتن اثری از خود به زندگی‌اش معنا می‌بخشید و دیگر اینکه بهترین کاری که می‌تواند انجام دهد، در آغوش گرفتن زمان حاضر و زندگی در لحظهٔ حال است.
serwah3742😊
«تنها در رویارویی با مرگ است که خویشتنِ انسان متولد می‌شود.»
serwah3742😊
هر چند مرگ جسمانی، ما را از بین می‌برد ولی آگاهی از مرگ، نجات‌مان می‌دهد.
serwah3742😊
تصمیمات اساسی اغلب ریشه‌های عمیق دارند. هر انتخابی مستلزم یک انصراف است و هر انصرافی ما را از محدودیت‌ها، مرور زمان، بی‌دوامی و زودگذری آگاه می‌سازد.
serwah3742😊
ما هر روز به مرگ نزدیک و نزدیک‌تر می‌شویم. مرگ همیشه ما را همراهی می‌کند، نمی‌دانیم این ملاقات چگونه است؟ آیا عالی و باشکوه است؟
Narges Sadeghi
میلان کوندرا، رمان‌نویس اگزیستانسیال از کشور چک، معتقد است که در حالت فراموشی نیز ما مزهٔ مرگ را حس می‌کنیم: «از مرگ می‌ترسیم نه به خاطر از دست دادن آینده بلکه به خاطر از دست دادن گذشته. در حقیقت، فراموشی، شکلی از مرگ است که همیشه در زندگی حضور دارد.»
ملی
هایدگر مرگ را به‌عنوان «ناممکن بودنِ کلیهٔ امکانات» توصیف کرد.
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
ایستگاه‌های زندگی به‌عنوان تجاربی بیدارکننده از نمونه‌های بیدارکنندهٔ بسیار متداول دیگر، ایستگاه‌های زندگی هستند؛ مثل زمان‌هایی که دوستان قدیمی دوران مدرسه یا دانشگاه دور هم جمع می‌شوید و چهره‌هایی را می‌بینید که گرد و غبار پیری روی آن‌ها نشسته است. هم‌سن ‌ و سال‌های‌تان مانند آینه‌ای، گذشت زمان را به شما نشان می‌دهند. تولدها و سالگردها، تقسیم دارایی و وصیت‌نامه، به‌خصوص تولدهای مهم مثل پنجاهمین یا شصتمین سال زندگی، همه می‌توانند بیدارکننده باشند.
کاربر ۲۹۹۱۵۲۱
مرگ همه چیز است / مرگ هیچ چیز نیست
serwah3742😊
وقتی یاد بگیرید که خوب زندگی کنید، یعنی یاد می‌گیرید خوب بمیرید و برعکس،
serwah3742😊
شیوهٔ هستی‌شناسی، شما نه‌تنها از زندگانی و فناپذیری و دیگر جنبه‌های غیر قابل تغییر در زندگی بیشتر آگاه می‌شوید بلکه با اشتیاق و آمادگی بیشتر، آن تغییرات بنیادی را پی می‌گیرید. شما وادار می‌شوید با آنچه وظیفهٔ اصلی یک انسان است، مواجه شده، با آن دست‌وپنجه نرم کنید تا بتوانید در کار و حرفه و ارتباطات انسانی، صاحب اعتبار و اصیل باشید و در زندگی معنادار خود به شکوفایی برسید.
serwah3742😊
«درست زندگی کن» و «به وقتش بمیر»
serwah3742😊
«برای مرگ چیزی جز ویرانه به جا نگذار»
serwah3742😊
سارتر در زندگی‌نامه‌اش گفته است: «من آرام و بی‌صدا به سوی انتهای زندگی می‌رفتم... مطمئن بودم از اینکه آخرین انفجار قلبم، در آخرین صفحهٔ کارم ثبت خواهد شد و در آن موقع، مرگ، فقط یک مردِ مرده را با خود می‌برد.»
serwah3742😊
هایدگر مرگ را به‌عنوان «ناممکن بودنِ کلیهٔ امکانات» توصیف کرد.
serwah3742😊

حجم

۲۵۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۶۰ صفحه

حجم

۲۵۴٫۵ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۰

تعداد صفحه‌ها

۲۶۰ صفحه

قیمت:
۶۳,۰۰۰
تومان