
بریدههایی از کتاب قدرت کوآنتوم و شفای زندگی
۳٫۸
(۱۸)
از یکی از اشعار مولانا دریافتم که:
عزیزانم را نه در قلبم دوست دارم، نه در ذهنم
چون ممکن است قلبم از حرکت بیفتد
و ذهنم دچار فراموشی شود
من عزیزانم را با روحم دوست دارم
زیرا روح نه از حرکت میایستد
و نه فراموش میکند
🎸🍃تبسم🍃🎸
سطح خِرد قلب شما از ذهن شما برتر است. زیرا قلب احساس میکند، نه ذهن. احساسهای شما روشی است که روح شما بهوسیله آنها با شما صحبت میکنند. ماهیت روح شما، شادی ناب و نشاط است. اگر خوشحال و شاد هستید بدانید که روحتان سرود میخواند و اگر غمگین هستید از روحتان جدا شده و فاصله گرفتهاید و ارتباطتان قطع شده است.
🎸🍃تبسم🍃🎸
با گذشت زمان یاد گرفتم، کمتر صحبت کنم و بیشتر گوش بدهم.
دیدن را نه، نگریستن را یاد گرفتم.
یاد گرفتم با نگاه کردن خورشید شاد شوم.
یاد گرفتم با هر نفسی که میکشم، شکر کنم
یاد گرفتم زخمهایم را سریعتر التیام بخشم.
یاد گرفتم هنر در سرزنش دیگران و دلسوزی بهخود نیست.
هنر، دوست داشتن خودم و عشق ورزیدن به زندگی است.
و با گذشت زمان یاد گرفتم، خودم را دوست بدارم.
در یک کلمه هدف از همهٔ روابطمان این است که اول خودمان را دوست بداریم.
🎸🍃تبسم🍃🎸
در واقع تاریکی وجود ندارد، فقط نبودن نور است.
🎸🍃تبسم🍃🎸
ما در اعماق قلب خود میدانیم هر زمستان آبستن بهار است
و تاریکترین لحظه لحظهٔ قبل از طلوع است
خندههای زیبا بیشتر از هر کسی، برازندهٔ کسانی است که گریه کردهاند، زیرا آنها سرانجام شادی و خندهٔ از تهدل را یاد گرفتهاند. همینطور بیشتر از هر فردی، آنهایی که زمین خوردهاند، یک روز موفق میشوند که با قامتی برافراشته بایستند. آنها سرانجام یاد گرفتهاند، قوی باشند.
🎸🍃تبسم🍃🎸
یکی از دوستانم، به من گفته بود: «زندگی مثل فیلم پرنده و مرد پرندهباز است.» این فیلم حکایت مردی است که همیشه پرندههای زخمی را مداوا میکند و بعد از درمان، آنها را رها میکند تا به پرواز در آیند. او گفت: «افراد زیادی، زخمهایی دارند و وارد زندگی ما میشوند و یا اینگونه بهنظر میرسند. ما تا آنجایی که بتوانیم آنها را درمان میکنیم. سپس آنها میروند و باز شخص دیگری وارد زندگیمان میشود. روح خود را به او نیز میدهیم. او نیز بعد از مدتی میرود. خصلت آنها رفتن است و خصلت ما هم مثل آن مرد مداوا کردن است. در این بین او به آن پرنده عادت میکند، محبت میکند، وابسته میشود و چقدر سخت است وابستگی. با اینهمه او همیشه منتظر روزی است که پرنده میرود، چرا که پرنده برای پرواز کردن خلق شده است و آن دیگری برای بهبود بخشیدن به زخمها.»
🎸🍃تبسم🍃🎸
امروزِ ما، توسط موج پیشنهادی که در گذشته ارسال کردهایم، شکل گرفته است و فرداهای ما هم بسته به آنچه ارسال میکنیم، شکل میگیرند.
Ben66
اگر ما دربارهٔ یک موضوع، مدت طولانی فکر کنیم، دو نورون را بهشدت به یکدیگر متصل کرده و در طول زمان، اتصال این دو نورون، سخت و محکم میشوند. در اینجا ما به افکاری که شکلی سخت و محکم را به خود گرفتهاند، باور میگوییم.
مریم
بیایید دریابیم که علّت درد ما این است که زندگی در لحظهٔ اکنون را نمیپذیریم و در برابر آن مقاومت میکنیم. بیایید آن لحظه را بپذیرید و در لحظهٔ حال بهخود اجازه بدهید تمامی احساسات از جمله دردی که احساس میکنید را تجربه کنید و با عبور از درون این احساس، به او اجازه بدهید تا به مرحلهٔ دیگری منتقل بشود. بهیاد داشته باشید که اگر بهطور مداوم از وضعیت خود شکایت کنید، بهمعنای عدمپذیرش آنچه اتفاق افتاده، است و با ذهنی قربانی بدون اینکه متوجه شوید، دوباره شرایط مشابه را برای خود آماده میکنید. اگر گزینهٔ تغییر وضعیتی را که در آن موقعیت قرار گرفتهاید، دارید، اقدام کنید و اگر ندارید، آن را بپذیرید، ولی هرگز شکایت نکنید. این حالت یعنی تسلیم شدن و توکل کردن.
مریم
آیا فکر میکنید، کسی شما را دوست ندارد؟ این بدان معناست که شما خودتان را دوست ندارید و این ارتعاشی است که به جهان میتابانید. هیچ کس برای اینکه ما را دوست بدارد، وارد زندگیمان نمیشود.
این کار را ما فقط میتوانیم در رابطه با خودمان انجام دهیم و تا زمانیکه به معنای واقعی خود را دوست نداشته باشیم، در راه اینکه دیگری ما را دوست بدارد، مجادله خواهیم کرد و روابطی را ایجاد میکنیم که فقط بر مبنای وابستگی است. در صورتیکه وقتی خود را بهطور حقیقی دوست بداریم، این احساس بهصورت عشق و محبت بیقید و شرط در جهان جریان خواهد یافت و با ارتعاشات مشابهی مواجه خواهد شد.
مریم
زمانیکه یک فکر منفی به ذهنمان خطور میکند، خود آن فکر به تنهایی، قدرت جذب ندارد، اما زمانیکه در من حس خاصی را ایجاد کند، چون توجهام را به شکلی متمرکز به آن احساس جلب میکنم، ارتعاشم بر روی آن موضوع تنظیم شده و سبب میشود دوباره تجربهاش کنم و یا اگر از موضوعی عصبانی شده باشم، آن موضوع مشخص است و شاید لحظهٔ را که از آن موضوع عصبانی شده باشم را فراموش کنم، اما اگر آن عصبانیت در من ایجاد حسی مثل کینه و یا حسادت کرده باشد، این احساس مرا برای مدت زمانی طولانی در ارتعاش پایین نگه خواهد داشت. پس به یاد داشته باشیم این افکارمان نیستند، بلکه نوع احساس ما هستند که باعث جذب مکرر آن وضعیت و یا موضوع میشوند.
سما
زمانیکه یک فکر منفی به ذهنمان خطور میکند، خود آن فکر به تنهایی، قدرت جذب ندارد، اما زمانیکه در من حس خاصی را ایجاد کند، چون توجهام را به شکلی متمرکز به آن احساس جلب میکنم، ارتعاشم بر روی آن موضوع تنظیم شده و سبب میشود دوباره تجربهاش کنم و یا اگر از موضوعی عصبانی شده باشم، آن موضوع مشخص است و شاید لحظهٔ را که از آن موضوع عصبانی شده باشم را فراموش کنم، اما اگر آن عصبانیت در من ایجاد حسی مثل کینه و یا حسادت کرده باشد، این احساس مرا برای مدت زمانی طولانی در ارتعاش پایین نگه خواهد داشت. پس به یاد داشته باشیم این افکارمان نیستند، بلکه نوع احساس ما هستند که باعث جذب مکرر آن وضعیت و یا موضوع میشوند.
سما
روحهایی که به یکدیگر قول دادهاند، همدیگر را پیدا خواهند کرد.
maka
روابط بر اساس تعادل بنا شده است و رابطهای که در آن مدام در حال انرژی دادن باشید، شما را از بین میبرد و بهخاطر داشته باشید روابط برای رشد مشترک همچنین ایجاد شادی بیشتر است. بنابراین از روابطی که باعث بهبود و رشد شما نمیشوند، فاصله بگیرید. بهطور خلاصه این انتخاب شماست که انرژی رشد یافتهٔ خودتان را به افرادی مانند خود ببخشید یا انرژیتان را در اختیار مردمی که در تاریکی غرق شدهاند، قرار دهید و خود را در آن تاریکی به خاک بسپارید.
کاربر ۱۸۰۲۷۳۹
از راههای در حال و اکنون بودن، رها شدن از توهم زمان و کنار گذاشتن و رهاکردن عجله و شتاب است. یعنی کاهش سرعت، آرام شدن و ترک این انتظار که در جایی از آینده خوشحال خواهم شد و قرار است در آینده زندگی آرامی را داشته باشم.
کاربر ۱۸۰۲۷۳۹
زیباترین ماهیها، درعمیقترین قسمتها هستند.
و با گلهای خاص در قلهها روبرو میشویم.
شیبهای تند و صخرههای سخت، انسان را خسته میکنند.
و اما آیا آنهایی که در آسمانها پرواز میکنند، شبیه آنهایی هستند که در زمین میچرخند؟
Ben66
وقتی به یک انسان، حیوان، درخت و هر چیزی که آن را زیبا میدانید و نگاه میکنید، بدانید لحظاتی که احساسِ نشاط، محبت، شفقت و شادی که در درونتان بهوجود میآید و از این احساسها پُر هستید، خود واقعی شما درونتان درحال حرکت و ارتعاش است. روحتان در حال ترانهسرایی است، زیرا ذات پاک روح، همین عشق و شادی است.
Ben66
یکی از راههای سریع در افزایش ارتعاش، دوست داشتن خود، تقدیر و قدردانی از خودمان است.
مریم
ناخودآگاه ما هیچ تصویری از زمان ندارد. فقط این لحظه یعنی اکنون را میشناسد و زندگی میکند. مفهوم گذشته و آینده را نمیداند، یعنی وقتی میگوییم در آینده ثروتمند و موفق خواهیم شد، او نمیتواند درک کند و همیشه آن را به تعویق خواهد انداخت. آنچه من همیشه در اکنون احساس میکنم، مهم است. به این معنی که در حال حاضر در وفور نعمت، فراوانی و ثروتمند هستم. او فقط این موضوع را میداند و اجرا میکند.
مریم
گفتن جملهٔ «من خودم را دوست دارم» باعث میشود از درونتان، یک احساس گرم و صمیمی به شما سرایت کند و چاکرای عشق شما مانند گلی شکوفا شود. وقتی این کار را مدام انجام میدهید، عشق کاملاً متفاوتی را که تاکنون، هرگز آن را تجربه نکردهاید، به درون سلولهایتان جاری میشود و آن عشق را با تمام وجودتان احساس خواهید کرد.
مریم
حجم
۱۵۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
حجم
۱۵۸٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۲۰۰ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان