
بریدههایی از کتاب قدرت باور
۳٫۶
(۳۴)
اگر به همان افکار سابق بیندیشیم، به همان انتخابهای سابق خواهیم رسید. اگر به همان انتخابهای سابق دست بزنیم، همان رفتارهای همیشگی را بروز خواهیم داد. اگر همان رفتارهای همیشگی را بروز دهیم، همان تجربیات سابق را برای خودمان به وجود خواهیم آورد. اگر همان تجربیات سابق را به وجود بیاوریم، همان عواطف همیشگی در ما پدید خواهد آمد و سپس این عواطف همیشگی ما را به سمت همان افکار همیشگی میبرند.
zeinab
از منظر کوانتومی، اگر شما خودتان را در آیندهای جدید و متفاوت از گذشته مشاهده کنید، انتظار وقوع آن واقعیت را داشته باشید و سپس نتیجه را از نظر عاطفی بپذیرید، آنگاه - برای یک لحظه - در آن واقعیت آینده زندگی کرده و بدنتان را طوری شرطی میکنید که باور کند که هماکنون در آن آینده قرار دارد. پس مدل کوانتومی (که میگوید تمام امکانها در این لحظهٔ کنونی وجود دارند) به ما اجازه میدهد که آیندهٔ جدیدی را انتخاب کرده و با نظارتمان آن را وارد واقعیت کنیم و چون تمام کائنات از اتم تشکیل شده است و بیش از ۹۹ درصد اتم انرژی یا امکان است، پس میتوان گفت تعداد زیادی بالقوگی آن بیرون وجود دارند که من و شما به آنها پی نبردهایم.
zeinab
توضیح خواهم داد مادامیکه همان افکار سابق را در سر داشته باشید، به همان انتخابهای قبلی دست خواهید زد. این انتخابها همان رفتارهای گذشته را ایجاد میکنند و این رفتارها شما را در مسیر همان تجربیات سابق قرار میدهند. این تجربیات همان عواطف قبلی را در شما ایجاد میکنند و آن عواطف نیز به نوبهٔ خود همان افکار قبلی را در شما به وجود میآورند، یعنی شما از نظر عصبی- شیمیایی، همانند سابق خواهید ماند. در عمل خودتان را به یاد همان کسی میاندازید که فکر میکنید هستید.
zeinab
همانطور که در بخش واکنش استرس و زندگی در حالت بقا خواندید، این مسئله سبب میشود ترمیم بدن بیشتر به طول انجامد، چون بیشتر انرژی بدن صرف احساس خشم و اثرات شیمیایی آن میشود. این زمان مناسبی برای آفرینش، رشد و پرورش بدن نیست، بلکه زمان اقدامات اضطراری است
zeinab
اگر شما روش کاری را آنقدر خوب یاد بگیرید که در مغزتان سیمکشی شود و بدنتان از نظر عاطفی نسبت به آن شرطی گردد، آنگاه بدنتان به اندازهٔ ذهن خودآگاهتان به نحوهٔ انجام آن مسلط است. شما نوعی نظم عصبی-شیمیایی درونی را حفظ کردهاید و حالتی ذاتی و مادرزادی به آن دادهاید. دلیل این مسئله ساده است: تجربهٔ مکرر باعث میشود شبکههای عصبی مغز غنیتر شوند و هرگاه بدن شما از نظر عاطفی آن را فرا گرفت، دیگر کار تمام است.
zeinab
هر بار که فکری به ذهن شما خطور میکند، مغز علاوه بر تولید انتقالدهندههای عصبی، مادهٔ شیمیایی دیگری را نیز تولید میکند؛ پروتئین کوچکی به نام نوروپپتید که پیامی را به بدن شما منتقل میکند. بدن شما در پاسخ به این ماده، احساسی را تجربه میکند. مغز متوجه میشود که بدن احساسی را تجربه میکند، بنابراین فکر دیگری را تولید میکند که دقیقاً با آن احساس همخوانی داشته باشد. به این ترتیب مقدار بیشتری از همان پیامهای شیمیایی تولید میشود که به شما امکان میدهند مطابق احساستان فکر کنید.
بنابراین فکر، احساس را ایجاد میکند و سپس احساس، فکری را به وجود میآورد که همسطح آن احساس باشد.
zeinab
اگر تمرکزتان را بر روی این رویداد آینده حفظ کنید و اجازه ندهید افکارِ دیگر حواستان را پرت کنند، ظرف چند لحظه، حجم مدارهای عصبی مربوط به خود قدیمتان کاهش مییابد و این مسئله منجر به خاموش شدن ژنهای قدیمتان میشود. سپس میتوانید مدارهای جدیدی را شلیک و سیمکشی کنید و به این ترتیب سیگنالهای مناسبی را برای فعال کردن ژنهای جدید به شیوههای جدید فراهم کنید.
zeinab
ترس، پوچی، خشم، خصومت، بیقراری، بدبینی، رقابت و نگرانی هرگز ژنهای مربوط به سلامتی را روشن نخواهند کرد، بلکه عکس این کار را انجام میدهند. سیستم عصبی ستیز و گریز را فعال میکنند و بدن را برای حالت اضطراری آماده میکنند. در این حالت فرد انرژی حیاتیاش را از دست میدهد، یعنی همان انرژیای که برای شفا یافتن به آن نیاز دارد.
zeinab
پس این سؤال را از خودتان بپرسید: من به صورت ناخودآگاه چه باورها و بینشهایی را در مورد خودم و زندگیام قبول کردهام که برای دستیابی به این حالت وجودی جدید، لازم است آنها را تغییر دهم؟ این پرسش نیازمند کمی تأمل است، زیرا همانطور که گفتم، ما از وجود بیشتر باورهایمان آگاه نیستیم.
zeinab
وجه مشترک تمام این افراد این است که محیط بیرونیشان را نابود کردهاند، از جسمشان فراتر رفتهاند و از زمان نیز گذشتهاند تا بتوانند تغییرات عصبی چشمگیری را در خودشان ایجاد کنند. آنها وقتی خودشان را به دنیا نشان میدهند، میتوانند ذهن و بدنشان را به همکاری وادارند و دقیقاً همان دنیایی را در قلمروی ماده بیافرینند که پیشتر در قلمروی ذهنشان نقش بسته بود.
zeinab
ایگو همیشه از موقعیتهای ناشناخته پرهیز میکند و آنها را بالقوه خطرناک تلقی میکند، چون از نظر ایگو، ناشناختهها قابل اعتماد نیستند.
zeinab
وقتی رویداد مورد نظر در اثر تجربهٔ مکرر از نظر عصبی-شیمیایی در مغز شما تثبیت شد، آنگاه فقط کافی است که به یک فکر یا احساس آشنای ناخودآگاه دسترسی پیدا کنید تا بدنتان وارد عمل شود و برنامهٔ خودکار مورد نظر به اجرا در بیاید. در این حالت شما بهطور موقت وارد حالت وجودی خاصی میشوید و این حالت وجودی، آن رفتار خودکار را برای شما اجرا میکند.
zeinab
افراد مبنی بر خوردن شیشه یا بازی با مارهای سمی یا راه رفتن بر روی سنگهای داغ، فراتر از جسم، محیط و زمان آنهاست و بیولوژی بدنشان را طوری تغییر میدهد که امور بهظاهر ناممکن برایشان ممکن میشود. ایمان راسخی که این افراد به خدای خود دارند، جایی برای شک و تردید باقی نمیگذارد.
zeinab
باورها در اصل افکار و احساساتی (نگرشهایی) هستند که مدام آنها را تکرار میکنید، تا جاییکه در مغزتان سیمکشی میشوند و بدنتان از نظر عاطفی نسبت به آنها شرطی میشود. میتوان گفت که شما به آنها اعتیاد پیدا میکنید. به همین دلیل است که تغییر آنها برایتان سخت است و اگر این افکار و احساسات به چالش کشیده شوند، ته دلتان احساس ناخوشایندی به وجود میآید.
zeinab
پس اگر میخواهید باور یا بینشی را تغییر دهید، باید ابتدا حالت وجودیتان را تغییر بدهید و تغییر حالت وجودی به معنای تغییر انرژی است، زیرا برای اینکه بتوانید روی ماده اثر بگذارید، باید بیشتر انرژی و کمتر ماده باشید. باید بیشتر موج و کمتر ذره باشید. برای این منظور باید نیت واضحی را با یک عاطفهٔ متعالی ترکیب کنید. به این دو قلم نیاز دارید.
zeinab
اگر شما برای تغییر باور یا بینشی که در مورد خودتان یا زندگیتان دارید، انرژیتان را تغییر دهید، آنگاه در واقع دارید فرکانس اتمها و مولکولهای جسم فیزیکیتان را بالا میبرید و میدان انرژیتان را قویتر میکنید
farinaz Naghshe
چون بهترین راه برای پیشبینی آینده این است که آن را خلق کنیم - البته نه از شناختهها، بلکه از ناشناختهها.
zeinab
این مثال میتوان گفت که بردهٔ بدنتان شدهاید (زیرا بدن شما به ذهنتان تبدیل شده است)، در دام شرایط محیطتان گیر افتادهاید (چون تجربهای که با افراد و اشیای خاصی در مکان و زمان خاصی کسب کردهاید، بر فکر، عمل و احساس شما سایه انداخته است) و شما در درون زمان گم شدهاید (چون آنقدر در گذشته زندگی کردهاید و انتظار آیندهٔ یکسانی را داشتهاید که دیگر ذهن و بدن شما نمیتوانند در لحظهٔ حال باشند). پس اگر میخواهید حالت وجودی کنونیتان را تغییر دهید، باید از این سه مقوله بزرگتر باشید: بدن، محیط و زمان.
zeinab
وقتی شما تقدیری را در ذهنتان فرا میخوانید و یا رویای دستاورد جدیدی را در سر میپرورانید، مدام آن را تصور میکنید و کمکم با آن آشنا میشوید. هر قدر شناخت و تجربهٔ شما در رابطه با واقعیت مورد نظرتان بیشتر باشد، منابع بیشتری در اختیار خواهید داشت و خواهید توانست در تصویرسازیهای ذهنیتان الگوی بهتری ایجاد کنید و در نتیجه عزم و انتظار شما نیز (مانند خدمهٔ هتل) بالاتر خواهد بود. شما به خودتان «یادآوری میکنید» که اگر به خواستهتان برسید، زندگیتان چگونه خواهد بود و چه احساسی خواهید داشت. اکنون نیت شما ضمیمهٔ توجهتان شده است.
zeinab
از سوی دیگر عواطفی مانند شکرگزاری و قدرشناسی باعث میشوند قلب انسان باز شده و انرژی بدنش به مکان جدیدی منتقل شود و از مراکز هورمونی تحتانی خارج گردد. شکرگزاری از عواطف بسیار قدرتمند است و میتواند سطح تلقینپذیری شما را بالاتر ببرد. شکرگزاری از نظر عاطفی به بدن شما یاد میدهد که رویداد مورد نظرتان پیشاپیش اتفاق افتاده است، زیرا ما معمولاً بعد از وقوع رویداد مورد نظرمان شکرگزاری میکنیم.
اگر قبل از وقوع اتفاق مورد نظرتان شکرگزاری کنید، بدنتان (در مقام ذهن ناخودآگاه) باور میکند که آن رویداد واقعاً برای شما اتفاق افتاده است یا همین حالا در لحظهٔ حال دارد اتفاق میافتد.
zeinab
از آنجا که خاطرات ضمنی در اثر عواطف ناشی از تجربه شکل میگیرند، دو سناریو برای شکلگیری آنها وجود دارد: ۱- رویدادی که یک مرتبه رخ میدهد و بار عاطفی بالایی دارد، به سرعت حک شده و در ذهن ناخودآگاه ذخیره میشود (برای مثال خاطرهای در دوران کودکی که در آن فرد در یک فروشگاه بزرگ بوده و مادرش را گم کرده است)، یا ۲- انبوهی از عواطف که در اثر تکرار مداوم تجربه ایجاد میشوند و بهصورت مکرر در ناخودآگاه ثبت میگردند.
zeinab
امواج مغزی به ترتیب از کندترین به سریعترین عبارتند از دلتا (خواب عمیق و ترمیمی - کاملاً ناخودآگاه)، تتا (حالت گرگ و میشی بین خواب عمیق و بیداری)، آلفا (حالت آفرینش و تخیل)، بتا (تفکر خودآگاه) و گاما (حالتهای بالای خودآگاهی).
zeinab
اگر پایینتر بیاییم و بخواهیم وارد حالت تتا شویم، کارمان کمی سختتر میشود. تتا حالتی بینابینی است که ما در آن نیمهبیدار و نیمهخوابیم (در توصیف این حالت گفته میشود که «ذهن بیدار و بدن خواب است»). در مراقبه باید دنبال این حالت باشید، زیرا در این حالت تلقینپذیری در بالاترین سطح خود قرار دارد. در حالت تتا میتوانیم به ناخودآگاهمان دسترسی پیدا کنیم، زیرا در این حالت ذهن تحلیلی خاموش است و بیشتر در دنیای درونمان قرار داریم
zeinab
اگر بخواهید یک بینش ضمنی یا ناخودآگاه را تغییر دهید، باید میزان ناخودآگاه بودن آن را کم کنید و بیشتر از آن آگاه شوید. باید به همهٔ جنبههای خودتان و زندگیتان که تاکنون توجه چندانی به آنها نکردهاید، بیشتر توجه کنید. باید بیدار شوید، سطح هشیاریتان را تغییر دهید و از چیزهایی که زمانی از آنها ناآگاه بودید، آگاه شوید.
zeinab
به عبارت دیگر، اگر بتوانید رویداد مورد نظرتان را (که میخواهید آن را در زندگیتان تجربه کنید) تجسم نمایید، آنگاه آن واقعیت از قبل به صورت امکان در جایی از میدان کوانتومی - در ورای این مکان و زمان - وجود دارد و منتظر است تا شما آن را مشاهده کنید. اگر ذهن شما (به واسطهٔ افکار و احساساتتان) میتواند روی زمان و مکان ظهور یک الکترون تأثیر بگذارد، پس از نظر تئوریک، شما قادرید روی ظهور هر تعداد امکانی که بتوانید تصور کنید، تأثیر بگذارید.
zeinab
۲۶: وقتی شما انرژیتان را تغییر میدهید، در واقع ماده را به ذهن جدیدی ارتقا میدهید و بدنتان در فرکانسهای بالاتری به ارتعاش درمیآید. شما بیشتر انرژی میشوید و کمتر ماده؛ بیشتر موج و کمتر ذره. هر قدر عواطف شما متعالیتر و یا حالت ذهنی آفرینندهٔ شما بالاتر باشد، انرژی بیشتری در اختیار خواهید داشت تا برنامههای بدنتان را بازنویسی کنید. سپس بدنتان به ذهن جدیدی پاسخ خواهد داد.
zeinab
اگر انرژیتان را تغییر دهید، حالت وجودیتان تغییر میکند و سیمکشی مجدد مغز و بروز عواطف شیمیایی جدید در بدن شما باعث بروز تغییرات اپیژنتیکی میشود که در نتیجهٔ آن شما در عمل به شخص جدیدی تبدیل میشوید.
farinaz Naghshe
واقعیت را میتوان به یک هدف متحرک تشبیه کرد. ما عادت داریم که واقعیت را مقولهای ثابت و قطعی در نظر بگیریم، اما همانطور که در این فصل خواهید دید، چیزهایی که تاکنون در مورد واقعیت به ما گفتهاند، به هیچ وجه صحیح نیستند.
farinaz Naghshe
هر اتمی میدان انرژی یا امضای انرژیایی خاص خودش را دارد، به همین دلیل وقتی اتمها در کنار هم جمع میشوند و مولکولها را میسازند، میدانهای اطلاعاتشان را باهم به اشتراک میگذارند و سپس الگوهای انرژیایی ترکیبیِ منحصر به فردی از خود ساطع میکنند.
farinaz Naghshe
نباید ژنها را لوحهایی سنگی در نظر بگیریم که تقدیرمان با آداب و تشریفات خاصی روی آنها حک شده است، بلکه باید آنها را انبارهایی پر از اطلاعات رمزنگاریشده و یا کتابخانههای بزرگی در نظر بگیریم که در داخل آنها امکانهای زیادی برای بیان پروتئینها وجود دارد
کاربر ۷۱۷۲۱۶
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۶۲ صفحه
حجم
۱٫۴ مگابایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۴۶۲ صفحه
قیمت:
۱۱۱,۰۰۰
تومان